بحران کشمیر؛ این گلوله پسرم را کشت

منبع تصویر،
- نویسنده, جاستین رولات
- شغل, بیبیسی
از یک ماه پیش که باز موج خشونت در کشمیر به راه افتاده، حدود ۶۰ نفر کشته و بیش از ۵۰۰۰ نفر زخمی شدهاند. انگار صلح در این منطقه – که هند و پاکستان هر دو مدعی آنند – ناشدنی است.
عبدالرحمان میر، از ساکنان سرینگر، پایتخت بخش هندی کشمیر، پوکهای نشان میدهد و میگوید "این گلولهای است که پسرم را کشت."
پلیس یک ماه پیش به خانهشان حمله کرده، پنجرهها را شکسته و گاز اشکآور پرتاب کرده. عبدالرحمان پوکه اشکآورها را هم نگه داشته – توی دستمالی که به خون پسرش آغشته است.
میگوید: "از همینجا کشیدند و بردندش. توی حیاط شلیک کردند. همانجا مرد."

منبع تصویر،
دولت البته این روایت را تکذیب میکند. میگوید شبیر احمد میر جزو جوانانی بوده که سنگ پرتاب میکرده، و در شرایطی که پلیس میخواسته جمعیت را مهار کند کشته شده.
با پدر شبیر که صحبت میکنم، چند محلی هم دم در ایستادهاند. پر از خشماند. کمی بعد بیشتر میشوند. ظاهرا شنیدهاند که بیبیسی اینجاست. به رغم مقرراتی که رفتوآمد به جاهایی مثل اینجا را در طول روز منع میکند، آمدهاند شاید صدایشان جایی برسد. فریاد میزنند "آزادی! آزادی!"
راستش ترسیدهام. گیر کردهام توی خانهای وسط کوچهپسکوچههای شهری که حکومت نظامی است – و دورم جمعیتی خشمگین، هرچند خشمشان رو به هند است. شعار میدهند: "هند، دست از سرمان بردار."
کشمیر از سال ۱۹۴۷ که بریتانیا از این منطقه خارج شد جزء هند بوده. اما بیشتر جمعیت آن مسلماناند و دهههاست میخواهند مستقل شوند.
کمی بعد از خانه بیرون میرویم. معترضان مؤدبند. میخواهند ماجراهاشان را برایم تعریف کنند. میپرسند چرا رسانههای دنیا به کشمیر بیشتر توجه نمیکنند.
منازعه کشمیر روزگاری در صدر اخبار بود. همه نگران بودند جرقهای منطقه را به آتش بکشد و بحرانی بینالمللی بیافریند.

منبع تصویر،
پاکستان و هند مدعی مالکیت این درههای سبز قدرت هستهای هستند، و پیشتر دو بار سر این منطقه جنگیدهاند. حتی این روزها که صلح برقرار است، حضور نظامیان در کشمیر بسیار پررنگ است.
واقعیت این است که خطر درگیری در کشمیر همچنان جدی است، اما ده پانزده سالی است زیر سایه بحرانهای دیگر رفته – از یازده سپتامبر، حمله به افغانستان و عراق، تا جنگ داخلی سوریه و ظهور داعش و تروریسم در اروپا و آمریکا.
موج اخیر خشونت پس از کشته شدن برهان مظفر وانی راه افتاد. او جوان ۲۲ ساله و پرشوری بود که در رسانههای اجتماعی هواداران بسیاری داشت – به ویژه بین جوانان محروم کشمیری.
برهان هشتم ژوئیه در درگیری با پلیس کشته شد. مشخص نیست مأموران هندی عمدا او را کشتهاند یا نه، اما قطعا میدانستهاند کشته شدنش چه تبعاتی دارد، چون بلافاصله شبکههای تلفن همراه را قطع کردند، مقررات منع رفتوآمد وضع کردند و نیروی کمکی به منطقه آوردند.
چهل روز بعد، هچنان فضا ناآرام است. تدابیر نیروهای هندی برای مهار خشونت به جایی نرسیده.

منبع تصویر، Getty
پسری جوان را میبینم که به سوی صف پلیس سنگ پرت میکند. صورتش را با شالی پوشانده، فقط چشمانش معلوم است. تا سنگ را پرت میکند، پناه میگیرم. پلیس ممکن است شلیک کند. اما یکی از مأمورها سنگ را با سپرش مهار میکند.
یک مأمور دیگر به تلافی سنگی در یروکمانش میگذارد و به سوی جوانها پرتاب میکند. فرماندهاش میگوید تیروکمان "برای این است که جمعیت را دور نگه دارد."

منبع تصویر، Getty
البته پلیسها تفنگ هم دارند – و گاز اشکآور و اسپری فلفل و گلوله مشقی. اما از همه جنجالبرانگیزتر شاتگان است. فرمانده میگوید "گلولههای ۹ میلیمتری استفاده میکنیم که آسیب حداقل باشد. بالاخره افراد من هم باید مقابله کنند."
اندازه گلولهها هرچه هست، آسیب قطعا حداقل نیست.
بیمارستان اصلی شهر که میروید، پر از جوانهایی است که عینک آفتابی به چشم دارند، اغلب برای پوشاندن زخمهای وحشتناک.
یکی از پزشکان بیمارستان میگوید: "گلولههای ریز کمانه میکنند. دهها نفر (از این جوانان) بیناییشان را از دست میدهند."
تردیدی نیست که برخورد خشن هندیها برای خنثی کردن ناآرامیها، هیزم بر آتش است. اما واقعیت این است که گزینههای زیادی ندارند.
دولت هند در بسیاری حوزهها به کشمیر اختیار داده، اما حاضر نیست با جداییطلبان افراطی مذاکره کند. اگر استقلال را از گزینهها کنار بگذاریم – که هند به هیچ وجه به آن تن نمیدهد – راهی نمیماند جز افزودن نیروی نظامی و انتظامی و امید بستن به اینکه اعتراضها آرامآرام خاموش شود.
این شیوه پیشتر موفق بوده، اما خالی از خطر نیست.
خورشید که غروب میکند، جوانان پراکنده میشوند – تا فردا که باز روز از نو روزی از نو. به قول یکی از مأمورها "هر مادر یک برهان میزاید."

منبع تصویر،











