 | | | کريم ازغفار خواست تا در ساختن ذخيره آب جوانان قريه ده پايان را کمک کنند. |
گلالی به زرمينه ، زلمی وفاطمه ، مژدۀ تولد دخترک شفيقه را داده علاوه کرد، اگر او را به موقع به کلينيک نمی بردند، خطر هلاک شدنش موجود بود. مجيد، وعدۀ فتح خان، کانديدای شورای ملی را مبنی بر خريداری رمۀ گوسفند به رحيمداد، عاری از حقيقت خواند . فتح خان نزد سرور مراجعه کرده از او خواهش کرد مردم را به نفع او، به دادن رأی تشويق کند، لعلباز از غوتی خواست به کانديدای او رأی بدهد . گل مکی، با کوزۀ خالی ازچشمه برگشته به زنان قريه از ازدحام کارگرانی سخن گفت که مشغول اعمار کدام چيزی در کنارچشمه بودند. شاه پيری از اين موضوع به کريم خبربرد، وی با احساسات تصميم گرفت جلو کارآنها را گيرد.  | | | فتح خان نزد سرور مراجعه کرده از او خواهش کرد مردم را به نفع او، به دادن رأی تشويق کند. |
کريم ازغفار خواست به کمک جوانان قريه به مقابلۀ اهالی ده پايان بروند که کنار چشمه ، تصميم ساختن ذخيرۀ آب را دارند. جوانان ده بالا با استفاده از زور مانع کار اهالی ده پايان شدند. |