 | | | جانداد به خاطر دزدی لباسها از دکانش، بر ناظر سخت خشمگين است. |
حميده مصروف شستن لنگی سرور است. اوباتعجب از پيدا شدن لنگی می پرسد.حميده می گويدآن را پيچيده در پلاستيک از کنج حويلی يافته است. جانداد لباسهای خامک دوزی را نزد سرور خان آورده ازدزدی آن از دکانش به و سيلۀ ناظر شکايت کرد. سرور تاوان لباس ها را پذيرفت و آن را تحفۀ عروسی ناظر می خو اند. جانداد، به خاطر دزدی شدن لباس خامک دوزی از دکانش، بر ناظر خشمناک است. حميده با شنيدن اين مسله صرقت بوتها و لنگی جديد سرور را نيز به او نسبت می دهد. بهادر شاه ، ناظر را از بازار ولسوالی به گوشه برده و کرۀ طلايی را باﻻيش به فروش رسانيد.  | | | گلالی از ولادت طفل فاطمه بنا بر ممانعت سرور انکار کرد. |
گلالی بنابر رد کردن وﻻدت دادن فاطمه متاثر است، باوجودی که او خطر انتقال ايدز حين وﻻدت دادن فاطمه را قبول داشت، مګر سرور، گلالی را از همکاری بازداشت. وﻻدت طفل فاطمه فرارسيد، زرمينه باوارخطايی تصميم گرفت تا نزد گلالی رفته و همکاری او را جلب کند. گلالی با عذر از سرور تقاضا کرد تا به او اجازه رفتن دهد، زيرا زمانی سرور معتاد بود، گلالی برای او هم قربانی داده بود. دروازۀ کوچه به شدت کوبيده می شود. زرمينه با گريه از سرور تقاضا کرد تا گلالی را اجازه دهد، در غير آن فاطمه بلف خواهد شد.
 | | | کريم تصميم دارد تا به آدم خان جواب دندان شکن دهد. |
آدم خان باﻻی نسيم قهر است، چون او شمشير خان را از موضوعی نامۀ اختر محمد با خبر ساخته است. نسيم از افشای اين راز انکار می کند. نسيم از بر خورد ناخوش آدم خان با کريم سخن گفت .کريم عصبانی شده تصميم می گيرد تا به آدم خان جواب دندان شکن دهد. |