BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 08:31 گرينويچ 2008 ,22 سپتمبر
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: سيب جادويی

سيب های جادويی، باز و پادشاه

پادشاه ای با خانواده اش در قصری زندگی می کرد پادشاه، بازاش را خيلی دوست داشت. روزی پادشاه بيمار شد، که علاجش دشوار بود.

طبيبی گفت در کوه مقابل قصر سيب جادويی وجود دارد. اگر کسی خسته آن را در زمين کارد، فردا درخت بزرگی شده پنج سيبی خوش طعمی می دهد.

خوردن سيب ها برای پادشاه شفا بخش است، که تا زنده باشد بيمار نه شود. کسی حاضر به آوردن خسته نشد.

باز، پس از زمان طولانی خسته را آورده چنان کرد، که توصيه شده بود. فردا پنج شاخه گل مبدل به 5 سيبی شد،که در پنج روز پخته شدند.

پسر بزرگ پادشاه،شهزاده کريم به دستور طبيب تا نيمه های شب بيدار ماند تا از سيب ها مواظبت کند، اما پس از اندک زمانی خواب رفت.

صبح همه متوجه شدند که يکی از سيب ها گم شد، شب دوم هم از به خواب رفتن شهزاده حبيب سيب دوم مفقود شد. پادشاه از اين رهگذر خيلی پريشان شد.

شهزاده خالد با همراهانش
ديوخواست هر پنج سيب را خورده پادشاه منطقه شود. شهزاده خالد به جنگ ديو شتافت.

پيره زنی آمد و از ديوی خبر داد که از راز سيب ها می داند، ديو خواست هر پنج سيب را خورده پادشاه منطقه شود. پادشاه بروی خشم آلود شد.

شهزاده خالد نزد طبيب رفته دوا گرفت تا بيدار ماند. وی با تجهيزاتش به جنگ ديو شتا فت،شب از نيمه گذشت ديو رسيد. شهزاده ديو را هشدار دادبه درخت نزديک نشود.

جنگ در گرفت پوستين ديو آتش گرفت و ديو انسان شد، سرانجام روز پنجم سيب ها پخته شدند و سه سيب باقی مانده را پادشاه خورده صحت يافت.

 بزک شيطان قصه های زندگی
بزک شيطان
آفتاب سياه قصه های زندگی
آفتابی درنقاب
 سيب خام قصه های زند گی
سيب خام
 ماجرای خرگوش ها قصه های زندگی
ماجرای خرگوش ها
رسم گم شده قصه های زندگی
رسم گم شده
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>