BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 09:16 گرينويچ 2007 ,24 اپريل
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زنده گی: پنجه چنار

پنجه چنار با برگ های زرد
پنجه چنار از جمله درخت های است که عمر دراز دارد
دو خواهر خوانده ها بنام های شبنم و سوسن ، با والدين شان يکجا د ر يک قريه زندگی می کردند.

يکی از روزها هر دو همراه با برادر شبنم که پرويز نام دارد به جنگلی نزديک قريهء شان که سر سبز و پر از گل است ، برای جمع کردن هيزم ميروند.

اطفال متوجه يک درخت بلند و کلان ميشوند که در نزديک جوی است و گل های لاله هم در اطرافش رويده .

آنها با ديدن درخت حيران ميشوند ، چرا که دفعه اول است چنين درخت را ديده اند و نمی دانند که اين درخت چی نام دارد؟

هر سه پوشتاره های هيزم های خود را به زمين ميگذارند و به چيدن گل های لاله شروع ميکنند .

آهسته آهسته هوا تاريک ميشود، چشم شبنم به يک ريسمان که در همان درخت آويزان است ، ميافتد و هر سه با خوشحالی به نوبت گاز ميخورند که در همين وقت رعد و برق ميشود و باران شروع به باريدن ميکند .

 تمام درخت ها در صاف کردن هوا نقش مهم دارند، اما ما زيادتر منطقه را سبز و هوا را صاف ميسازيم .
درخت پنجه چنار

اطفال از گير باران در زير همان درخت ايستاده ميشوند و از درخت تعريف می کنند باران شديد تر ميشود و بعد از چند دقيقه آرام ميشود .

پرويز شان ميروند که هيزم های خود را بگيرند ، هر قدر تپ و تلاش ميکنند هيزم هاي را که جمع کرده بودن ،نمييابند .

شبنم و سوسن از گم شدن هيزم ها جگر خونی ميکنند ، اما پرويز آنها را دلداری ميدهد و ميگويد که فردا دوباره برای جمع کردن هيزم ميايم حال بياييد که خانه برويم .

هوای تاريک موجب ميشود که اطفال راه خانه خود را گم کنند ، هرسه به گريه ميشوند و حيران هستند که کجا بروند؟ صدای حيوانات وحشی هم نزديک شده ميرود .

آنها گريه کنان به کنار يک جوی ميرسند و ناگهان يک پل را ميبينند و نزديک پل ميروند و متوجه ميشوند که يک درخت کلان بالای جوی مثل پل مانده شده است .

صدای گرگ های وحشی نزديک ميشود، اطفال مجبور ميشوند با بسيار ترس و لرز از پل بگذرند ، در همين اثنا گرگ ها نزديکتر ميشوند.

برگ پنجه چنار
اطفال با تعجب ميبينند که برگ پنجه چنار به دست شان شباهت دارد

پرويز شان هوشياری ميکنند و با تمام خسته گی داخل باغ ايکه نزديک پل است ، ميروند و از گير گرگ ها د پُت ميشوند .

بعد از چند دقيقه شبنم با بسيار ترس ميبيند که صدای گرگ ها دور شده اند و ناگهان متوجه ميشود که در تنهء درخت هستند.

هر سه از داخل تنه درخت بيرون ميشوند و ميبينند که يک باغ پراز درختان بلند بلند و کلان کلان است ، رقم همان درختی که در سر جوی مانده شده بود.

اطفال از هوای صاف و درختان باغ و سايهء آن ها تعريف ميکنند و افسوس ميخورند که ای کاش ميدانستند درختان به اين بزرگی چی نام دارند ؟

آنها ميخواهند سوی خانه بروند ، در همين وقت يک صدا بگوششان ميرسد ،آنها با بسيار تر س و حيرانی ميبينند که همان درخت ايکه تنه اش خاليست از آنها ميپرسد که چرا طرفم حيران حيران نگاه ميکنيد ؟

شبنم و سوسن از درخت پرسان ميکنند که تو درخت چی هستی و نامت چيست ؟ درخت ميخندد و ميگويد که ما درختان پنجه چنار هستيم .


اطفال ميخندد و ميگويند که از همين خاطر بر گ تان مثل پنجه است و از درخت پنجه چنار ميپرسند چرا در اين باغ کلان پر درخت ،تنها تنه خودت خاليست ؟

درخت پنجه چنار به آنها ميگويد که عمر من نسبت به درختان ديگراين باغ زياد است و من صدسال عمر دارم از همين خاطر تنه ام خاليست .

درخت برای اطفال ميگويدکه تمام درختان در صافی هوا و سرسبزی منطقه خوب استند ، اما ما درختان پنجه چنار زيادتر منطقه را سبز و هوا را صاف ميسازيم .

درخت پنجه چنار سه نهال ايکه در پهلويش رويده به آنها نشان ميدهد و برايشان ميگويد که اين نهال ها را بگيريد و در قريه تان بشانيد
همچنان درخت برایشان مژده ميدهد که با برامدن از باغ مستقيما به راهی ميرسند که آنها را به قريه ميرساند.

قصه های زندگیقصه های زندگی
گل ها می خندند
سمندرقصه های زندگی:
لعل دهن مار
درختی که پرنده را دوست نداشتقصه های زندگی:
درختی که پرنده را دوست نداشت
پرنده بال شکستهقصه های زندگی:
پرنده بال شکسته
بهرنۍ پاڼې
بي بي سي د بهرنيو اېنټرنېټ پاڼو د محتوا مسووليت په غاړه نه اخلي
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>