بهار عربی از عربستان رد شد؟

به نظر میرسد که بهار عربی از کنار عربستان سعودی گذشته باشد. با اینکه انتقادهایی زیادی به وضعیت حقوق بشر در این کشور مطرح شده، و نرخ بیکاری رو به افزایش است، خاندان سلطنتی حاکم قدرت را بطور مطلق در اختیار دارد. در اولین سفرم به این کشور بعد از ۹ سال نشانههای ظریفی از تغییر مشاهده کردم.
در ریاض اواخر بعد از ظهر است، یعنی تقریبا همان ساعتی از روز که ۹ سال پیش به ما حمله شد.
موقع پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه فوق مدرن پایتخت سعی میکنم به این موضوع فکر نکنم. از همین ابتدا تفاوت محسوسی با دفعه قبلی که به اینجا آمده بودم، احساس میکنم. در سالن استقبال از مسافران چندین کافیشاپ زنجیرهای بینالمللی وجود دارد و مسافران غربی شلوار کوتاه بهپا دارند. حتی یکی از مأموران گمرک لبخند به لب داشت. شورشهای مرگباری که در اواسط دهه ۲۰۰۰ جان عده بسیاری را در این کشور گرفت، سرکوب شده، و پیکارجویان کشته، دستگیر یا به بیابانهای یمن رانده شده اند.
موقعی که تاکسی من به محله تجاری ریاض رسید، هوا تاریک شده بود. در آنجا به بقیه اعضای تیمم ملحق شدم. در این محله برج معروف فیصلیه قرار دارد. این آسمانخراش که بهشکل رواننویس طراحی شده، و به یکی از علائم مشخصه این شهر مدرن تبدیل شده است.
در زیر برج تابلوی نئونی فروشگاه هاروی نیکولز بهچشم میخورد. در داخل بازارچه سیستم تهویه مطبوع مشغول به کار است و زوجهای سعودی قدمزنان از کنار بوتیکهای مارکهای معروف مد و لباس زیرهای توری و ظریف رد میشوند. در عکسهای ویترین یکی از مغازهها صورت مانکنها شطرنجی شده است. این کار برای جلب نظر روحانیون سختگیر کشور انجام میشود که نمایش تصویر چهره انسان را حرام میدانند.
کلیت این صحنه در مقیاسی کوچک نشاندهنده تناقضات موجود در این کشور است. عربستان سعودی که بزرگترین تولید کننده و صادرکننده نفت در جهان است، در پول غوطه میخورد. اما این کشور هنوز نتوانسته به اندازه کافی برای شهروندانش شغل ایجاد کند. حاکمان موروثی و غیرمنتخب عربستان از یک سو باید خواسته نیروهای مترقی و تجدد خواه کشور – مبنی بر بیشتر نزدیک شدن به بقیه جهان - را برآورده کنند، و از سوی دیگر، باید رضایت محافظهکاران مذهبی را که بشدت نسبت به هرگونه تغییری بدبین هستند، جلب کنند.
دیگر همه میدانند که ملک عبدالله کهنسال طرفدار لغو ممنوعیت رانندگی زنان است، اما از واکنش روحانیون به چنین اقدامی واهمه دارد. در عربستان همه قدرت در اختیار خاندان آل سعود است، اما این کشور چطور تا به اینجا در مقابل نیروی سرکش بهار عربی مقاومت کرده است؟ یکی از دلایل عمده آن پول است. دو سال پیش، وقتی روسای جمهوری نهچندان محبوب مصر و تونس سرنگون شدند، پادشاه عربستان با سرعتی شگفتانگیز دست بکار شد و چندین میلیارد دلار دیگر برای ارائه خدمات رفاهی به شهروندان در نظر گرفت. منتقدان میگویند او صرفا وفاداری شهروندان را با پول خریده است، اما واقعیت امر پیچیدهتر از این است.

با وجود همه انتقاداتی که مردم عربستان به فساد مالی و اسراف حکومتشان دارند، آنطور که من متوجه شدم، بیشتر شهروندان علاقه فوقالعادهای به پادشاهشان دارند.
ملک عبدالله یکی از معدود پسران بازمانده ملک عبدالعزیز بن سعود (بنیانگذار کشور) و رئیس قویترین قبیله کشور است. شهروندان سعودی از این بیم دارند که در صورت سرنگونی خاندان آل سعود، آشوب و هرج و مرج کشور را فرا گیرد. آنها وقتی به آن سوی مرز با سوریه نگاه میکنند و آنچه در این کشور میگذرد را میبینند، بر خود میلرزند.
ترس از حکومت هم عامل مهمیست. تظاهرات خیابانی در عربستان اکیدا ممنوع است، و اگر کسی در باره جایگزینی سلطنت مطلقه با حکومت مشروطه سلطنتی و برپایی پارلمان منتخب صحبت کند، فورا به دردسر میافتد. اما حالا منفذ جدیدی برای بروز نارضایتیهای شهروندان سعودی پیدا شده، که ظاهرا دولت قادر به کنترل آن نیست. این منفذ شبکههای اجتماعی هستند.
شهروندان سعودی در توییتر، فیسبوک و یوتیوب نظراتشان را چنان بهصراحت بیان میکنند که چند سال پیش قابل تصور هم نبود. در این ابراز نظرها رگههای پررنگی از طنز هم دیده میشود که برای این کشور بهظاهر عبوس قدری دور از انتظار است.
در یک استودیو فیلمسازی در ریاض با فهد البتیری آشنا شدم. این جوان ۲۷ ساله در آمریکا تحصیل کرده، و در ویدئو کلیپهای کوتاه و پرکنایهاش با زبان طنز به بیمعنایی زندگی روزمره و اتفاقات آن میپردازد. او در حالی که پیراهنی گشاد بر تن و کفشهایی مارکدار بهپا دارد، یکی از کلیپهایش درباره فساد مالی را به من نشان میدهد.

او در این ویدئو به مسخره میگوید: "ای تبهکارها! وقت خاموش کردن چراغهاست. کمیته مبارزه با فساد دارد میآید که دستگیرتان کند." سپس شعلههای قلابی صفحه را در برمیگیرند و صدای یک انفجار شنیده میشود. بعد فهد توضیح میدهد که از نظر او کمیته مبارزه با فساد در مبارزه با فساد واقعی بشدت نا کارآمد است.
در کشوری که در آن سینما وجود ندارد، شهروندان برای تماشای انواع و اقسام فیلمها روی یوتیوب حرص و ولع زیادی دارند. نمایشهای فهد البتیری در اینترنت بیش از ۵۰ میلیون بیننده دارند، و حتی بعضی از شاهزادگان حاکم هم این ویدئوها را تماشا میکنند.
این در واقع نسخه عربستانی بهار عربی است. بجز اعتراضات گاه به گاه اقلیت شیعه در استان شرقی، که آنهم با خشونت سرکوب میشود، عربستان از موج خشونت مرگباری که بخش بزرگی از خاورمیانه را در نوردیده، در امان بوده است، و در عوض گسترش سریع نقد و بحث آزاد و طنز در اینترنت را تجربه میکند.
حکومت مادامی که کسی به اسلام یا پادشاه توهین نکند، و اعتراضات اینترنتی به خیابانهای کشور سرازیر نشود، آنها را تحمل میکند. اما اگر دامنه اعتراضات به خیابانها کشیده شود، و پلیس با جمعیت قابل توجهی از معترضان سنی مذهب (اکثریت جمعیت کشور) روبرو شود، تعادل ظریف موجود میان حاکم و شهروندان در معرض امتحان سختی قرار خواهد گرفت.











