روزنامه های تهران: شکست در مجلس، ریزگرد و فیش حقوق
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های تهران تغییر مقامات وزارت خارجه را مهم دیده اند و ضمن گزارش غبار و ریزگردهای شهری، از شکست اصلاح طلبان در انتخابات کمیسیون های مجلس نوشته و ماجرای افشای فیش حقوق های گزاف مدیران را نیز پی گرفته اند.

منبع تصویر، Vaghaye Etefaghie
مکث زندگی در بارش خاک
<link type="page"><caption> وقایع اتفاقیه </caption><url href="http://www.vaghayedaily.ir/fa/News/5075/مکث-زندگی-در-بارش-خاک" platform="highweb"/></link>در گزارش اصلی خود نوشته: سرانجام پیگیری وضعیت گردوغباری که این روزها آسمان پنج استان را فرا گرفته بر دوش وزیر خارجه افتاد چرا که دستکم منشأ ۸۰ درصد ریزگردهایی که در این سالها هوا را غبارآلوده میکنند از کشورهای همسایه به سرزمین ما میآیند. سازمان محیط زیست و دستگاههای داخلی اگرچه تلاش داشتهاند در این سالها کانونهای داخلی گردوغبار را مهار کند اما در شرایطی که بخشهایی از خاورمیانه درگیر جنگهای داخلی است، قطعنامهها به تنهایی نتوانستهاند مسئولان این کشورها را به مقابله با ریزگردها وادار کنند.
به نوشته این روزنامه: کانونهای بحرانی ریزگرد در عربستان، عراق و سوریه و اردن در حالی سالها به حال خود رها شدهاند که ریزگردها مرز نمیشناسند و آزادانه از این مناطق به کشورهای دیگر هجوم میآورند و عرصه را برای نفسکشیدن تنگ میکنند. حالا رئیسجمهوری هم بر حل این موضوع تأکید کرده و جواد ظریف، وزیر خارجه مسئول پیگیری این بحران از سوی ایران شده است.
محمدرضا هادیلو در روزنامه <link type="page"><caption> جوان</caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/792629/غبار-بي%E2%80%8Cتدبيري-نيمي-از-ايران-را-فرا-گرفت" platform="highweb"/></link> نوشته: با اینکه امیدها بر این بود تا بر اساس قول رئیسجمهور و معاون وی در سازمان محیط زیست، بعد از اجرایی شدن برجام مشکلات زیست محیطی ایران یکی پس از دیگری رفع شوند اما گویی نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه در امر ریزگردها و گرد و غبارها وضع بغرنجتر هم شد و حالا نه تنها نیمی از ایران را درگیر خود کرده، بلکه این بار گرد و غبارهای آلوده در حال درنوردیدن استانها هستند.
گزارشگر روزنامه سپاه پاسداران تاکید کرده: چند روز پیش رئیس سازمان حفاظت محیط زیست یک بار دیگر سعی کرد تمام مشکلات را به بیرون از مرزها ربط دهد و باز هم بیبرنامگی و بیتدبیریهای سازمان متبوعش را زیر غبار خارجیها مخفی کند. حالا وضعیت ریزگردها در برخی از استانها به جایی رسیده که مردم از دولت هیچ چیز نمیخواهند به جز هوایی برای تنفس.
مژگان جمشیدی در گزارش اصلی روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=6242&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته: چرا بودجه «دفتر بیابان» تنها نهاد متولی حفظ منابع طبیعی در سال گذشته میبایست تنها ۳۵ میلیارد تومان باشد که تازه از این میزان هم فقط ۵۰ درصد تخصیص مییابد؟ چرا در سرزمینی که بیش از ۷۰ درصد خاکش به وسعت یکصد میلیون هکتار در معرض بیابانی شدن است و ۳۲ میلیون هکتار دیگرش هم بیابان مطلق است نباید یک بالگرد اطفای حریق وجود داشته باشد که جنگلهای بینظیر و کمیابش اینچنین مفت و آسان در نتیجه آتش سوزیهای پیاپی همه روزه نسوزد و بیابان نشود؟
این روزنامه نگار پرسیده: اینکه به دلیل فقر شدید بودجهای، در برنامه چهارم توسعه از یک و نیم میلیون هکتار تعهدات دولت برای بیابان زدایی تنها ۳۰۰ هزار هکتار و در برنامه پنجم توسعه نیز از دو و نیم میلیون هکتار بیابان زدایی، تنها ۱۷۰ هزار هکتار عملی میشود آیا این نشان از بیتوجهی به منابع طبیعی کشور نیست؟ وقتی مالچ نفتی که به مدت چندین دهه به صورت رایگان در اختیار منابع طبیعی قرار میگرفت ناگهان به دستور دولت در سال ۸۵ لیتری ۳۸۵ و در حال حاضر تا لیتری ۲۰۰۰ تومان هم عرضه میشود، با بودجه ۳۰ میلیارد تومانی دفتر بیابان که آن هم قطره چکانی تزریق میشود به واقع چند ۱۰ هکتار بیابان زدایی میتوان انجام داد؟
روزنامه دولت افزوده: این همه در شرایطی اتفاق میافتد که هر ساله برای اجرای بسیاری از طرحهای مخرب طبیعت و بیابان زا که نمونه بارز و انکار ناپذیر آن سد گتوند است گاه صدها و هزاران میلیارد تومان دور ریخته میشود اما برای محیط زیست از گذشته تا امروز، همیشه کشور دچار کسری بودجه و اعتبارات بوده است.

منبع تصویر، Ebtekar
معنای تغییرات در وزارت خارجه
هادی خسروشاهین در مقاله ای در <link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/news/detail/4884/معناي-تغيير-معاونت-عربي-وزارت-خارجه-چيست؟" platform="highweb"/></link> نوشته: حدود ١٠ سالی بود که از وزارت خارجه در حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا سلب اختیار شده بود. درست از زمانی که عراق به کنترل نیروهای آمریکایی درآمد. حضور آمریکایی ها در قلب خاورمیانه عربی و پروژه دومینوی دموکراسی، حساسیت ها را آنچنان بالا برده بود که موجب جابجایی وظایف کارگزاری و بوروکراتیک در این حوزه شد. سفیرانمان در حوزه های بحرانی اغلب از نهادهایی غیر از دستگاه دیپلماسی برگزیده شدند.
به نوشته این روزنامه نگار: محمد جواد ظریف هم که آمد نتوانست در این زورآزمایی بوروکراتیک توفیقی بدست آورد و موج جابجایی هایش به معاونت عربی نرسید. به همین دلیل هم تمرکزش را بر مذاکرات هسته ای محدود کرد و خاورمیانه را به سلسله مراتب بوروکراتیک در نهادهای دیگر سپرد.
قانون تاکید کرده: انتخاب حسین جابری انصاری نوید دهنده نه یک جابجایی صرف که به نظر می رسد ماحصل یک امتیاز بزرگ باشد و آن امتیاز بزرگ چیزی نیست جز اینکه وزارت خارجه دوباره و برای اولین بار پس از دولت خاتمی در حوزه خاورمیانه صاحب صلاحیت و اختیار شده است.
<link type="page"><caption> جوان</caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/792611/تغيير-مرد-شماره-يك-ديپلماسي-منطقه%E2%80%8Cاي-ايران" platform="highweb"/></link> روزنامه سپاه پاسداران در گزارشی نشان داده که از تغییر امیرعبداللهیان از معاونت وزارت خارجه راضی نیست چرا که نوشته: حسین امیرعبداللهیان که از چند ماه قبل زمزمههای جایگزینیاش مطرح بود، بدون مسئولیت اجرایی به عنوان مشاور ظریف انجام وظیفه خواهد کرد.
به نوشته این روزنامه: امیرعبداللهیان از سال ۱۳۹۰ یعنی آغاز بحران سوریه نقشی کلیدی در اعمال دیپلماسی ایران در سوریه داشت و چندبار به جای وزیر امور خارجه در مذاکرات برای حل بحران سوریه شرکت کرد. نقش او در دیپلماسی خاورمیانهای وزارت امور خارجه به خصوص در یمن، عراق و لبنان نیز کلیدی بود و تغییر او میتواند سیگنالهای بیرونی متفاوتی داشته باشد.
شکست اصلاح طلبان در مجلس
<link type="page"><caption> فرهیختگان</caption><url href="http://farheekhtegan.ir/?nid=1973&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> با عنوان کمیسیونهای مجلس زیر پرچم اصولگرایان نوشته: بعد از ۲۲ روز از آغاز به کار مجلس بالاخره تکلیف کمیسیونها مشخص شد. ریاست هشت کمیسیون به اصولگرایان رسید و چهار کمیسیون را هم اصلاحطلبان تصاحب کردند. بیبرنامگی اصلاحطلبان در مجلس و عدم انسجام تشکیلاتی و رهاکردن فراکسیون امید اولین چشمه خود را نشان داد. اصلاحطلبان و حامیان دولت ریاست اغلب کمیسیونها را از دست دادند.
به نوشته این گزارش: ریاست کمیسیون فرهنگی و کمیسیون آموزش که میتوانستند عصای دست دولت باشند به اعضای جبهه پایداری رسید، دیگر کمیسیونها نیز به همین نسبت. در انتخابات هیاترئیسه کمیسیونها هم ، اوضاع آنگونه که فراکسیون امیدیها فکر میکردند، پیش نرفت.
فرهیختگان نوشته: پیش از این زمانی که از نمایندگان فراکسیون امید پرسیده میشد، معتقد بودند اگر خوب عمل کنیم تا هشت کمیسیون را هم تصاحب خواهیم کرد. ولی به نظر میآید حساب و کتابها اشتباه از آب درآمده است. البته این اشتباهات برخی استراتژیک و برخی به خاطر تغییر شرایط رخ داده است.
<link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://www.jahanesanat.ir/56146-فراکسیون-فرمایشی-امید.html" platform="highweb"/></link> در گزارش اصلی خود نوشته: انتخابات هفتم اسفند در ظاهر برای لیست امید و اصلاحطلبان پیروزی به ارمغان آورد اما در باطن چیزی را عوض نکرد. در همان روزهای آغاز به کار مجلس دهم و انتخابات هیات رییسه مشخص شد کسانی که با حمایت جبهه اصلاحات و لیست امید وارد مجلس شدند، به رای مردم پشت کردند و راه دیگری رفتند.
به نوشته این گزارش: ریاست علی لاریجانی که البته با حمایت لیست امید در قم به مجلس راه یافته بود و رای پایین محمدرضا عارف منتخب اول مردم تهران در مجلس، گویای تغییر رنگ بسیاری از نمایندگانی بود که با نام امید وارد مجلس شدند و بسیاری از رایدهندگان را ناامید کردند.
گزارشگر جهان صنعت معتقد است: یکی از دغدغههای بنیادین رای دهندگان به لیست امید، مسایل فرهنگی بود. عملکرد دولت قبل و در کنارش مجلس نهم خیلی از دستاندرکاران عرصه فرهنگ را ناامید کرد و امیدوار به انتخاباتی که میتوانست چهره مجلس را تغییر دهد.
در ادامه این گزارش آمده: در جریان انتخابات بسیاری از هنرمندان دست به کار شدند و با راه انداختن کمپینهای ریز و درشت مردم را تشویق به رای دادن کردند. اتفاقی که باعث شد لیست امید در تهران با اقتدار رقیب را شکست دهد و جریانساز باشد. نه مردم و نه دستاندرکاران فرهنگی گمان نمیکردند کسانی که با جلب اعتماد آنها به مجلس راه یافته بودند، به دغدغه آنان پشت کنند و راه دیگری بروند.

منبع تصویر، Qanoon
افشای فیش های حقوقی هنگفت
مهدی نیاکی در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/?newsid=46015" platform="highweb"/></link> نوشته: در خبرهاست که طایفه ای از اصولگرایان، دلنگران پرداخت ها و پاداش های میلیاردی در فیش های حقوقی شده اند. این خبرها اگر راست باشد باید این همه دقت و غیرت را در میان این جناح، تحسین نمود و از آن استقبال کرد.اما فراتر از موج سازی های خبری و تلاطم های سیاسی، آن جاست که فریاد از تخلف ها توسط کسانی صورت می گیرد که در همه دوره های پیشین در سکوتی سنگین و طولانی فرورفته بودند.
نویسنده این مقاله افزوده: با این همه در میان جمع هیاهوگران اگر قلیلی هستند که به راستی از حیف و میل ها رنجورند و در پی ایجاد سدی در برابر درازدستان اند و در عین حال از تکذیبیه سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور درباره شایعه اختصاص پاداش ۲۸ میلیارد تومانی مدیران ارشد این سازمان از بودجه های غیر شفاف هم راضی نشده اند بایدشان گفت به راستی اگر سدی سدید می طلبیم که در برابر متخلفان بایستد و در کار کژرفتاران گره اندازد همین رسانه است و همین قلم است و همین اسباب پرسش کردن و پاسخ خواستن است.
باید این بنای مبارک را استحکام بخشید و لرزش از دست قلم به دستان گرفت و خوف از قلب دغدغه مندان حقوق ملت زدود. این حق رسانه های اصولگراست که دولت را به میز پاسخگویی فراخوانند و اسناد را جست و جو کنند و هرچه در چنته دارند به نشر بسپارند. اما این حق برای همه محفوظ اگر باشد، آن اتفاق مبارک رخ خواهد داد. مطبوعات، زبان ملت اند و مطبوعات اصولگرا هم از این قاعده بیرون نیستند.
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/745/1" platform="highweb"/></link> در گزارش اصلی خود نوشته: دو طیف متمایز در ماجرای فیشهای نجومی قابل مشاهده است. یک طیف میگوید باید مقابل ویژهخواری و امتیازطلبی مدیریت اشرافی ایستاد. طیف دوم که آلوده ماجرا یا آلوده به آلودگان آن است، هرچند ژست عذرخواهی و عزل متخلفان و بازگرداندن پولها به بیتالمال را گرفت اما ارادهای برای این کار ندارد. نشان به آن نشان که قریب یک ماه از ماجرای انتشار فیش حقوق و مزایای یک مدیر ارشد بانکی و سپس مدیر صندوق توسعه ملی و... میگذرد اما نه از عزل خبری هست و نه بازپسگیری پولها.
به نوشته این روزنامه تندرو: در مقابل اتاق فکر اشراف پس از دریافت چند ضربه سعی کرده خود را پیدا کند و این خط را پررنگ نماید که قبیل همین فیشها و امتیازات قبلا هم بوده است. هرچند اصل این ادعا خلاف واقع است و به تصریح دیوان محاسبات مصوبه همین دو سه سال اخیر میباشد اما حتی اگر درست هم بود، نوعی گروکشی برای ساکت کردن منتقدان به شمار میرفت. کار این طیف قبحزدایی و عادیسازی خیانت در امانت بیتالمال و دعوت به ندیدن شتر ویژهخواری با شگرد القای عمومیت و شمولیت وسیع جرم است. حال آنکه اغلب مدیران پاکدست هستند.
اما طیف مقابل معتقد به شفافیت - و نه پنهانکاری- درکنار برخورد با متخلفان است، هرکس با هر تابلو و پوششی که میخواهد باشد. فساد و ویژهخواری، قرمز و آبی ندارد. قبلی و فعلی کردن فیشهای نجومی که غالبا دستپخت برخی مدیران دولت یازدهم است راه گریز خوبی برای طفره از مسئولیت نیست و به فرار در بنبست میماند. دولت برای بازسازی اعتبار خود لاجرم باید از مرحله انکار و شعار و فرافکنی و یافتن شریک جرم عبور کند و صادقانه وارد مرحله برخورد شود. این کار البته برای حاضران در ائتلافهای سیاسی و شرکتهای سهامی قدرت و ثروت دشوار است.
حسین شریعتمداری سردبیر <link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/745/1" platform="highweb"/></link> نیز در یادداشت روز خود همین سخنان را تکرار کرده و در پایان مدعی شده که افشای فیش حقوق های گزاف مدیران توسط نیروهای حزبالله و فدائیان اسلام و انقلاب صورت پذیرفته که همه جا حضور دارند و هرگاه از وقوع رخدادی احساس خطر کنند و یا زمینههای وقوع رویدادی بیرون از اصول و ارزشهای شناخته شده نظام را مشاهده کنند، آخرین و دقیقترین اطلاعات خود را برای پیشگیری به افراد مورد وثوق خود میسپارند.
کامبیز نوروزی در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/95896/نوک-کوه-یخ--" platform="highweb"/></link> با تاکید بر این که راست است. گروه درخور توجهی از مدیران ارشد، حقوق و مزایای هنگفتی میگیرند نوشته اما این واقعیت منحصر به یک قوه یا سازمان نیست. در دولت، سازمان تأمین اجتماعی، شرکتهای دولتی، شهرداری و شرکتهای وابسته به شهرداری، سازمان صداوسیما و شرکتهای وابسته به آن، شرکتهای متعلق به برخی نهادهای عمومی یا خاص، شرکتهای سهامی عام عظیم که عملا تحت اختیار دولتاند، صندوقهای بازنشستگی، بانکها، بیمهها و خیلی جاهای دیگر کم نیستند مدیران ارشدی که حقوق دریافتی آنان از مقادیر متداول بسیار بالاتر است و به چنددهمیلیون تومان میرسد.
این حقوقدان با اشاره به این که این دریافت ها پنهانی و متخلفانه نیست تاکید کرده که این وضعیت از ۲۵ سال قبل در کشور رایج است از همان زمان که برای جذب مدیران مثلا لایق، امکانات اعطایی به آنان زیاد شود. این ایده از بذر و نهالی کوچک رشد خود را آغاز کرده و حال به جنگلی انبوه و خاکستری بدل شده است. این طبقه ممتاز، راهبران و صاحب اختیاران یک شبکه عظیم بوروکراتیک و تکنوکراتیکاند که تمامی بودجه عمومی، بودجه عمرانی و سرمایههای ملی در آنها متمرکز است و از طریق آنها هزینه میشود.
به نوشته مقاله شرق: حقوق و مزایای این طبقه ممتاز، یک سال و چند سال نیست که به عدد هنگفت امروز رسیده است. اما این وضعیت به یمن توسعه گردش اطلاعات و به برکت امکانات اجتنابناپذیر جدید، تازه برملا و آشکار شده است. کمتر اقبال آن پیش میآید که جامعه از جزئیات قراردادها و عملکرد مالی واقعی، مثلا در نفت و گاز و پتروشیمی یا صداوسیما یا شهرداری تهران و شهرهای بزرگ یا نیروگاهها و سدها یا صنایع خودروسازی و فولاد وهزار و یک سازمان دیگر خبردار شود.
فیشهای حقوقی را خدا رساند
آیدین سیارسریع در ستون طنز روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href=" http://www.iran-newspaper.com/?nid=6242&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link> گفتگوی خود را با یکی از دلواپس ها نقل کرده وقتی که آقای دلواپیش به آسمان نگاهی کرد و گفت: خدایا شکرت. گفتم: برای چی؟ گفت: برای این فیشهای حقوقی نجومی. گفتم: چطور؟ گفت: دیگه برجام داشت تکراری میشد.گفتم: بله دیگه. سوژه جدید پیدا کردین. تبریک می گم. گفت: دولت یازدهم با چه رویی میتواند در چشم مردم نگاه کند؟
طنزنویس ادامه داده:گفتم: اون که شاهکار دولت خدمتگزار بود. گفت: من نمیدونم تو چرا همه چیز رو سیاسی میکنی! هی همه مسائل رو ربط میدی به این دولت و اون دولت.گفتم: درست می گی. فقط اختلاس و دکل و خاور و باند فرودگاه و کویر لوت مطرح بود. گفت: حالا ما هر چقدر انتقاد کنیم، چه فایدهای داره؟ گفتم: هیچ فایدهای نداره. فقط بلدن انتقادها رو قبول کنن و دستور پیگیری بدن. در حالی که باید انکار کنن و اینها رو دسیسه بیگانگان بدونن. گفت: اون وقت میگن ما به رسانههای منتقد منصف نیازمندیم. چهار تا روزنامه منتقد منصف دلسوز منتشر میشد، همه را بستند و مدیرمسئول یکیشان را دادگاهی کردند.
در پایان ستون طنز روزنامه ایران آمده: گفتم: آره بابا. باز یکی این حرف رو بزنه که انتقادپذیر باشه. بهشون میگی خائن وطن فروش فلان یه عکس العملهای عجیب و عصبیای نشون می دن، آدم تعجب میکنه. گفت: پس دیدی ما سیاسی کاری نمیکنیم؟گفتم: بله بله... کاملاً دارم میبینم. بیشتر کار ورزشی میکنین.
دیر شده است!
آذر منصوری در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/95876/دیر-شده-است!-" platform="highweb"/></link> نوشته: دختری به دلیل سوءظن پدرش در ملأعام به ضرب دو گلوله تفنگ او کشته شده است. این خبر یادآور خشونتی است که چندیپیش علیه یک زن در مشهد توسط شوهرش اعمال شده بود. این اتفاقات نگرانکننده ناشی از نگرشی است که زن را جنس دوم و کالایی متعلق به مرد میداند. در جوامعی که چنین تلقیای از زن، برداشت غالب باشد، مرد به خود اجازه میدهد با هر نوع رفتاری که خودش تشخیص میدهد، از کالایش که همان همسر، دختر و حتی در مواردی خواهرش است، محافظت کند.
به نوشته این مدافع حقوق زنان: نه فرهنگ ما این سطح از خشونت را برمیتابد و نه در مبانی اعتقادی ما این خشونت پسندیده است. در فرهنگ و اعتقادات ما خشونت علیه زنان بهشدت نکوهش شده است و حتی آسیبرساندن به زنان ازجمله بزرگترین گناهان تلقی میشود. به همین دلیل اصلاح رویکردهایی که در جامعه نسبت به زنان و دختران وجود دارد، باید سریعا در دستور کار مراجع رسمی کشور قرار گیرد و میتوان گفت در این زمینه دیر هم کردهایم.
مقاله شرق به این جا رسیده که برای رفع این مشکل در کنار نهادهای رسمی، باید از نقش مهم و مؤثری که جامعه مدنی میتواند ایفا کند، سخن گفت. وقت آن است که دولتها فرصت بیشتری را به نهادهای مدنی حوزه زنان برای ارائه و اصلاح آموزشها در حمایت از زنان بدهند.
فیشتو نشون بده!

منبع تصویر، IRAN
مهرشاد مرتضوی در صفحه طنز <link type="page"><caption> بی قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/daily/detail/69955/فیش-حقوقیتو-از-زیر-در-نشون-بده!" platform="highweb"/></link> پیرزن تنهایی را تجسم کرده در خانه ای کوچک که در یک شب توفانی می شنود در می زنند می پرسد کیه و جواب می آید منم مرغ حنایی. متاسفانه طوفان سقف مسکن مهر رو با وجود مهندسی ساز بودنش کنده و من و جوجههام آواره و سرگردان شدیم. بذار یه امشبو پیشت بمونیم تا طوفان بگذره.» پیرزن دلش می سوزد اما برای اطمینان از مرغ فیش حقوق می خواهد. با دیدن عددها دلش رحم می آید و در را باز می کند و چند دقیقه بعد اسبی به همین وضعیت و شرط می آید و خانه پر می شود از حیوانات سرماخورده که همگی مریض می شوند و پیرزن هم.
به نوشته این طنزنویس: این جاست که وزیر بهداشت شخصا برای رسیدگی به ماجرا دم در خانه پیرزن آمد. پیرزن گفت: «کیه کیه در میزنه؟» وزیر خودش را معرفی کرد و پیرزن که هنوز تحت تاثیر جو بود گفت: «اگه راست میگی فیش حقوقیتو نشون بده.» وزیر گفت: «من معتقدم حقوق نامتعارف، یا طبق ضوابط و مقررات پرداخت شده و یا خارج از آن.» پیرزن قصه که از صحبتهای وزیر دولت تدبیر و امید چیزی دستگیرش نشده بود و ترجیح داد همان بیماریهای مشترک دام و انسان را داشته باشد.
به نوشته طنزنویس بی قانون: هر چه وزیر گفت: «بابا مریضی!» پیرزن انکار کرد. وزیر گفت: «بذار بچهها بیان معاینه کنن.» پیرزن مقاومت کرد. وزیر: «اقلا یه عکس بگیریم!» پیرزن باز امتناع کرد و پس از مدتی هم از این بیماریها جان سپرد و حیوانات، خانهاش را بالا کشیده، کوبیدند و ساختند و زندگیشان از این رو به آن رو شد.











