|
خورجين بنجاره: ترانه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سرور، قلمی را برای فوزيه نشان می دهد. فوزيه قلم را خوش نموده برايش ترانه می خواند. در اين وقت بنجاره والا با اسپ خودرسيده، مورد توجه اطفال قرار می گيرد. کودکان از ديدن اسپ بنجاره والا خو شی کرده از اسپ تعريف می کنند. بنجاره والا می گويد وقتی جای های دور می رود، توسط اسپ می رود. او به ترانه اطفال که قبل از رسيدنش زمزمه می کردند اشاره کرده از فوزيه می خواهد تا ترانه را که در باره قلم می داند بخواند .
قلم ای قلم خوش رنگم - بی تومن خسته و دلتنگم قلم ای قلم خو دکارم - تويی همراه من و يارم رسم هايم با تو زيبا می شوند- پنجه هايم با تو يکجا می شوند همه ترانه را ستوده و بار ديگر به تکرار می گيرند. بنجاره والا در خاتمه برای آنها يک يک دانه قلم تحفه می دهد و به کوچه ديگر می رود. کوچه ديگر : خانو و نازو سوی خانه خاله خود می روند ، مادر آنها يک مقدار پول هم داده است. نازو برای خانو می گويد: بايد با پول ها احتياط کنند تا مبادا گم شود. هردو می خواهند بدانندکه پول آنها چقدر است؟
خانو صد افغانيگی را نشان داده، می گويد: اين صد افغانيست، ولی نمی دانند باقی پولی که (پولسياه) است، چند می شود. در همين وقت بنجاره والا آمده و با آنها کمک می کند که بالای نوت صد افغانيگی يک يک افغانی اضافه کنند. آنها از يک صد و يک، تا يک صد ده شمار می کنند و بالاخره می دانند که پول های شان يک صدو ده افغانی است . نازو و خانو شمارش را تکرار می کنند وبنجاره والا ازاستعداد آنها تمجيد کرده با تقديم يک يک پوفانه به کودکان راهی کوچه ديگر می شود. کوچه ديگر : ولی برای شمله از مرغ تخمی خود تعريف می کند. شمله خنديده فکاهی را که در مورد مرغ ياد دارد می گويد. در اين حال بنجاره والا رسيده از شمله می خواهد تا فکاهی را به تکرار گيرند.
شمله می گويد: دوتا خواهرخنده ها از مرغ های تخمی شان تعريف می کردند، يکی گفت: مرغ من روزانه و سال پر تخم های بسيار بزرگ می گذارد. روزی خواهر خوانده اش به خانه آنها آمد، هرچند صبح تا ديگر انتظار کشيد، ولی از تخم مرغ خبری نشد.. بالاخره با دلتنگی تمام پرسيد کجاست تخم مرغ تعريفی ات؟ خواهر خوانده اش خنده کنان گفت: ای ساده، امروز که جمعه است ومرغ ها تخم نمی دهند. همه با هم خنديدند. بنجاره والا پس از تقسيم تحفه ميان کودکان با آنها خدا حافظی کرده هريک راهی خانه های شان شدند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||