'از هفت سالگی هم درس خواندم هم کار کردم'

منبع تصویر، ISNA
- نویسنده, نیکی محجوب
- شغل, بیبیسی
"زمانیکه اجازه تحصیل در ایران گرفتم، هر روز تا ۲ بعدازظهر مدرسه بودم، بعد از آن به شکل پاره وقت تا شب کار میکردم، سه شب کلاس ورزش می رفتم و سه شب هم کلاس زبان. درس خواندن و پیشرفت کردن همیشه برایم مهم بوده و هست."
محمد ذاکر حسنی، جوان ۲۲ ساله افغان که به تازگی به آلمان رفته است، درباره تجربه اش به عنوان یک کودک کار و خیابان در ایران میگوید: "از وقتی به یاد دارم کار کردم، از هفت سالگی هم درس خواندم هم کار کردم."
"با اینکه حق تحصیل نداشتم مقداری از مبلغ درآمدم را ماهانه به افرادی میدادم که به من درس بدهند. بقیه آن را هم به خانواده میدادم."
کودک آزاری اقتصادی یکی از انواع کودکآزاری است.

منبع تصویر، Thinkstock
براساس ماده ۷۹ قانون کار اشتغال کودکان زیر ۱۵ سال به کار ممنوع است. البته کارگران شاغل در کارگاههای خانوادگی که کارفرمای آن همسر یا بستگان یا خویشاوندان نسبی درجه یک باشند، مشمول قانون کار نیستند.
آمار دقیقی از کودکان کار در ایران وجود ندارد اما گزارش برخی منابع دولتی و سازمانهای دست اندر کار حاکی از وجود دو میلیون کودک کار در ایران است، حال اینکه منابع غیر رسمی همانند سازمانهای غیر دولتی فعال در این حوزه آمار این کودکان را ۷ میلیون نفر برآورد میکنند.
سازمان بهزیستی میگوید که ۴۰ درصد از کودکان کار در ایران مهاجر هستند.
محمد ذاکر که خود یکی از همین کودکان مهاجر است که سالها در ایران سخت کار کرده است، میگوید: "متاسفانه به دلیل شرایط و مشکلاتی که بود مجبور بودم هر شغلی حتی خارج از توانم را انجام دهم، البته به غیر از خلاف. تا الان که به این سن رسیده ام کارهای مختلفی انجام داده ام؛ دست فروشی، خیاطی، حبوبات فروشی. مدیریت دفتری، سرآشپزی و … ."
سحر موسوی، مدیر خانه کودک ناصر خسرو پدیده کودکان کار را ناشی از سیستم معیوب اقتصادی میداند و میگوید که وقتی بحث کودکان کار مطرح میشود، بیشتر کودکانی که در خیابان دستفروشی میکنند به چشم میآیند درحالیکه کارگاههای بسیاری هستند که کودکان مثل دوران بردهداری در آن مشغول به کار هستند. این کودکان در بدترین شرایط اقتصادی، بهداشتی و تغذیهای زندگی میکنند.
خانم موسوی با تاکید بر اینکه آمار دقیقی از کودکان کار ایران وجود ندارد گفت: "بسیاری از کودکان کار فاقد اسناد هویتی هستند و در هیچ سرشماریای به حساب نمیآیند."
این در حالی است که حبیب الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی به تازگی اعلام کرد: "برخی از کودکان کار و خیابان آنقدر وضعیت درآمدی خوبی دارند که کمتر شاهدیم کودکی به علت کار اجباری و کودک کار بودن متمایل به حمایت باشد."
این مسئول ارشد سازمان بهزیستی بر این باور است که تنها دلیل وجود کودکان کار "کمکهای مردمی "است و میگوید اگر این کمک ها قطع شود "هیچ کودکی در خیابان نخواهد بود."

منبع تصویر، Thinkstock
محمد ذاکر که در طول سالهایی که در ایران بوده از حمایتهای قانونی برای کودکان کار برخوردار نبوده است، درباره اقدامات بهزیستی برای کودکان کار و خیابان گفت: "عملکرد بهزیستی در سالهای مختلف در قبال این کودکان اصلا مناسب نبوده است، شعارهایی میدهند و برعکس آن عمل میکنند."
براساس اعلام منابع رسمی امسال برای ساماندهی کودکان کار و خیابان مبلغ ۱۲ میلیارد تومان به بهزیستی اختصاص داده شده است.
فعالان حوزه حقوق کودک بر این باورند که نگاه دست اندرکاران بهزیستی به مقوله کودکان کار و خیابان صحیح نیست و این سازمان نیازمند بررسی و آموزش نیروهای خود برای کمک به این کودکان است.
بیکاری، تورم، فقر، صنعتی شدن جوامع، زندگی در حاشیه، خانواده های پرجمعیت و مرگ اعضای خانواده و طلاق از عمده دلایل مجبور شدن کودکان به کار هستند.
محمد ذاکر که توانسته با تمام مشکلات زندگی و سختیهای پیش رو به دانشگاه راه پیدا کند میگوید: "کودکان کار و خیابان اگر برای آینده خود هدف داشته باشند، میتوانند به آن برسند، من افراد موفقی را در جامعه ایران میشناسم که در رشتههای مختلف مشغول تحصیل هستند و در دوران کودکی و نوجوانی کودک کار بودهاند. "
محمد ذاکر حسنی در ایران در رشته شهرسازی در مقطع کارشناسی ارشد قبول شد، اما از آنجایی که در یکی از استانهای ممنوعه برای تحصیل و سکونت افغانها (مازندران) پذیرفته شد، پس از مدتی از امکان تحصیل بازماند و مجبور شد به دانشگاه آزاد برود:
"هزینه تحصیل برای دانشجویان افغان در ایران دو برابر دانشجویان ایرانی است، رشته من هم بسیار پرهزینه بود. به همین دلیل مجبور شدم تحصیل را رها کنم و برای شرایط بهتر به آلمان پناهنده شدم."











