سردار و تورپيکی حين رسيدن به قصر، از لالوماما در مورد جامعه مدنی می پرسند، که سردار در مورد در مجله يی خوانده بود. لالوماما برای آشنايی مهمانان با مفهوم جامعه مدنی دريچه يی می گشايد. دريچه: خبررسانک ديدگاه نو جوانان را در مورد جامعه مدنی می پرسد. آنها نظريه های متفاو تی ارايه می دارند. ميلاد از قول برادرش می گويد: جامعه مدنی مجموع نهاد و ساختارهاييست، که جوا بگوی ضرورت های جامعه می باشد، مانند: وزارتها، موسسات و گروپهای از مردم است. به باور نو جوان ديگری، حتی مسجد می تواند جامعه مدنی باشد. هر ارگان جامعه مدنی از خود وظايفی دارد، که در مجموع، رفع نيازمندی های جامعه را تشکيل می دهد. باختم دريچه، لالوماما مطالعه را يکی از راه های آموزش در موارد مختلف خوانده از پسری می گويد، که 15سال دارد مطالعه می کند و قصه می نويسد، بعد دريچه گشوده می شود. دريچه:  | | | اسد آرزو دارد قصه هايش به شکل کتاب چاپ شوند. |
اسد الله پسريست از ولايت باميان، در صنف 6 مکتب درس می خوا ند و دوست دارد قصه های جادويی بنويسد. مشوق او در اين راه پدرش می باشد. اکثرا سوژه قصه های اسد را شوخی ها و مشکلات اطفال می سازند. او آرزو دارد قصه هايش را به شکل کتاب چاپ کند. به باور او قصه نويسی کاريست آسان .اسد می خواهد در آينده ژورناليست شود. |