روی خط پاریس - ایران کجای این بازی ایستاده است؟

منبع تصویر، AFP
- نویسنده, ناصر کرمی
- شغل, استاد دانشگاه برگن نروژ
مذاکرات در کنفرانس اقلیمی پاریس به سرانجام نرسید و بر خلاف آنچه که دیروز اعلام شده بود توافقنامه نهایی به جای امروز عصر، فردا شنبه منتشر می شود. به واقع مذاکرات یک روز بیشتر تمدید شده است تا شانس توافق بر سر مسائل اصلی افزایش یابد. تمدید مذاکرات در نگاه بدبینانه نشانه حل نشدن مسائل مهم است. حتی گفته شده که ممکن است شماری از مسائل معوق مانده و بررسی آنها موکول بشود به کنفرانس دیگری در سال ۲۰۱۶.
در عین حال وزیر امور خارجه فرانسه گفته است که خیلی هم از توافق نهایی دور نیستیم و احتمالا تا فردا توافقنامه اجلاس منتشر می شود. توافقنامه ای که می تواند روند اقتصاد و مدیریت محیطی جهان را تا پایان قرن تحت تاثیر جدی قرار دهد. البته هنوز سطح توافق حاصل شده مشخص نیست. بدبینی ها افراطی و خوشبینی ها محافظه کارانه اند. به نظر نمی رسد آنچه که منتشر خواهد شد یک پیمان جامع و لازم الاجرا باشد. احتمالا واکنش نهادهای تخصصی حوزه محیط زیست که فردا منتشر می شود نشان خواهد داد اجلاس پاریس همچون اجلاس کپنهاگ شکست خورده، یا مثل اجلاس کیوتو قدمی کوچک به سمت جلو بوده و یا اینکه نه، بر خلاف نظرات بدبینانه در آخرین لحظات، یعنی ساعاتی که هم اکنون دارد به سرعت می گذرد، مقامات حاضر در مذاکرات موفق شده اند با توافق بر سر مسائل مهم پاریس را به نقطه عطفی برای مهار گرمایش جهانی تبدیل کنند. اما در این فرصت، نگاهی داریم به نسبت ایران با این کنفرانس و به طور کلی موضوع تغییر اقلیم و سیاست های جهانی مهار گرمایش زمین.
ایران و دوره های تاریخی تغییر اقلیم
ایران یکی از قربانیان تاریخی تغییر اقلیم است. شواهد اقلیم شناسی دیرینه (پالئوکلیماتولوژی) نشان می دهد که در مبدا آغاز کشاورزی در ایران یعنی حدود هفت هزار سال پیش میزان بارش سالانه در کشور ما حدود ۱۵۰۰ میلی متر بوده است. یعنی متوسط بارش در ایران بیشتر از میزان کنونی بارش در انزلی بوده است. این میزان به تدیج کمتر و کمتر شده و حالا به حدود ۲۰۰ میلی متر رسیده است. البته نحوه کاهش کاملا خطی نیست. دوره های طولانی کاهشی رخ نداده و در دوره های کوتاهی حتی افزایش بارندگی داشته ایم، اما به طور کلی روند نهایی ما را به اینجا رسانده که هم اکنون ایستاده ایم. اگر نقطه اوج مدنیت ایرانی را عهد هخامنشیان بدانیم، احتمالا در آن زمان متوسط بارش بیش از ۷۰۰ میلی متر بوده است. یعنی در نوار جنوبی ایران اگر چه همین تفکیک فصول سال به خشک و بارانی وجود داشته و تابستان ها نسبتا گرم بوده، اما فی المثل در شوش و مرودشت و زابل همانقدر باران می باریده که هم اکنون در مرکز اروپا می بارد. وگرنه هرگز آن جاه و جلال و تاج و تخت پدید نمی آمد.
تغییر اقلیم و آینده ایران

منبع تصویر، b
اکثریت مدل های پیشیابی اقلیمی می گویند خشکسالی کنونی که از نیمه دهه نود میلادی آغاز شده در دهه های در پیش رو نه تنها متوقف نخواهد شد بلکه شدت می گیرد. ایران باز هم به کشور خشکتر و گرمتری تبدیل می شود. بارها گفته شده گرمایش جهانی در حوزه منا، یعنی خاورمیانه و شمال آفریقا، اثری تقریبا دو برابر دارد. هم اکنون به طور متوسط جهان یک درجه گرمتر شده اما غالب کشورهای این منطقه شاهد افزایش متوسط دما تا ۲ درجه هستند. امروز در پاریس دارند تلاش می کنند برنامه ای جهانی برای مهار گرمایش زمین در حد ۲ درجه را تدوین کنند. باید توجه داشته باشیم ۲ درجه برای همه جهان، می تواند به معنای حتی ۴ درجه برای جغرافیای ما باشد. و چهار درجه یعنی دگرگونی بسیاری از چشم اندازهای ایران به سمت قهقرای زیستی افزونتر.
ایران در پاریس
هیئت ایرانی در کنفرانس پاریس خیلی حضور پرخبری نداشته است. گزارش منتشر شده در باره برنامه های ایران برای سازگاری با تغییر اقلیم و کاهش انتشار گازهای گلخانه یی هم چندان نکات دندانگیری ندارد. در افتتاحیه کنفرانس پاریس معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت ایران هم اکنون آمادگی دارد که میزان انتشار دی اکسید کربن را تا ۴ درصد کاهش دهد اما اگر تحریم ها به طور کامل لغو شوند توان رساندن این میزان کاهش به سطح ۱۲ درصد هم وجود دارد. باید توجه کرد که از نظر سرانه انتشار گازهای گلخانه ای ایران جزو پنجاه کشور نخست جهان هم نیست و اگر چه از نظر مجموع انتشار سرزمینی ایران رتبه ای بین هفتم تا یازدهم جهان را دارد(بسته به انواع روش های محاسبه) اما به طور کلی ما خیلی هم متهم گرمایش زمین نیستیم.
تهدیدهای توافق احتمالی پاریس برای ایران

منبع تصویر، Getty
آیا پاریس نقطه آغازی برای پایان یک دوره تمدن نفت سوز در کره زمین است؟ اگر هم واقعیت همین قدر بیان دراماتیک و فصیحی نداشته باشد، اما تردیدی نیست که جهان دارد به شدت تلاش می کند تا از نفت به سمت منابع دیگر انرژی برود. و این یعنی اینکه به واقع توافق پاریس مهمترین منبع گذران معیشت ما را نشانه خواهد گرفت. به نظر می رسد رقبای نفت فروش ما یعنی کشورهای حوزه خلیج فارس خیلی جدی تر متوجه این موضوع شده اند. آنها به شدت در حال مضاعف سازی زمینه های فعالیت اقتصادی خود هستند. امروزه از توریسم و خودروسازی و صنایع غذا و حمل و نقل تا حتی سینما و فوتبال همه جا ردپای سرمایه گذاران عرب پیدا می شود. اما به نظر می رسد که ما اتفاقا روز به روز بیشتر به نفت وابسته شده ایم. هم اکنون حدود نود درصد درآمد ارزی ما فقط از فروش نفت تامین می شود. و پاریس می خواهد نفت را زمین بزند. اگر چه در کوتاه مدت رشد چین و هند و نیاز آنها به سوخت های فسیلی کماکان بازار نفت را رونق خواهد داد اما حتی در سال های پیش روهم بر مبنای توافقنامه پاریس قرار است مصرف نفت مالیات های سنگین در پی داشته و بر عکس مصرف سوخت های غیر فسیلی از تشویق های مالی موثر برخوردار شود. و این قطعا بر قیمت نفت اثرگذار خواهد بود. قیمتی که همین حالا هم آنقدر کاهش پیدا کرده که عملا دولت ایران از محل فروش نفت فقط می تواند حقوق کارمندان خودش را بدهد و معلوم نیست تکلیف اینهمه طرحهای نیمه کاره عمرانی و طلبکاران رو به ورشکستگی بخش خصوصی چه خواهد شد.
فرصت های توافق احتمالی پاریس برای ایران
خوشبختانه در پاریس گاز، که خود یک گونه سوخت فسیلی است، به عنوان یک گزینه مناسب انرژی معرفی شد. ایران اگر حضور فعالی در پاریس می داشت می توانست گسترش مصرف گاز را صریح تر در توافقنامه احتمالی بگنجاند. به هر حال الزام کشورها به کاهش انتشار دی اکسید کربن باعث خواهد شد ایران مشتریان دست به نقدتری برای گاز داشته باشد. و البته که ایران زمینه مناسبی هم برای توسعه انرژی های پاک به ویژه انرژی خورشیدی دارد. با تلاش کسانی همچون زنده یاد دکتر خسرو عابدی (مدیر اسبق برنامه ریزی سازمان انرژی اتمی کشور) تحقیقات و تجربیات برای توسعه انرژی های نو در ایران سابقه ای چهل ساله دارد. اما متاسفانه در سالیان اخیر سرمایه گذاری در این باره کاهش یافته است. و این خود نکته ای شگفت انگیز است که چند دهه قبل از فراگیری بحران گرمایش جهانی و در اوج دوران تنعم نفت در سازمان انرژی اتمی ایران واحد مستقل انرژی های نو راه اندازی شده و توانسته است حتی مناطقی را در ایران برخوردار از اینگونه انرژی ها سازد. تجربیاتی دیرینه تر از خیلی فعالیت های مشابه در اروپا. اما هم زمان با برکشیدن موضوع انرژی های نو از یک امر اقتصادی به یک مسئله راهبردی ملی و جهانی، عملا ایران تلاشها در این باره را رها کرده و ترجیح داده است همه توش و توان خود برای دستیابی به منابع جدید انرژی را صرف انرژی اتمی کند. به هر حال گاز و خورشید محتمل ترین گزینه های ما برای سازگاری با دوران آتی نفت گریزی هستند. مسئله مهمتر البته، اصلا همین توان سازگاری است. برای توانمندان به سازگاری گذار از دوران نفت تماما فرصت است اما دیرسازگارشوندگان به راستی که زیانکار خواهند بود.







