 | | | گلخان از سميع الله خواست ه اوراق کمپاين انتخاباتی فتح خان را در قريه پخش کند. |
آدم خان از خواستن پول معامله داران ترياک ، گفت که طور پيشکی ازآنها گرفته بود. گل محمد پيشنهاد فروش زمين پدريش را کرد. پريگل فروش زمين را بهانۀ آدم خان ، برای اخذ پول از ديگران خواند. رحميداد از ماندن الله داد نزد قاچاقبران و سرنوشت خطرناک او با سمندر گفت . رحيمداد خواست تيلفونی با الله داد تماس گيرد، اما با لحن زشتی ، از نبودن الله داد برايش گفته بودند. وی مشوش از گشته شدن پسرش بود. گل مکی حدس زد ممکن علت عدم موجوديت الله داد، فرار وی ازنزد قاچاقبران باشد. سمندر پيشنهاد کرد تا مجددا به شمارۀ الله داد تماس گيرد.  | | | رحيمداد موفق به تماس تيلفونی با الله داد نشد، مشوش از گشته شدن پسرش بود. |
گلخان که اوراق کمپاين انتخاباتی فتح خان را تازه چاپ کرده بود، از سميع الله خواست آنهارا درنقاط مختلف قريه به ديوار ها نصب کند. |