 | | | نيزه بازی در زمان آريايی وسيله جنگی بود، که بعد ها شکل بازی را به خود گرفت. |
رحيم و ليلا در صحن قصر يک راس اسپ و نيزه های طلايی رنگ را ديده متعجب می شوند. هردو پس از ديدن لالوماما داخل قصر می روند. ليلا درمورد نيزه و اسپ می پرسد. لالوماما اسپ را متعلق به شهزاده می خواند، که نيزه بازی می آموزد. بعد به همين بهانه دريچه يی در موردنيزه بازی می گشايد. دريچه: خبر رسانک در مورد نيزه بازی نظر نو جوان را می پرسد. عده يی اظهار بی اطلاعی می کنند، اما پسری می گويد نيزه بازی، بازيست که با اسپ اجرا می شود. خبر رسانک می گويد نيزه بازی بيشتر در ولايات پکتيا، پکتيکا و غزنی مروج است. در مورد چگونگی اين بازی عبدالغفار يکی از مو سپيدان غزنی می گويد: "نيزه بازی، بازی انفراديست، طوری که نيزه باز سوار بر اسپ، نيزه يی به طول دو نيم متر را با سرعت، حدود دور تر از يک کيلو متر رانده، چوبی را نشانه می گيرد که به نام هد ف در زمين کوبيده شده است. بستن فيته سرخ برای مشخص شدن نيزه و نواختن دهل يکی از ضروريات اين بازيست. نيزه بازی بيشتر در فصل های بهار و خزان اجرا می شود، که هوا گرم نباشد.  | | | بستن فيته سرخ برای مشخص شدن نيزه و نواختن دهل يکی از ضروريات اين بازيست. |
فتح الله يکی از مو سپيدان غزنی می گويد تاريخ دقيق نيزه بازی در افغانستان روشن نيست، اما گفته می شود که از زمان آريايی ها رواج داشته است. آريايی های کهن هنگام جنگ در کنارساير وسايل جنگی، از نيزه نيز منيحيث وسيله جنگی استفاده می کردند. بعد ها نيزه بازی شکل بازی را به خود گرفت، که در مراسم خاصی چون: عروسی، ميله و جشن ها بازی می شود که جوايز نقدی همراه دارد. با بسته شدن دريچه لالوماما پس از اندک صحبت ، مهمانانش را به تماشای دريچه های دگری دعوت می کند. |