 | | | درباغ سرکاری، دو تيم واليبال مسابقه داشتند، گلخان گفت برای هر قريه تيمی مستقل سازد. |
رحيمداد از صحبتش با الله داد به بابه اسلم گفت که قاچاقبران برای رهايی الله داد پول زيادی خواسته اند. بابه اسلم ازرحيمداد خواست که از پولداران قريه قرضه گيرد. فتح خان برای اصلاح سرش سراغ رحيمداد را از بابه اسلم پرسيد. بابه اسلم گفت که ممکن رحيمداد به خاطر گرفتن قرضه ، نزد او رفته باشد. کريم، رابعه گل را تهديد کرد که انتقامش را از مدعی اش می گيرد. گلالی گفت کريم خوب است درخانه استراحت باشد، تا خود برايش پانسمان کند. ناظر به حميده از عدم دريافت آدرس نامزدش گفت و نمونۀ تکۀ را برايش داد تا از برای نامزدش لباس بدوزد، که اگر پيدا شد برايش تحفه دهد. شمس در باغ سرکاری ، دريک محل خيلی زيبا عکس گرفته بود، همصنفانش تصور کردند که اين عکس را درخارج گرفته است.  | | | بابه اسلم ازرحيمداد خواست تا برای رهايی الله داد از پولداران قريه قرض گيرد. |
شمس به معلم رحيم گفت که حين تماشای باغ سرکاری ، پسری را ازکندن گلهای باغ مانع شده است . درباغ سرکاری، دو تيم واليبال به مسابقه پرداختند. گلخان از اعضای تيم ها خواست برای هر قريه يک تيم مستقل ايجاد کنند. |