|
يک قصر و هراز دريچه : رستورانت زيردريايی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مريم و آرش منتظراند. مريم ، که از انتظار بدش می آيد، از آرش می خواهد اين حرف را به لالو ماما نگويد، اما با رسيدن لالو، آرش وعده خلافی می کند. مريم با قهر از عدم رازداری آرش شکايت می کند. لالو ماما در مورد راز داری برای مهمانانش دريچه يی می گشايد. دريچه: خبر رسانک برای جوانان از پشيمانی جوانی حکايه می کند، که راز دوستش را فاش ساخته بود. در اين ميان پسری از راز داری و جلب اعتماد دوستش سخن می زند، که باعث تحکيم دوستی شان شده است. در خاتمه پس از صحبت های طولانی در مورد رازداری، خبر رسانک از سخن از بزرگان ياد می کند، که گفته اند: "راز را بايد به زندان سينه جای داد و به گور دل سپرد". بابسته شدن دريچه آرش وعده می سپرد تا بعد از اين راز دار باشد. سپس همه با هم سوی دهليز دگر و دريچه دگر راه می افتند. در راه مريم با ديدن سايه قصر در آب ، گمان می برد، در زير آب هم قصريست. لالو ماما موجوديت قصر های زيردريايی را تائيد کرده دريچه می گشايد. دريچه: مريم و آرش به اتفاق لالو ماما از دريچه فرهاد و فرزانه را می بيند، که از بابه حکيم در مورد موجوديت رستورانت يا بعضی جا های تحت البحری می پرسند.
بابه جکيم می گويد: "البته، که در دنيا رستورانتی به نام آيتا وجود دارد،که اولين ر ستورانت زير درياييست. اين رستورانت در زير آب های اقيانوس هند ازآهن وشيشه ساخته شده است . مگر مردم چگونه به اين هوتل داخل می شوند و چگونه نفس می کشند؟ حکيم بابا اضافه می کند مردم از راه تونل مانندی به رستورانت داخل می شوند و اکسيجن رستورانت هم از همين راه تامين می شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||