ارتش آلمان فعالتر میشود؟

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, مارک ماردل
- شغل, بیبیسی
گرامیداشت سربازانی که فرو افتادند، و فرو ریختن دیوار. آن طوری که گذشته را به یاد میسپاریم به آینده هم شکل میدهد.
دو هفته پیش در لندن و برلین دو مناسبت جداگانه ولی هر دو مربوط به گذشته نه چندان دور برگزار شد.
در لندن روزهای ادای احترام به سربازانی بود که در جنگ اول و دوم جهانی کشته شدهاند و در برلین روزهای جشن بیست و پنجمین سالگرد فروریزی دیوار برلین.
با نگاهی به تفاوتهای بزرگداشت این دو رویداد میتوان دریافت که چرا در ثروتمندترین کشور اروپا باری دیگر بحث در مورد به عهده گرفتن نقش فعالتر توسط آلمان بالا گرفته است.
در لندن و سایر نقاط بریتانیا مراسم ادای احترام به سربازان کشته شده در دو جنگ بزرگ جهانی و اروپایی هر ساله به شکل باشکوهی برگزار میشود.
اما در آلمان نه تنها چنین مناسبتی برگزار نمیشود بلکه تقریبا هیچ بنای یادبودی هم برای سربازان آن کشور که در جنگ کشته شدهاند وجود ندارد. ولی من توانستم یک بنای یادبود ناشناخته را در مقر سرفرماندهی ارتش جدید آلمان پیدا کنم.
این مجسمه یادبود سابقا در یکی از پادگانهای ارتش آلمان شرقی بوده و به هنگام تخریب آن ساختمان توانستهاند مجسمه را حفط کنند. هیچ کس تاریخ دقیق ساخت آن را نمیداند. شاید به سالهای بعد از جنگ جهانی اول و یا حتی قبل از آن برگردد.
در این مجسمه کوچک یک کلاهخود بسیار مزین و سنتی ارتش پروس که شکل متمایزی دارد، بین برگهای درخت بلوط و یک خنجر بدون غلاف قرار گرفته است. بر فراز آن یک عقاب نماد آلمان با حالتی خشمگین و بالهای گشوده قرار گرفته و با ابهتش از این کلاه خود حفاظت میکند.
از گروهبان استفن گیز ۲۱ ساله که حدود یک سال است در ارتش آلمان خدمت میکند، پرسیدم که در مورد نظامیان آلمانی که در جنگهای جهانی کشته شدند چه نظری دارد.
او گفت: "با توجه به شرایط آن دوران و با توجه به اینکه به احتمال زیاد آنها میدانستند که شکست خواهند خورد، من از احساس مسئولیت و وفاداری آنها به ارتش احساس افتخار میکنم. به نظرم امروزه شاید نتوان از آن دفاع کرد ولی شهامت و وظیفه شناسی آنها واقعا شاخص بود."
دیدگاه این نظامی جوان با آنچه که معمولا در داستانهای یک بعدی و عامه پسند حکایت میشود کاملا متفاوت و در خور توجه است. در تفاسیر سطحی و تبلیغاتی از حوادثی مثل جنگ معمولا هر ملتی حق را به قهرمانان خود میدهد و طرف مقابل همیشه عدهای مجبون و تبهکار و زبون جلوه داده میشوند.
پاسخ خردمندانه گروهبان گیز به سوال من یک نگاه کاملا آلمانی به جنگ و پیامدهای آن است.
نگاه به آینده
اما این نظامی جوان در عین حال معتقد است که گذشته آلمان نباید آینده این کشور را محدود کند.
گروهبان گیز میگوید: "بخشی از آموزش دواطلبان افسری در ارتش آلمان اعزام آنها به کشورهای خارجی است. به اعتقاد من وظیفه ارتش آلمان حفاظت از آزادی و دموکراسی کشور است و من برای انجام چنین وظیفهای کاملا آماده هستم."
او میافزاید: "به اعتقاد من در بخشهایی از جهان جنگیدن هنوز ضروری است، چون گفتگو به تنهایی کافی نیست و یا برخی از گروهها از طریق گفتگو به توافق نمیرسند. ولی به نظر من همواره گام اولیه باید گفتگو باشد و نه جنگ."
در شهر برلین گذشته همیشه در برابر چشمان ما قرار دارند.
به عنوان نمونه موزه یادبود قربانیان هولوکاست به فاصله کوتاهی از دروازه براندنبرگ قرار دارد که بنای شاخص و تشریفاتی آلمان است و اکثر جشنهای بزرگ از جمله سالگرد فروریزی دیوار برلین در آنجا برگزار میشود. و نکته جالبتر اینکه موزه یادبود هولوکاست از نقطهای که یک زمانی پناهگاه زیرزمینی هیتلر در آنجا قرار داشت، فاصله چندانی ندارد.
ساختمان موزه هولوکاست که به یادبود یهودیانی که در اروپا به قتل رسیدهاند بنا شده است، دقیقا به اندازه این حادثه تلخ تکان دهنده است.
در یک سطح ناهموار و با شیب، مکعبهای سنگی متعددی قرار گرفتند و با قدم زدن در بین آنها گو اینکه به مرور از سطح زمین دور شده و به اعماق تاریک یک فاجعه میرسیم. این ستونهای سنگی مکعبی یادگار قتل بی رحمانه میلیونها نفر از شهروندان کشورهای مختلف اروپا توسط رهبران یک کشور مشخص است.
اگر این نکته را بپذیریم که معمولا تمام کشورها و ملل جهان با گزینش بخشهای مشخصی و فراموش کردن بخشهای دیگری از تاریخ کشورشان حال خود را تعریف میکنند، باید پذیرفت که از این منظر آلمان کاملا یگانه است.
آلمان با اراده و جدی تلاش میکند بزرگترین گناهان خود را به خاطر بسپارد و با کنکاش و یادآوری مستمر این حوادث میکوشد از آنها بیاموزد.
اما تاریخ در جا نمیزند.
از زمان فروریزی دیوار برلین همواره این بحث ادامه داشته که چه زمانی آلمان میتواند به یک کشور " نرمال" بدل شود. گاهی اوقات این مباحث بیشتر جنبه فلسفی دارند تا کارکرد و مضمون سیاسی. اما اکنون این مباحث به یک نقطه عطف رسیدهاند و سوال این است که نیرومندترین و ثروتمندترین کشور اروپایی در جهان نامتعین و بی ثبات امروزی چه میتواند بکند؟
زمان پیش رفتن فرارسیده
چند ماه پیش یواکیم گائوک رییس جمهور آلمان، که بیشتر نقش تشریفاتی دارد، با اظهار نظرهای خود اقدام سیاسی عجیبی انجام داد. او گفت آلمان نمیتواند به پنهان شدن پشت گذشته خود ادامه دهد.
او هشدار داد: "برخی از احساس گناه آلمان در مورد گذشته به عنوان سپری برای پنهان کردن بطالت خود و یا گرایش به یک رابطه غیرفعال با جهان خارج استفاده میکنند."

منبع تصویر، PA
رئیس جمهور آلمان با قاطعیت افزود: "در حال حاضر تنها ابرقدرت جهان در حال بازنگری در مورد میزان و شکل دخالت خود در سطح جهان است و اروپا، متحد اصلی این ابرقدرت، سرش را در لاک خود فرو برده است. من معتقدم که تحت تاثیر یک چنین تحولاتی آلمان دیگر نمیتواند مثل گذشته ادامه دهد."
وزرای دفاع و خارجه آلمان نیز در موضعگیریهای مشابهی گفتند که آلمان باید نقش فعالتری به عهده بگیرد. برخی معتقدند که شرایط امروزی این تغییر را میطلبد.
یک سال پیش حتی طرح احتمال وقوع جنگ در خاک اوکراین یک شوخی تلخ به نظر میرسید. امروزه بسیاری از رهبران سابق و مراکز پژوهشی سیاسی و راهبردی از بازگشت دوران جنگ سرد صحبت میکنند. جنگ در خاورمیانه آنقدر شدید است که مرزهای سیاسی را ذوب و دشمن جدیدی را خلق کرده است.
ولکر پرتس مدیر یک مرکز پژوهشی با نفوذ در آلمان به نام موسسه امور سیاست خارجی و امنیتی می گوید نمیتوان این رویدادها را نادیده گرفت.
او میافزاید: "اگر کشوری مثل آلمان میخواهد جزو رهبران اصلی اروپا باشد فقط تمرکز روی مسایل اقتصادی و مالی کافی نیست. باید برای حل مشکلات و کنترل بحرانهایی که به جغرافیای سیاسی مربوط می شوند با سایر قدرتها همکاری کند. اما در دیانای سیاسی ما چنین چیزی نیست، ما آلمانها وقتی به مناسبات بین المللی فکر میکنیم به وجه نظامی آن نمیاندیشیم. ولی تغییری که صورت گرفته این است که امروزه آلمان اقدام نظامی را هم در نظر می گیرد."
درخواست برای دخالت
هرگونه تصمیمی در مورد آینده سیاستهای آلمان در رایشتاگ، ساختمان پارلمان که یکی از بناهای مورد علاقه من در اروپا است، اتخاذ خواهد شد. این بنای تاریخی در سال ۱۹۳۳ بر اثر یک آتش سوزی که بسیاری معتقدند کار حزب نازی آلمان بود، آسیب دید. رایشتاگ در سال ۱۹۹۹ بازسازی شد ولی به جای وفاداری به سبک نئوکلاسیک و ساختار قدیمی ساختمان، یک گنبد شیشهای و مدرن روی حیاط و تالار درونی آن نصب شده که نورمن فاستر معمار برجسته بریتانیایی آن را طراحی کرده است.
ترکیب کردن احتیاط تاریخی با سیاست خارجی فعال و پیشرو ممکن است برای آلمان کار دشواری باشد. اما به نظر میرسد که این تغییرات در حال روی دادن است.
یکی از نشانههای آن این است که حتی برخی از سیاستمداران و اعضای حزب چپ نیز طرفدار دخالت فعالتر آلمان در عرصه سیاست خارجی هستند. حزب چپ که چهارمین حزب قدرتمند آلمان است و ریشههای آن به حزب کمونیست آلمان شرقی برمیگردد، هنوز هم یک نیروی سیاسی ضد سرمایه داری و ضد امپریالیستی است.

منبع تصویر، non
ولی یکی از اعضای ارشد این حزب و از اعضای کمیته سیاست خارجی پارلمان آلمان به نام استفان لایبیک معتقد است که وضعیت سوریه دخالت را توجیه پذیر میکند. او میگوید: "به اعتقاد من گاهی اوقات شرایطی پیش میآید که حتی دخالت آلمان را نیز توجیه میکند، به عنوان مثال وضعیتی مثل شهر کوبانی در شمال سوریه، جاییکه کردها برای دفاع از جان خود مشغول جنگند. در این مورد مشخص توصیه من به سازمان ملل متحد این است که به شکل نظامی از کردها دفاع شود."
نظرش را در مورد مشارکت نیروی هوایی آلمان در یک چنین شرایطی پرسیدم. او با لبخند کوتاهی به این سوال پاسخ منفی داد. آیا به اعتقاد او کشورهای دیگر باید این وظیفه را برعهده بگیرند؟
استفان لایبیک در جواب گف: "پنج عضو دائمی شورای امنیت مسئولیت بسیار سنگینی دارند."
این عدم قاطعیت در سیاست خارجی آلمان تاثیر و پیامدهای جدی دارد.
فشار سنگین
دولت آلمان حدود یک ۱.۳ از تولید ناخالص ملی را به امور دفاعی و نیروهای مسلح کشور اختصاص میدهد که از میزان تعیین شده توسط سازمان ناتو یعنی ۲ درصد تولید ناخالص هر کشور عضو این پیمان بسیار کمتر است.
گزارشی که اخیرا به پارلمان آلمان ارائه شده نشان میدهد که بسیاری از تجهیزات ارتش این کشور از جمله هلیکوپترها، جتهای جنگنده و تانکها فرسوده هستند.
بسیاری از کارشناسانی که با آنها صحبت کردم توصیه کردند که باید محتاط بود. هرچند دولت آلمان از این پس نقش فعالتری به عهده خواهد گرفت ولی این به معنای آن نیست که در اقدامات نظامی شرکت میکند.
همانطور که باراک اوباما گفته است این نکته برای کشورهای غربی مهم است که بدانند صرفا برخورداری از قدرت نظامی به معنای آن نیست که می توانند هر بحران و مشکل بین المللی را به سادگی حل و فصل کنند.
اما گذشته آلمان نه فقط به کارگیری قدرت نظامی بلکه به عهده گرفتن یک نقش فعال و رهبری در بحرانهای خارجی را تحت الشعاع قرار داده است.
شکی نیست که آلمان در دوره بحران اقتصادی جهانی بسیار قاطع و پیشرو عمل کرده است. نیلز آنن یکی از سیاستمداران حزب سوسیال دمکرات آلمان ضمن اشاره به نتایج این عملکرد کشورش میگوید: "اگر آلمان شیوه رهبری خود برای حل مشکلات اروپا را تغییر دهد و به عنوان مثال به سایر کشورها بگوید که در بحران سوریه و یا اوکراین چه باید بکنند، مسلما نتیجه نخواهد داد. اگر خاطرتان باشد چند سال پیش که خانم مرکل سیاستهای ریاضت اقتصادی را برای اروپا مطرح کرد، مخالفان در تبلیغات خود از نمادهای آلمان نازی برای محکوم کردن خانم مرکل استفاده میکردند. در نتیجه برای تنظیم سیاست خارجی آلمان نمیتوان این گذشته را نادیده گرفت."
احتیاط نهادینه شده
کاملا مشخص است که حتی اگر آلمان یک زمانی براحساس گناه و تردیدهای خود فائق آید ولی برخورد احتیاط آمیز و روش متفاوتی از واکنش به خشونت را کنار نخواهد گذاشت.
اختلاف بین بریتانیا با سایر کشورهای اروپایی معمولا در برخورد به تاریخ جنگ جهانی دوم از هر موضوع دیگری شدیدتر است. برای اکثر کشورهای اروپایی چه آنهایی که جزو متجاوزان بودند و چه آنهایی که قربانی تجاوز بودند، جنگ جهانی دوم مایه شرمندگی است.
اما برای بریتانیا یک فصل بسیار مهم از تاریخ کشور است، مقطعی که اقدامات قهرمانانه و شجاعت کشور توانست با وجود تمام مشکلات به پیروزی برسد. سیاستمداران بریتانیایی محصول یک نگاهی به تاریخ هستند که استفاده از قدرت را یک نوع راه حل میداند. اما در آلمان ارواح دورههای خشونت طلبی و جنگ به مرور به فرشتههای نیکوکاری بدل شدهاند.
یکی از افسران ارتش آلمان به خوبی این نکته را توضیح میدهد. سرهنگ اووه نوویتزکی میگوید: "این درست است که ما آلمانها نباید گذشته را فراموش کنیم و برای ما نظامیان این موضوع هر روز حتی در زندگی معمولی زنده میشود."
از او پرسیدم چرا این نکته تا این حد در ذهن شما زنده است؟
"همیشه به این موضوع فکر میکنیم. و وقتی که مشغول اجرای یک عملیات هستیم همیشه دقت میکنیم که به چه شکلی می توان عملیات را بهتر اجرا کرد. به عنوان مثال در برخورد با هر معضلی همیشه فکر می کنیم آیا راه حلهای غیرنظامی وجود دارند؟ آیا راه دیگری غیر از جنگیدن وجود دارد؟"
به او گفتم که گاهی اوقات نظامیان آلمان را به خاطر مقررات عملیاتی آنها به مسخره گرفتهاند و به عنوان مثال یک مقام سازمان ناتو به آنها "گروه کوهنوردان تهاجمی" لقب داده است.
او در پاسخ گفت: "بله ما از مقرراتی تبعیت میکنیم که پارلمان آلمان برای ما تعیین کرده است. و این دقیقا همان نکتهای است که من میخواهم بر آن تاکید کنم، تصمیم نهایی در اموردفاعی و نظامی کشور ما همیشه با پارلمان است."
او میافزاید: "همواره قبل از اعزام نظامیان ما به هر عملیاتی که سربازان ممکن است در آن جان خود را از دست بدهند، پارلمان کشور موضوع را به بحث گذاشته و تصمیم گیری می کند. در دنیای امروزی نمی توان مثل گذشته به ملت یک کشور فرمان داد که به جنگ بروند و ملت هم برای رهبران هورا بکشند."
در پایان باید گفت که آلمان هیچگاه برای جنگ "هورا" نخواهد کشید و هنوز هم امیدوار است بیشتر از آنچه که تاکنون معمولا انجام داده در بحرانهای نظامی و جنگها درگیر نشود.











