|
يک قصر و هزاردريچه: بزرگترين موتر دنيا | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
لالوماما با سمير و سهيلا مهمانانش در مقابل قصر روبرو می شوند. لالو ماما پس از سلام عليکی با مهمانان از آنها می پرسد ذريعه چه تا قصر رسيدند؟ مهمانان با خوشی ابراز می کنند که اين بار انها با سواری موتر به قصر آمده اند و از لالو می خواهند که آنها را زود تر به داخل قصر ببرد . لالو به خوشی و شادمانی مهمانانش را داخل قصر ميبرد .در دهليز سهيلا و سميرا از موتری ياد می کنند که بزرگتر از ساير موتر ها بود. سميرا موتر را در وقت آمدن در حويلی قصر ديده بود. او ضمن گشت وگزار در دهليز های قصر از تصاوير موتر های نشانی می گويد که در و ديوار ها مشاهده کرده بود. اطفال اصرار ميکنند که لالو دريچه يی را در همين مورد برای آنان نيز بگشايد و لالو نيز چنين مي کند. دريچه سمير ، سهيلا و لالو ماما از دريچه دو نوجوان را به نام های حسينه و زلمی مشاهده می کنند. در دست حسينه يکه مجله است و به دقت آن را می نگرد، زلمی از وی می پرسد که در مجله چی را تما شا می کند؟ او از بزرگترين موتر لاری جهان ياد می کند و عکسش را در مجله به زلمی نشان می دهد زلمی در عکس موتری را می بيند که بسيار کلان است. شخصی که درپهلوی تاير های موتر ايستاده است تا نصف آن می رسد. يعنی هر تاير موتر لاری دوبرابر قد يک انسان بالغ بلندی دارد .
اين لاری در آمريکا ساخته شده و در معادن ازان کار گرفته می شود. زلمی درمورد بلندی و درازی موتر می پرسد. حسينه می گويد: اين موتر تقريبا هفت و نيم متر بلندی دارد و نزده و نيم متر درازی دارد . با همين گفته دريچه هم بسته می شود. لالو ماما و مهمانان معلومات اخذ شده در مورد موتر را با هم به تکرار می گيرند سپس لالو ماما به تقاضای مهمانانش آماده باز کردن دريچه ديگر می شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||