 | | | آمر پروژه جايی را درکنار چشمۀ ده بالا ، برای اعمار ذخيرۀ آب ده پايان ، مشخص کرد. |
ناظر به منظور آشتی با کسی ازدکان غفار، شيرينی، پاپر، پپرمت، پله وبعضی چيزهای ديگر خريد. جانداد درد يره ٍ، منتظر آمدن سرورخان بود. ناظر تلاش کرداورا از آنجا دور کند، اما سرورخان وارد ديره شد . گلالی ضمن اينکه آمدن شفيقه را بنابر توصيۀ داکتر به کلينيک، تمجيد کرد از نزديک بودن زمان ولادتش هم گفت. زلمی گمان بردشفيقه از کارخانه، شانه خالی می کند، اما شفيقه از توصيۀ گلالی ياد کرد که او را از بلند کردن اشيای سنگين منع کرده است. آمر پروژه جايی را درکنار چشمۀ ده بالا ، برای اعمار ذخيرۀ آب جهت انتقال آب از چشمه به ده پايان ، مشخص کرد.  | | | شفيقه از توصيۀ گلالی ياد کرد که او را از بلند کردن اشيای سنگين منع کرده است. |
اکبرو سمندر با اشتياق منتظر بودند که آمر پروژه ، چه زمانی مژدۀ تخصيص پول مورد نياز ساختمان ذخيرۀ آب را برای آنان خواهد داد. |