|
ېک قصرو هزاردرېچه: باېسکل | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
رعنا و اميد سوار بر بايسکل ، به طرف قصر می روند. اميد بايسکلش را با سرعت تمام می راند و رعنا از ترس زياد چشمانش را بسته است. آنها مسافه زيادی را پيمودند تا اينکه به قصر هزاردريچه يی رسيدند، جايکه لالو ماما منتظر ورود شان است. وقتی مهمانان در صحن قصر می آيند، لالو ماما را می بينند که همراه بايسکلش در پياده رو های قصر ميان گل و گلبن ها می راند و با صدای زنگ بايسکلش، با آواز بلند بيت می خواند. رعنا و اميد از ديدن لالو ماما می خندند. همينکه چشم لالو ماما به مهمانانش می افتد از بايسکل پياده می شود و به طرف آنها می آيد. لالو ماما پس از سلام عليکی از ناوقت آمدن مهمانانش می پرسد.
اميد می ترسد مبادا بايسکلش از حويلی قصر مفقود شود. لالو ماما می خندد و می گويد: "آخر شار (شهر) چور خو نيست بابا". سرانجام جروبحث ها در مورد بايسکل باعث می شود تا لالو ماما دريچه درمورد بايسکل بگشايد. دريچه لالوماما با رعنا و اميد از دريچه، هارون و انور دو رفقای را می بينند که برای شرکت در مسابقه بايسکل رانی قريه شان، آماده گی می گيرند. هر دو پس از تمرين بايسکل رانی در گوشه می نشينند و در مورد بايسکل، بايسکل سواری و اختراع بايسکل با هم حرف می زنند که حکيم بابا هم از راه می رسد. بچه ها از ديدن حکيم بابا خوش می شوند و به سلامش می روند. حکيم بابا در جمع آن دو می نيشيند و از مسله طرف بحث شان می پرسد. انور می گويد آنها در مورد بايسکل با هم حرف می زدند. اينکه بايسکل چگونه بوجود آمد؟ و برای اولين بار بايسکل توسط که اختراع شد؟
"بايسکل در ۱۲ دسامبر سال ۱۸۵۵ يعنی ۱۵۰ سال پيش از امروز اختراع شد ولی نه به گونه پيشرفته امروزی و نه توسط يک نفر". بچه ها تعجب آميز می پرسند: "پس چگونه اختراع شد"؟ حکيم بابا می گويد گروه از دانشمندان پس از تحقيق و کاوشهای زياد سرانجام قادر به اختراع بايسکل به گونه خيلی ابتدای آن شدند ". حکيم بابا به دامه گفته هايش می گويد: " اولين بايسکل به سبک دوتايری امروزی توسط يک صنعتگر فرانسوی به نام" ارنست ميشو " اختراع شد. اين بايسکل از چوب ساخته شده بود که بيشتر درزمينهای صاف بدرد ميخورد، بعدها اين بايسکل توسط خــــود " ارنست ميشو " به آهنی مبدل شد و مک ميلن اسکاتلندی برای آن زنجير و رکاب و زين و پايه دان اختراع کرد".
هارون در مورد نوعيت بايسکل می پرسد و حکيم بابا می گويد: "از آن وقت تا به حال بايسکل با انواع مختلف مورد کاربرد دارد. بايسکل هايکه به نام کراس(چينايی) ياد می شود و در جاده ها برای کار های روز مره کار گرفته می شود. ديگر بايسکل ورزشی است که در مسابقات مورد استفاده دارد البته با قدری تفاوت شکل از بايسکل های چينايی. و بايسکل ديگری که به منظور تفريح و نمايش در سرکس ها کار گرفته می شود، و بايسکل های طفلانه هم يکی ديگر از انواع بايسکل بشمار می رود". انور با تعجب از انواع بايسکل ها می گويد که تا اکنون به آنها توجه نکرده بود و حتی نام های آنرا هم نمی دانست. حکيم بابا از بايسکل هارون می گويد که از نوع بايسکل سپورتی است اما بايسکل انور که از نوع بايسکل چينايی است.
اما در بايسکل سواری چه به مقصد کار های روزانه و يا به منظور اشتراک در مسابقات، بدوشک احتياط را نبايد فراموش کرد ورنه خطر های جدی متوجه شخص مذکور شده می تواند. با گفته های حکيم بابا دريچه هم بسته می شود. مهمانان (رعنا و اميد) از معلوماتيکه در مورد ابداع، تکامل و انواع بايسکل از حکيم بابا شنيدند با لالو ماما در ميان می گذارند. لالوماما تصاويری از انواع بايسکل ها را به مهمانش نشان می دهند و به طرف دريچه های ديگر به راهشان ادامه می دهند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||