 | | | رابعه گل ، کريم را انتقاد کرد که نبايد پولهای شاه پيری را به زور می گرفت. |
جوانان عصبانی ده بالا به خاطر مقابله با اهالی ده پايان آماده بودند. رحيم وسرورتلاش کردند تا جلوآنان را گيرند. اکبر به نماينده های ده بالا گفت ، تا زمانيکه آنان اجازۀ احداث ذخيرۀ آب را درکنار چشمۀ ده بالا وانتقال آب را به ده پايان ندهند ، راه مسدود می ماند. رحيم انديشه داشت، اگر معضله ده بالاو ده پايان حل نشود، عواقب وخيم در پی خواهد داشت . عفار مجلس مشترک شوراهای دوقريه را پيشنهاد کرد. درنشست مشترک شورا های دو قريه معلوم شد که خلاف تصور اهالی ده بالا، مردم ده پايان ، هدف قبضه چشمه و دشمنی با ده بالا را ندارند. شاه پيری به رابعه گل شکايت برد که يکبار کريم به زور از او پول گرفت، ولی بارد وم که با ممانعت مواجه شد، مورد لت وکوب کريم قرارگرفت.  | | | جوانان عصبانی ده بالا به خاطر مقابله با اهالی ده پايان آماده بودند. |
رابعه گل ، کريم را انتقاد کرد که نبايد پولهای شاه پيری را که برای سيالی وشريکی نگهداشته به زور می گرفت. زمانی عابده، ناف صديقه ، کودک نوزاد شفيقه را ديد، از سرخ شدن آن سخن گفته ، پيشنهاد کرد که به منظورعلاج آن ، بالای ناف طفل ، نيل توتيا بريزد. |