|
يک قصر و هزار دريچه: ويتامين سی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
الهام و مينا از گرمی هوا شکايت کرده گيلاس های پراز شربت ليمو از لالو ماما دريافت می کنند، اما مينا شربت ليمورا بنا بر ترش بودنش، نمی نوشد. الهام از مفيد بودن ليمو و داشتن ويتامين سی می گويد. مينا ناباورانه می خندد. لالو ماما به همين ارتباط دريچه يی می گشايد. دريچه: عادله و شکيلا همواره با هم جهت آوردن آب به چشمه می رفتند، اما اين بار عادله نمی خواهد چشمه برود. وی از خون شدن بيره هايش صبح هنگام و حين خوردن غذا ياد می کند. شکيلا او را به رفتن نزد داکتر تشويق می کند.
چندی تعد که بازهم شکيلا با عادله مقابل شده از بيماری اش می پرسد. عادله علت صحت ياب شدنش نظر به توصيه داکتر ، گرفتن ويتامين سی می خواند. وی از قول داکتر، در مورد سی می گويد، ويتامين سی بدن انسان را در برابر بيماری ها مقاومت بخشيده ,اشتها را خوب و در تقويه استخوانها سهم ارزنده دارد. او می گويد ويتامين سی را می توان در مرچ سبز، کاهو، کدو، تربوز، خربوزه و بسياری از ميوه های تازه در يافت. با همين گفته دريچه بسته می شود. حين قدم زدن در دهليز های قصر، الهام پتاقی مرمی را از جيبش بيرون می آورد. لالوماما آن را خطرناک خوانده و در مورد دريچه يی می گشايد . دريچه:
خبر رسانک در مورد خطربازی با مرمی های منفجر ناشده و باروت، قصه ميرا جان را می گويد، او مرمی را درتفنگ شکاری اش جا داد، که انفجار کرد و رويش را سوخت. ميرويس نيز قربانی اين گونه حوادث شد. او زمانی از مرمی، باروت آن را بيرون می کرد انفجاری رخ داد، که درنتيجه انگشتانش را از دست داد. نعيم خريطه پر از باروت را نزديک اجاق آتش گذاشته بود، باروت ها آتش گرفتند. در اين حادثه نعيم تمام هيزم زمستان و خرچ خانه اش را از دست داد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||