رحيمداد، مردم قريه را جمع کرد تا از آنها بخشش خواهد، زيرا تصميم سفر نامعلوم داشت. شفيقه سفر قاچاقی جوانان به خارج را خطرناک خوانده رفتن رحيمداد را به جستجوی الله داد بی ثمر دانست. رحيم و ملا نزد اکبر جهت عذر خواهی رفتند. اکبر گفت هرگاه کريم با او رویۀ درست می کرد، وی از تاوان گوسفندش منصرف می شد. فتح خان لغزيدن سنگ کوه رامعضلۀ بزرگ در رفت و آمد خواند و ملا برای دريافت راه حل مناسب ، بايد با اهالی هرسه قريه مشوره کند. سرورخان به رحيم گفت که خوبترين راه برای مشورۀ همه جانبه، برگزاری جرگۀ بزرگان هرسه قريه است.  | | | ملا گفت که برای پيداکردن يک راه حل مناسب ، بايد با اهالی هرسه قريه مشوره شود. |
ناظر با تأثر به عابده گفت که فاميل نامزدش از بازار ولسوالی کوچ کرده و آدرسی را که برايش گذاشته بودند، از نزد نسيم مفقود شده است . ازنزد غفار نيز يک کاغذ مهم که حاوی لست قرضداری اهالی قريه بود، مفقود شد. گل مکی او را انتقاد کرد که با اين غفلتش خسارۀ زيادی را به خود متوجه ساخته است. |