آب را ول نکنیم

منبع تصویر، Tasnim
- نویسنده, نیکآهنگ کوثر
- شغل, روزنامهنگار و کارشناس زمینشناسی
کمتر از یک سال به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است. با مشاهده نحوه کار دولت یازدهم و با در نظر گرفتن موانع، میتوان پیشبینی کرد عملکرد حسن روحانی و دولت آینده در صورت انتخاب مجدد او، چگونه خواهد بود. پرسش مهم اما این است که آیا سیاستهای روحانی در حوزههایی که آینده سرزمین و مردم به آن وابسته است، در سالهای گذشته منطقی و موفقیت آمیز بوده که بتوان منتظر بهبود اوضاع بود یا خیر؟
در حوزههای آب و خاک، میتوان طرحها و برنامههای زیادی را برشمرد که دولت مایل به انجامشان بوده، اما موفق به اعمالشان نشده است. با وجود تعداد بیشماری چاه عمیق بدون مجوز و غیرقانونی، تنها تعداد اندکی مسدود شده؛ نشست زمین در دشتهای ممنوعه، کماکان ادامه دارد و روند سدسازی وزارت نیرو، کند نشده است. با وجود مخالفت بسیاری از کارشناسان و متخصصان توسعه، دولت به همراه شریک اجراییاش در سپاه پاسداران، یعنی قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا، به دنبال اجرایی کردن طرحهای بزرگ سدسازی و انتقال آب است.
از طرف دیگر، روند فرسایش خاک، کند نشده، در حالی که دولت روحانی از روزهای اول میدانست که ارزش خاکی که از دست رفته، بیشتر از رقم اعلام شده ۵۰ میلیارد دلار در سال است.
سیاست یا کیاست؟
رئیس دولت یازدهم در معدود دفعاتی که در باره آب سخن گفته، مژده ساخت سد و انتقال آب از دریا و اقیانوسها را داده است. چنین برخوردی بدون در نظر گرفتن واقعیتهای پشت هر پاسخ، میتواند مخاطبان زیادی را تحت تاثیر قرار دهد. سخن از شیرین کردن آب در مقیاسی بزرگ و انتقال آن به مناطق مرکزی، بدون در نظر گرفتن منبع انرژی انتقال و مشکلات زمینساختاری، کمی پوپولیستی بهنظر میآید.
عجیب نخواهد بود اگر خوشحالترین افراد از این گفتههای روحانی، پیمانکاران و شرکتهای تابعه و مهندسان مشاور توجیه کننده پروژههای بزرگ باشند. البته تجربه نشان داده که هیچ پیمانکاری قدرت مقابله و رقابت با قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا را ندارد. بسیاری از پیمانکاران خرد نیز اگر بخشی از غذای روی سفره با آنان تقسیم شود خوشحال خواهند بود. شرکتهای مشاور هم از نفوذ شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس که با دولت همکاری میکند بهرهمند نیستند و هیچ مجموعهای در وزارت نیرو، به اندازه شرکت آب و نیرو، در تقسیم پروژههای کلان، تعیین کننده نبوده است.
نقطه مشترک دولت روحانی و مجموعههای منتفع از پروژههای بزرگ، بیتوجهی به توسعه پایدار است. البته روحانی در این عرصه تنها نیست و راه پیشینیان خود را رفته است.

منبع تصویر، M.R.NAJIB
اجرای طرحهای بزرگ ولی آسیب زننده به محیط زیست و منابع طبیعی، تازگی ندارد. بخش بزرگی از سدهای کشور و شبکههای آبیاری بدون توجه به نیاز آیندگان ساخته شده است. طرحهای انتقال آب از استان چهار محال و بختیاری، آسیبهایی جدی به چشمههای سابقاً خروشان این خطه وارد کرده، اما عملکرد کارخانههای جدید ذوب آهن و پروژههای عظیم کشاورزی و طرحهای صنعتی در اصفهان و یزد و کرمان، اندک اندک آب را تا آخرین قطرات از «بام ایران» میرباید.
تغییر روشهای کم بازده آبیاری سنتی و حرکت بهسوی بهرهوری بیشتر را در برخی مناطق باید به فال نیک گرفت، اما هنوز شاهد تداوم همان روشهای آسیب زننده در اکثر مزارع کشور هستیم.
اصرار بیجا بر خودکفایی کشاورزی بدون توجه به امکان کشت نیابتی، باعث شده دشتهای بسیاری در اثر برداشت بیرویه آب، بخشکند و نشست کنند.
بیتوجهی به کاهش روند بارندگی در استانهای متعدد و فقدان آمادگی برای مقابله با سیلابهای خروشان، نشانه خوبی نیست. دولت نتوانسته مشارکت مردمی را برای اجرای طرحهای آبخیزداری و آبخوانداری در راستای مهار سیلابها و جذب آب در آبخوانها جلب کند.
مشکل اینجا است که پتانسیل لازم در دستگاههای اجرایی و پژوهشی برای بهبود شرایط وجود دارد، اما ساختار اداری و فساد ساختاری مانع بهبود اوضاع میشود. بخشی از فساد حاکم باعث تصویب پروژههایی میشود که در مواردی، نیازی به اجرایشان وجود نداشته است.
هفته گذشته، حمید چیتچیان وزیر نیرو، مهمان کمیسیون امنیت ملی بود. این مقام دولت روحانی کاهش بارندگی، تغییر اقلیم، افزایش درجه حرارت، تغییر الگوی بارش (مثل کاهش بارش برف)، افزایش جمعیت و مصرف بیرویه آب را از جمله شرایط جدیدی بر شمرد که در مورد آب، حاکم است. اما وزیر دولت یازدهم از حکمرانی خطای آب در دولتهای دهههای اخیر چیزی نگفت. چیتچیان که زمانی منتقد سدسازی افراطی به شمار میآمد، در حضور سردار عبداللهی، فرمانده قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا، انتقادی در باره طرحهای انتقال آب و سدسازیهای بیرویه مطرح نکرد.

منبع تصویر، MEHR
برای بررسی عملکرد دولت فعلی و مجموعههای وابسته به آن در حوزه خاک و آب، و برای تصمیمگیری درباره آینده، شهروندان میتوانند به نکات زیر توجه کنند و با توجه به این نکات از خود، نمایندگان دولت و نیز دیگر سیاسیونی که مدعی ارائه راه حل هستند، سوال کنند.
- جمعیت بیشتر میشود
- روند بارندگی به سمت کمتر شدن پیش میرود
- بخش عمده منابع آبهای زیرزمینی از بین رفته و روند از میان رفتن منابع، کند نشده
- کاری برای جبران این ذخایر زیرزمینی آب، انجام نمیشود
- ذخیره برفی کوهستانها کمتر شده
- میزان تبخیر سالانه افزایش یافته
- دشتهای کشور یک به یک به خاطر نشست زمین و بروز فروچالهها میمیرند
- مهاجرت از مناطق کم آب افزایش یافته و شاهد حاشیهنشینان بیشتری هستیم
- سیاستهای کلان مدیران آب تغییری نیافته
- سدسازی بیرویه و انتقال حوضه به حوضه آب بدون توجه به آثار منفیاش ادامه مییابد
- دولت نتوانسته مشارکت مردمی را برای حفظ منابع آب جلب کند
بهتازگی، فعالان سیاسی، در کنار پرسشهای سیاسی، سوالهایی مرتبط با تدابیر مسئولان در قبال مشکلات آب را روانه دفاتر رهبران قدیمیتر کردهاند. (یک نمونه از آن را <link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://news.gooya.com/politics/archives/2016/09/217098.php" platform="highweb"/></link> بخوانید). این امر به خودیِ خود باعث امیدواری است، چه، در سالهای پیشین، فعالان سیاسی کار چندانی با محیط زیست نداشتند، سدسازی افراطی برایشان اهمیت چندانی نداشت و اغلب، حامی سیاستهای عمرانی جناح خود بودند. امروز اما وضع تغییر کرده است.
به نظر میرسد تا انتخابات ریاست جمهوری سال بعد، میزان این پرسشها بیشتر از این هم خواهد شد. باید دید آیا پرسشگری به شفافتر شدن، مسوولیتپذیری و اصلاح تدبیرهای اشتباه منتهی خواهد یا نه.











