کودک آزاری؛ طعمی تلخ و ماندگار

منبع تصویر، THINKSTOCK
- نویسنده, مریم جباری
- شغل, پژوهشگر روانشناسی بالینی در دانشگاه کالیفرنیا
اکنون دیگر کودک آزاری پدیدهای چندان ناآشنا و جدید نیست و تقریبا اکثر افراد درباره آن شنیده یا خواندهاند. میلیونها کودک و خانواده درجهان گرفتار این پدیده روحی و اجتماعی هستند اما به نظر میرسد آزارهای روحی برغم درصد بالایی که دارند هنوز مورد توجه خانوادهها قرار نگرفته و عمده تمرکز روی آزارهای جنسی است در حالیکه آسیب های روانی ناشی از آزارهای نوع اول کم از آسیب های روانی آزارهای جنسی نیست.
بخش قابلتوجهی از کودکآزاریها محصول بیتوجهی یا غفلت عاطفی است که به اشکال مختلف اتفاق میافتند؛ مانند بیتوجهی به توصیه و مراقبت های بهداشتی، محرومیت از غذا و گرسنگی، بیتوجهی به رشد جسمی و روحی کودک، قرار گرفتن کودک در معرض مواد مخدر و عدم مراقبت کافی از کودک و بیتوجهی به تحصیل کودک.
تاثیر کودکآزاری بر رفتارهای اجتماعی کودکان

منبع تصویر، Thinkstock
بیتوجهی عاطفی والدین به کودک عامل مهمی در آسیبهای روانی از جمله افسردگی و اضطراب و خشونت در کودکان است. کودکانی که در معرض بیتوجهی روحی و جسمی قرار دارند در مقایسه با کودکان دیگر انزوای اجتماعی پیشه میکنند و تعاملات محدودی با دوستان و اطرافیانشان خواهند داشت که بر روی رشد و سلامت اعصاب و روان آنها تاثیر منفی دارد.
عوامل متعددی منجر به کودکآزاری و بیتوجهی روحی و عاطفی به کودک میشود از جمله ویژگیهای شخصیتی، وضعیت سلامت روحی و روانی اعضای خانه، سابقه سوء استفاده جنسی، سوء مصرف مواد، تحصیلات پایین.
در این میان استرس از جمله عواملی است که نقش مهمی در عملکرد والدین و توجه آنها به کودک دارد. نتایج مطالعات مختلف در زمینه آزار جسمی نشان داده است که استرسهای زندگی و ناراحتیهای عاطفی با کودک آزاری ربط دارد؛ به عنوان مثال برخی از شرایط استرسزای خاص در زندگی، از دست دادن شغل، بیماری، مشکلات زناشویی یا مرگ یکی از اعضای خانواده، میتواند این اضطراب و افسردگی و در نتیجه بیتوجهی به کودک را تشدید کند.
والدین افسرده و مضطرب با کودکانی منزوی
مطالعات برزنسکی و همکارانش در آمریکا (٢٠١٤) نشان داده است که والدینی که استرس و افسردگی شدیدی را تجربه میکنند بیشتر به فرزندانشان بیتوجهند. در این تحقیق همچنین به تاثیر منفی شرایط خانوادگی استرسزا (مشکلات زناشویی، خشونت خانوادگی، سوء مصرف مواد ، انزوای اجتماعی و فقر) بر بیتوجهی عاطفی و کودکآزاری اشاره شده است.
نتایج تحقیقات یانگ در انگلستان نیز نشان داده که کودکانی که در معرض بیتوجهی عاطفی والدین و بزرگسالان هستند در سنین بلوغ بیشتر از کودکان دیگر در خطر ابتلا به آسیبها و اختلالات روحی و روانی هستند.
تحقیقات نشان می دهد که حدود یک سوم افرادی که در دوران کودکی مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند و از همه مهمتر تجربه تلخ آزار جنسی را داشتهاند، به فرزندانشان بیتوجه هستند و رفتارهای خشونتآمیزی را نشان میدهند و خشم ناشی از این ناملایمات، از دوران کودکی به شکل الگوی رفتاری به زندگی او در بزرگسالی منتقل میشود
سن کم والدین و کودک آزاری
برخی از مطالعات نشان میدهد که بین سن کم والدین و آزار روحی و بیتوجهی به کودکان رابطه مستقیمی وجود دارد؛ کم تجربگی و بالا بودن استرس و عدم آگاهی از اصول تربیتی میتواند والدین بسیار جوان را در شرایطی دشوار قرار دهند.
مطالعات انجام شده در مصر (٢٠١٣) رابطه بین میزان تحصیلات والدین و شیوع سوء استفاده فیزیکی و روانی را نشان میدهد. بر اساس نتایج این مطالعه پدرانی که تحصیلات بسیار پایینی دارند بیشتر بیتوجهی عاطفی نشان میدهند. مطالعات مشابه انجام شده در ایران (٢٠٠٦) نیز ارتباط مشابهی را بین تحصیلات والدین و آزار روحی و جسمی کودکان را نشان داده است.
با این وجود نمیتوان تاثیر و نقش برجسته عوامل محیطی و اجتماعی در بروز این پدیده روانی و اجتماعی را نادیده انگاشت.
۱-فقر و بیکاری و انزوای اجتماعی:
از جمله عواملی هستند که منجر به ایجاد بی توجهی و آزار روحی میشود. در حقیقت عوامل اجتماعی شرایط نامناسبی را برای والدین ایجاد میکند که زمینه ساز آزار روحی و بیتوجهی به کودک میشود. در صورتی که فقر با عوامل پرخطری چون افسردگی و سوء مصرف مواد و انزوای اجتماعی والدین همراه شود، تاثیر مستقیمی بر توجهی به کودک خواهد داشت.
۲- عدم حمایت از سوی جامعه:
مشکلات مالی والدین و عدم حمایت مالی و معنوی جامعه، آنها را از جامعه گریزان کرده و باعث انزوای آنها میشود. در چنین شرایطی خانواده و والدین توجه چندانی به فرزند نمیکنند. در نتیجه این انزوا، تحصیل و اموزش کودک و سایر مسایل تربیتی و معیشتی کودک مورد غفلت واقع میشود و یا ان طور که باید مورد توجه قرار نمیگیرد.
۳- خشونت در جامعه:
کودکی که در محیط ناامن و یا محلههای پرخطر و جرمخیز زندگی میکند و شاهد خشونتهای اجتماعی است، ترس و اضطراب و ناامنی بیشتری را تجربه میکند و به نوعی عوامل اجتماعی او را در معرض آزار روحی قرار میدهند. رسانهها و شبکههای اجتماعی که خشونت را تبلیغ میکنند نیز منجر به ترس و وحشت و یادگیری رفتارهای خشونتآمیز در کودک میشوند.
از این رو نقش اجتماع و نهادهای اجتماعی در کنار عوامل خانوادگی میتواند هم مانع از کودکآزاری شوند و هم میتوانند خود از جمله عوامل زمینهساز آزار روحی و بیتوجهی به کودکان باشد. بخشی از کوتاهیهای نهادهای اجتماعی ناشی از عدم حمایت از والدین و یا خانوادهها و بخشی دیگر اطلاع رسانی و آموزش ناکافی است.
مادر و پدری که ناامنیهای اجتماعی (مسکن، شغل و سلامت) را تجربه میکنند چگونه میتواند محیط امن و سرشار از توجه و عاطفه را برای فرزندش فراهم آورد؟ طبیعی است که در چنین شرایطی احتمال اینکه کودک در خانواده، فضای امنی از نظر عاطفی و احساسی را تجربه نکند و شاهد خشونتهای کلامی باشد زیاد میشود و ممکن است بابت کوچکترین خطایی مورد تهدید جدی والدین قرار بگیرد و مدام در معرض انتقاد و سرزنش باشد.
کودک در این شرایط به دلیل رفتارهای ناسالم عاطفی از سوی بزرگسالان دچار مشکلات روحی و عاطفی چون اعتماد به نفس پایین، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، مشکل خواب، مشکلات جسمی چون اختلالات خوردن مانند از دست دادن وزن ، افزایش وزن، و شکایتهای جسمانی مبهم میشود.
اطلاع رسانی، آموزش در زمینه پیشگیری از بیتوجهی و آزار روحی کودک، شرایط آموزشی (مدارس) و امکانات آموزشی مناسب و محیط امن برای کودکان، حمایت دولت در فراهم کردن خدمات مشاوره، بهداشت و درمان و کمک هزینههایی برای فرزندان، ایجاد اشتغال برای خانوادهها تا حدود بسیار زیادی از میزان بیتوجهی و کودک آزاری میکاهد.











