 | | | شفيقه با تعارف شيرينی برای فاطمه و جانداد، نام دخترش را (صديقه) خواند. |
جوانان ده پايان با احساسات زياد، تصميم بستن راه را به روی اهالی ده بالا داشتند . سمندر مانع اين کار شان شد، امامجيد نپذيرفت. غفار که می خواست با موتر سودای زيادتر به دکانش انتقال دهد، اهالی ده پائين به دليل عدم استفاده از آب چشمه را ه را بسته اند و اجازه عبور برايش ندادند. گل مکی از برنگشتن غفارخيلی پريشان بود . عابده هريکين را گرفت ، تادکان غفار رفته جويای احوالش شود. اهالی ده بالا درمورد رأی به کانديدان ولسی جرگه ، مشوره خواستند. سرور آن را حق هرفرد دانسته ، سری خواند و تاکيد کرد به اشخاص صادق رأی دهند . زنان قريه به اثر صحبت ملالی به رأی دادن علاقمند شدند. عاطفه گفت يک رأی می تواند يک شخص مناسب را ناکام يا کامياب سازد.  | | | جوانان ده پايان راه را به روی اهالی ده بالا به خاطر آب چشمه مسدود کردند. |
شفيقه ، اولين طفلش را به دنيا آورد، اما تا هنوزبرايش نام انتخاب نکرده بود، جانداد پيشنهاد کرد به توافق هم اسم مناسبی برگزينند. شفيقه با خوشحالی برای فاطمه و جانداد شيرينی تعارف کرد و نام دخترش را (صديقه) بخواند که طرف پسند همه بود. |