کودک‌آزاری مسئله همه ماست

منبع تصویر، Thinkstock

    • نویسنده, دکتر مهبد ابراهیمی
    • شغل, بی‌بی‌سی

کودک‌آزاری در ایران معاصر اولین‌بار توجه جامعه را در سال ۱۳۷۶، در بهار مطبوعات، با ماجرای دلخراش آرین گلشنی به خود جلب کرد. برای بسیاری این پدیده‌ای تازه بود، پدیده‌ای که حتی در دوره آموزش پزشکی کلمه‌ای در باره آن گفته نمی‌شد.

بعد از آن کودک‌آزاری واژه‌ای آشناتر شد، اما برای بسیاری با شکنجه‌های دلخراش و وحشتناک پیوند خورد، کودک‌آزاری برای بسیاری تداعی اتفاقی دردناک شد که فقط برای معدودی کودک بداقبال رخ می‌دهد، "ما از آن مصون و دوریم".

منبع تصویر، Thinkstock

هر وقت خبر تکان‌دهنده موردی از کودک‌آزاری راه خود را به سر تیتر رسانه‌ها باز می‌کند، این باور بیشتر تقویت می‌شود که این اتفاقات دردناک به عموم مردم مربوط نمی‌شود. واکنش به کودک‌آزاری معمولا تقبیح پدر و مادر یا سرپرست کودک‌آزار است و دلسوزس و همدردی عمیق.

آنچه در این میان مطرح نمی‌شود یا کمتر مطرح می‌شود این است که مدتها شکنجه و عذاب و درد و رنج این کودکان با وجود نشانه‌های متعدد و واضح نظر هیچکس را جلب نکرده، نه دوست و آشنا و فامیل، نه معلم و مربی، نه پزشک و پرستار، نه نهادهای اجتماعی، نه دستگاه قضایی نه پلیس.

کودک‌آزاری برای بسیاری محصول قصور پدر و مادر، یعنی سرپرستی ددمنش است که یا به بیماری‌های روحی روانی مبتلا است یا معتاد است یا مشکلاتی دیگر دارد.

اما واقعیت این است که کودک‌آزاری مسئله ای بسیار گسترده تر از این هاست، مسئله مسئله همه ماست. همه ما حتی اگر کودکی در دور و بر خود نداریم، خود روزی کودک بوده‌ایم.

کودک آزاری مسئله سلامت اجتماع است. عوارض کودک‌آزاری می‌تواند تمام عمر سلامت جسمی، روانی و رفتاری فرد را به خطر بیندازد. جامعه‌ نمی‌تواند به این حساس نباشد که نسل‌های بعدی خود را متلاشی از تجربه کودکی به عرصه اجتماع می‌فرستد یا انسان‌های سالمی را پرورش می‌دهد. در قبال کودک‌آزاری همه مسئولند. کودک‌آزاری تنها مسئله حاشیه‌نشینان اجتماع و محرومان نیست.

صد البته که فقر "بآسانی احتضار فضیلت است" اما کودک‌آزاری مرز و ملیت و قومیت و طبقه اجتماعی و دارایی و مقام و منزلت نمی‌شناسد، کودک‌آزاری همه‌جا می‌تواند حی و حاضر باشد، حتی در خانه ما، با درجات متفاوت از شدت و پیچیدگی. کود‌ک‌آزاری حتی در توسعه‌یافته‌ترین جوامع هم پدیده شایعی است.

منبع تصویر، Thinkstock

برای بسیاری کودک‌آزاری مترادف با آزار جنسی یا شکنجه بدنی است و از این رو تصور می شود که فقط از مجانین و جنایتکاران بر‌می‌آید. برای همین هم شاید وقتی از کودک‌آزاری می‌شنویم، مسئولیتی را متوجه خود نمی‌بینیم، چون فکر می کنیم که برخورد با آن وظیفه دولت است و مجلس و دستگاه قضایی و پلیس. کودک‌آزاری از ما دور است و اصلا در این دور و برها دیده نمی‌شود.

اما کودک‌آزاری فقط محصول بی‌رحمی و بدخویی نیست، چه بسا که ناخواسته باشد و ماحصل ندانستن، می‌تواند محصول فرهنگی باشد که نسل به نسل منتقل می‌شود، محصول این باشد که حقوق کودک را نمی‌شناسیم، که به این معنی است که حقوق خود، حقوق یک انسان را نمی‌شناسیم یا به آن احترام نمی‌گذاریم، شاید حتی محصول این باشد که واژه "کودک" را فقط برای فرد خردسال به کار می بریم و فراموش می‌کنیم که تا هجده سالگی دوره کودکی و نوجوانی است و از آن به بعد است که فرد رسما وارد بزرگسالی می‌شود.

اما از سوال سخت مسئولیت که بگذریم به سوال‌هایی سخت‌تر و حتی دردناک می‌رسیم. آیا من هم قربانی کودک‌آزاری شده‌ام؟ آیا من هم کودک‌آزاری کرده‌ام، اگر خواهر و برادری داریم، بخصوص اگر از ما کوچکترند، آیا ما هم عامل آزار او بوده‌ایم؟ آیا در زندگی روزمره شاهد کودک‌آزاری نیستیم؟

درباره تجربیات ناگوار دوران کودکی <link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2016/05/160427_me_childhood_adverse_experiences" platform="highweb"/></link> بخوانید.