انتخابات مجلس و خبرگان؛ چالشهای پیش رو
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
یک ماه به انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری باقی مانده است؛ در حالی که انتظار میرفت تکلیف دستهبندیهای سیاسی و حزبی روشن شده باشد٬ فضای انتخاباتی ایران خاکستری است. از یک سو نامزدهای گروههای اصلاحطلب و معتدل توسط هیاتهای نظارت که منصوب شورای نگهبان هستند، رد شدهاند و از طرف دیگر گروههای اصولگرا هم برای ائتلاف انتخاباتی سردرگم هستند. کم و کیف دستهبندیهای سیاسی هم هنوز روشن نیست. آنچه در صحنه سیاسی ایران در حال ظهور و بروز است مسبوق به سابقه است و ریشه در مشکلات و چالشهای سیاسی دیروز و امروز ایران دارد و برای پیدا کردن چرایی آن میتوان دلایل متعددی یافت.
رویش احزاب در روزهای انتخابات
اصل ۲۶ قانون اساسی ایران از فعالیت آزادانه احزاب میگوید. در این اصل از قانون اساسی آمده "احزاب، جمعیتها، و... آزادند، مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند". با وجود صراحت قانون اساسی و گذشت سی و چند سال از انقلاب ایران، همچنان احزاب نحیف و ناکارامد هستند و با نزدیک شدن به زمان انتخابات شاهد رویش احزاب شب ِانتخاباتی و فصلی هستیم، احزابی که سابقه تاریخی ندارند یا شناخته شده نیستند. اینگونه احزاب و جمعیتها بیشتر در انتخابات مجلس و شورای شهر تجربه شدهاند. در دور اول ریاست جمهوری محمد خاتمی برای سازماندهی احزاب گامهایی برداشته شد که یکی از همین گامها تشکیل خانه احزاب در اسفند ۱۳۷۹ بود. در دوران اصلاحات هرچه تلاش شد که چراغ این خانه روشن بماند٬ در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدینژاد چراغ خانه احزاب کمسو تر شد. او تیرماه ۸۹ گفته بود: "نظام ما تنها یک حزب دارد و آن ولایت است".
پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ فعالیت خانه احزاب غیرقانونی اعلام شد. با روی کار آمدن دولت حسن روحانی دوباره این خانه فعال شده است. آقای روحانی در پیام نوروزی سال جاری با اشاره به انتخابات اسفندماه به فعالیت احزاب اشاره هم داشت و گفت: "سال جدید، سال انتخابات است؛ باید فضای بهتری را برای فعالیت احزاب به وجود آوریم، آستانه تحمل را بالاتر ببریم."
اما خواسته رییس جمهوری یک طرف و سازوکار فعالیت احزاب طرف دیگر است. حسن روحانی پنجشنبه گذشته در جمع استانداران، معاونان و مدیران کل سیاسی و انتخابات کشور به رد صلاحیت گسترده نامزدهای گروهها و احزاب اعتراض کرد و از اینکه با این وضعیت مجلس نمیتواند "خانه ملت" اشد و همه سلیقهها را نمایندگی کند، انتقاد کرد.
در این میان یکی از مشکلات جدی فعالیت احزاب در محاق بودن جرم سیاسی در ایران است؛ شفاف نبودن حد و حدود جرم سیاسی از موانع فعالیت احزاب بوده و است، در واقع عصای دست و تکیهگاه فعالیت احزاب به نظاممندی جرم سیاسی وابسته است و عملا در این سالها و دههها با شفاف نبودن دایره جرم سیاسی هر حزب و نهادی که با منویات دولتها نخوانده، طرد یا تعطیل شده است.
مجلس ایران هفته گذشته - ۲۹ دیماه - کلیات طرح جرم سیاسی را تصویب کرد اما دولت گفته این طرح جامع نیست. مجید انصاری، معاون پارلمانی رئیس جمهور با انتقاد از این طرح گفته "به نظر دولت این طرح جامع و مانع نیست". یکی از نمایندگان مجلس هم گفته هنوز در این طرح معلوم نیست که مجرم سیاسی کیست و نباید با افراد سیاسی مانند قاتل یا قاچاقچی برخورد شود.
در هر حال به رغم نارساییهای قانونی و حمایتی، به نظر میرسد بنای اصلاح طلبان بر ماندن بر صحنه رقابتهاست و با رد اکثر نامزدهای این طیف در انتخابات پیش رو عملا این احزاب نه میتوانند پا پس بکشند و نه با انتخابات قهر کنند. آنطور که بعضی گفتهاند این گروه تنها میتوانند "گرمکننده تنور انتخابات" باشند.

'فتنهای' که تمام نمیشود
شش سال از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۸۸ گذشته، اما تحولات پس از انتخابات ایران آنقدر عمیق است که از ذهن و کلام مسوولان حکومتی و نظامی پاک نمیشود. وقایع آن روزها مانند "بختک" بر تصمیمها و دسته بندیهای سیاسی سایه انداخته است. وقت و بیوقت، با مناسبت و بیمناسبت اعتراضهای خیابانی به نتایج انتخابات آن روز یادآوری میشود و اصطلاح "فتنه و ساکتین فتنه" معیاری شده برای جدا کردن افراد به خودی و غیرخودی و چماقی برای بیرون کردن رقیب از صحنه سیاسی.
آیت الله علی خامنهای در دیدار هفته گذشته با دست اندرکاران انتخابات با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری شش سال پیش گفت "من نمیدانم بناست چه زمانی خسارتهای سال ۸۸ که برما وارد شد کی جبران شود، واقعا نمیدانم." رهبر ایران دی ماه در دیدار با امامان جمعه گفته بود "برخی در سال ۸۸ با حرفهای منکَر خسارتهای زیادی به کشور زدند."
در این سالها اینگونه اظهارات از سوی رهبری ایران بسیار گفته شده و گروهها و نزدیکان به بیت رهبری ایران برای تحت فشار قرار دادن مخالفان از موضوع "فتنه" بسیار بهره بردهاند و همین برداشتها و برخوردها، گره حصر مهدی کروبی و میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد دو نامزد معترض به نتیجه دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری را پیچیدهتر کرده است.
نزدیک به پنج سال از حصر خانگی سران معترضان به نتیجه انتخابات ۸۸ میگذرد، شماری از فعالان مدنی و اصلاح طلب زندانی شدند و شماری از آنها همچنان در زندان هستند. در بیرون از زندان هم با منع فعالیت سیاسی و اجتماعی شماری از روزنامه نگاران و فعالان مدنی و سیاسی مواجه هستیم. محمد خاتمی٬ رییس جمهوی پیشین ایران، مصداق این وضعیت است و انتشار عکس و خبر او ممنوع است. دایره محدودیتها آنقدر زیاد شده که رسانه ملی ایران حتی خبرهای اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را با محدودیتهایی پوشش میدهد. در چنین وضعیتی صحنه سیاسی ایران نشان میدهد موضوع شش سال پیش همچنان تازه است و حداقل بخشی از حاکمیت نمیخواهد این اتفاق فراموش شود چرا که به اعتقاد آنان بهانه خوبی برای بیرون کردن رقبا از صحنه سیاسی و کنترل اوضاع با این حربه است.
خبرگان و آینده رهبری
در صحنه سیاسی ایران فقط ترکیب مجلس آینده نیست که موجب نگرانی بخشی ازمحافظه کاران شده است، نگرانی از نتیجه انتخابات خبرگان رهبری هم است. مجموعهای از شرایط، مثل سن رهبر ایران، حدس و گمانها از بیماری او و دوره هشت ساله این مجلس، این گمان را ایجاد کرده که پنجمین دوره انتخابات خبرگان مهمتر از دورههای قبلی است.
شهریور ماه سال گذشته، آیت الله خامنهای چند روز در بیمارستان شهید رجایی بستری شد؛ اگرچه خبرگزاریهای داخلی عمل جراحی رهبر ایران را به نقل از پزشکان " موفقیتآمیز" توصیف کردند اما حدس و گمانها درباره آینده رهبری ایران قوت گرفت. ماه گذشته اکبر هاشمی رفسنجانی از تشکیل گروهی در مجلس خبرگان برای انتخاب جانشین رهبری ایران خبر داد. از طرف دیگر شکل رهبری آینده، اینکه فردی یا شورایی باشد در رسانههای ایران داغ است.
نگرانی از ترکیب آینده خبرگان رهبری در رسانهها انعکاس بسیاری داشته است. افرادی مثل احمد جنتی دبیر شورای نگهبان هشدار داده که عدهای به دنبال تغییر ترکیب مجلس خبرگان هستند و محمد یزدی، رئیس مجلس خبرگان گفته اهداف دیگری پشتپرده این ثبتنامهای مجلس خبرگان هست و احمد خاتمی عضو دیگر مجلس خبرگان گفته عدهای به دنبال تشکیل اقلیتی قوی در مجلس هستند. در چنین شرایطی آینده رهبری از چالشهای پیش روی حکومت و مجلس خبرگان است.

'موریانههای در حال نفوذ'
همزمان با اجرایی شدن توافق جامع هستهای (برجام) دولت میخواهد تصویر تازهای از ایران به دنیا نشان دهد. حسن روحانی بارها صحبت از این داشته که میخواهیم با دنیا از شرق گرفته تا غرب ارتباط برقرار کنیم. پس از برجام، ایران فرصتی برای ورود به بازارهای جهانی پیدا کرده و شرکتها و سازمانهای بین المللی هم میخواهند سهمی از بازار ایران داشته باشند. در شرایطی که به نظر میرسد همه چیز مهیاست بحثی به نام "نفوذ" نمایان شده است.
بدبینی در روابط با دنیا به خصوص غرب، دست دولتمردان را در گسترش روابط با دیگر کشورها بسته است.
آیت الله خامنهای در ماههای اخیر بارها از نفوذ دشمن صحبت کرده و گفته دشمن قصد "نفوذ موریانهوار" برای فروریختن پایههای نظام از درون دارد. رهبری ایران در همین هفته گذشته در دو سخنرانی جداگانه به موضوع نفوذ اشاره کرد و گفت "ما مساله این نفوذ را در قضیه برجام و پس از برجام مطرح کردیم... کسانی که به اطلاعات دسترسی دارند میدانند که چه دامهایی برای کشور گسترده شده یا در حال گسترده شدن است تا در حصار اراده و تصمیمات ملت نفوذ کنند."
او گفت: "اگر بر فرض، عنصری نفوذی در مجلس خبرگان و یا مجلس شورای اسلامی یا دیگر ارکان نظام وارد شود مانند موریانه از داخل پایهها را میجود و سست میکند." دو ماه پیش در پی هشدارهای رهبری ایران شماری از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی بازداشت شدند و خط و نشان نیروهای امنیتی بر فعالان سیاسی بیشتر شد و عملا دایره محدود فعالیت سیاسی گروههای سیاسی، محدودتر شد تا جایی که حسن روحانی هشدار داد که نباید از گفتههای آیتالله خامنهای، درباره نفوذ سوءاستفاده شود و گروهی به حاشیه رانده شود.
در آستانه انتخابات، چالشهای درونی و خارجی ایران کم نیست. دعوتی فراگیر از موافقان و مخالفان نظام شده اما با عملکرد شورای نگهبان و رد صلاحیت بسیاری از نامزدهای مطرح، به نظر میرسد که حکومت ایران میخواهد انتخاباتی حساب شده داشته باشد؛ انتخاباتی که نتیجهاش غافلگیرانه نباشد و از صندوقهای رای، مجلس ششم دوبارهای بیرون نیاید تا به گفته مقامهای حکومتی جلوی "فتنهگران و نفوذیها" گرفته شود و نظام نفس راحتی بکشد تا انتخابات ریاست جمهوری دو سال بعد و چالشی دیگر.











