روزنامههای تهران: امسال، سیاسیترین عاشورای تاریخ
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامه های امروز صبح تهران، یکشنبه ۳ آبان در عنوان های اصلی خود از حضور رییس مجلس در روسیه و ملاقاتش با رییس جمهور آن کشور همزمان با کنفرانس وزیران خارجه روسیه آمریکا سعودی و ترکیه خبر داده اند و در اهمیت نقش روسیه در تحولات منطقهای نوشته اند.
انتقاد از عزاداریهای امسال محرم که شلوغترین و در عین حال سیاسیترین عزاداریها خوانده شده از جمله مطالب این روزنامههاست.

منبع تصویر، shahrvand
دستاوردهای مسکو از وین
محمدعلی مهتدی در ایران نوشته: اجلاس چهارجانبه وین بین وزرای خارجه روسیه، آمریکا، عربستان و ترکیه در واقع بخشی از دیپلماسی روسیه است که به موازات عملیات نظامی روسها در سوریه انجام میشود. روسیه در نظر دارد در خلال این تماسها کشورهای موثر در بحران سوریه را مجبور به پذیرش وضعیت جدید کند تا بدون آنکه چوب لای چرخ برنامه روسیه بگذارند، دخالت نظامی این کشور برای مبارزه با تروریسم را بپذیرند.
به نوشته این مقاله: روسها در نشست وین دستاورد دیگری هم داشتند. این دستاورد، توافقی بود که میان لاوروف و ناصر ابوجوده، وزیر خارجه اردن درباره هماهنگی عملیات نظامی در سوریه به دست آمد. اما عربستان از دید یک نظام عشیرهای به مسأله نگاه میکند. ریشه کینه سعودیها به نطق اسد در تابستان ۲۰۰۶ یعنی پس از پیروزی حزبالله لبنان بر رژیم صهیونیستی باز میگردد. اسد در سخنان خود پادشاه وقت سعودی (ملک عبدالله) و سایر امرای عرب حاشیه خلیج فارس را «انصاف الرجال» (نیمهمرد) خطاب کرد. این عبارت باعث خشم و عصبانیت ملک عبدالله شد.
مقاله روزنامه ایران به این جا رسیده که: در هر حال ، روسیه مصمم است در عین انجام عملیات نظامی، ارتباطات دیپلماتیک را هم حفظ کند. در همین راستا، لاوروف گفته در نشستهای آتی باید کشورهای دیگری از جمله ایران و مصر هم حضور داشته باشند. اما این واقعیت برای شاهزادگان سعودی قابل تحمل نیست.
مخالفان برجام عذرخواهی کنند؟
در حالی که محافظه کارترین افراد موجود در صحنه سیاسی کشور هم خبر از پایان کار برجام داده و از رسانهها و اشخاص خواسته اند که بعد از تایید رهبر دیگر هم خود را متوجه اجرای درست برجام کنند، کیهان همچنان به مخالفت های خود با دولتمردان ادامه داده است.
این روزنامه تندرو در یادداشت روز خود نوشته: فرازهای ۹ گانه فرمان رهبر، صریح، شفاف و غیرقابل تفسیر و تاویل است و در برابر آن تنها میتوان و باید یک کار کرد و آن یک کار چیزی نیست جز اجرای بیقید و شرط. در چنین شرایطی اگر کسی مدعی شود که آنچه رهبر انقلاب با دقت و با گزینش هوشمندانه واژگان بر آن تاکید کردهاند، پیش از این فراهم آمده و در متن برجام ذکر شده یا مدعی شود آنچه ایشان امر به کسب یا اجرای آن فرمودهاند، در حال حاضر هم بدست آمده است چه معنایی دارد!؟ کمترین معنی این سخن آن است که رهبر انقلاب، حکم به «تحصیل حاصل» فرمودهاند! آیا چنین سخنی جفا به عمود خیمه انقلاب نیست!؟
سرمقاله کیهان بدون اشاره مستقیم به نامه پاسخ حسن روحانی به رهبر، نوشته: ظاهرا مدعیان متوجه نیستند که در این نامه تاریخی، جلوی خسارات جبرانناپذیر بخشی از ضعفها و خطاهای مهم و غیرقابل اغماض و ضعفهای ساختاری برجام گرفته شده است و اگر آنچه آنها مدعی هستند، در متن وجود داشت، اساسا چه نیازی به تصریح رهبر عزیز انقلاب و یادآوری نقاط ضعف برجام بود؟! جای کمترین تردیدی نیست که هیچ یک-تاکید میشود هیچ یک - از موارد مورد اشاره رهبر انقلاب، در شرایط کنونی در برجام دیده نشده و حتی زیر ساخت آن هم فراهم نشده و هرگونه ادعایی در این خصوص، غیرقابل پذیرش است و به صلاح دولت ودست اندرکاران اجرایی است که از تکرار این ادعاها به هر شکل ممکن جلوگیری کنند.
کیهان در نهایت به عملیات نوسازی کارخانه اراک اشاره کرده که رهبر آغاز آن را زمانی مجاز دانسته که اولاً قرارداد و طرح جایگزین آن تهیه شده باشد و ثانیاً تضمین کافی برای اجرای آن فراهم آمده باشد. این فرمان را مقایسه کنید با شتابزدگی و حتی تعیین زمان اقدام از سوی برخی دست اندرکاران اجرایی که با خوشحالی مژده این کار را میدادند و سبب شده بود دشمنان را به وجد بیاورد و مثلا نیویورک تایمز بنویسد: «آغاز بزرگترین امحاء هستهای تاریخ».
اعتماد در سرمقاله خود نوشته: همیشه این پرسش را میتوان طرح کرد که آیا مخالفان برجام از تأییدیه شورای عالی امنیت ملی بر برجام مطلع بودهاند یا خیر؟ قطعا نمیتوان پذیرفت که اطلاع نداشتهاند، زیرا تعدادی از اعضای این شورا از مجلس هستند، پس چرا آنان با وجود چنین مصوبهای، تمام کوشش خود را به جای صرف کردن در جهت بهبود راههای اجرایی، در مسیر مخالفت با برجام تلف کردند؟ آیا حق نداریم بپرسیم که آیا این انرژی در ادامه نیز خواهد کوشید تا در اجرای برجام اختلال ایجاد کند؟
به نظر این مقاله: تندروهای مخالف برجام باید کلاه خود را قاضی کنند و یک تناقض مهم را حل نمایند. آیا حملات تند و ویرانگر آنان به برجام با هدف رد قطعی و کلی آن به معنای آن نبود که از نظر آنان ممکن نیست چنین توافقی به تأیید نظام برسد؟ اگر آنان از رد قطعی برجام اطلاع موثق داشتند، چندان غیرمنطقی نبود که چنین برخوردی را با آن بنمایند و اینگونه علم مخالفت را برافراشته کنند، ولی اگر چنین اطمینانی نداشتند یا حتی نسبت به تأیید قطعی آن خبر داشتند، در این صورت چه جایی برای اینگونه مخالفت با برجام بود
این روزنامه اصلاح طلب نظر داده که: آنان اکنون در یک دوراهی هستند یا باید از رفتار گذشته خود عذرخواهی کرد و قول داد که از این پس همسو با مصوبه نظام هستند یا آنکه صادقانه و شجاعانه و به روشنی اعلام کرد که راه آنان جداست. ممکن نیست که هم نان این ساختار را خورد و هم با مصوبات آن در این حد تند برخورد کرد!
تحریم های جدید در کمین ایران
پروانه کُبره در جهان صنعت مصاحبهای کرده است با رییس مرکز تجارت جهانی ایرانی که در آن گفته شده عضویت ایران ﻧﺰد ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﺠﺎرت جهانی و ورود ﺑﻪ دهکده جهانی اﻣﺮ اﺟﺘﻨﺎبناپذیری اﺳﺖ دیر یا زود باید این اﺗﻔﺎق بیفتد زیرا در آیندهای ﻧﻪﭼﻨﺪان دور، ﻫﻤﻪ اﻋﻀﺎی این سازمان ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺗﺠﺎرت ﺧﻮاﻫﻨﺪ کرد و ﺑﺎ کشورﻫﺎی غیرﻋﻀﻮ، ارﺗﺒﺎط اقتصادی ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ. و عملا فقط ایران بیرون می ماند که این خود تحریم های خطرناکی علیه ایران خواهد بود.
محمدرضا سبزعلیپور که در عین حال رییس شورای سیاست گذاری اقتصاد مقاومتی است گفته عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی آن هم ﺑﺎ اقتصادی که فعلا داریم از ﺳﻢ ﻫﻢ ﺑﺮای ایران ﻣﻬﻠﻚﺗﺮ و خطرناکتر اﺳﺖ! اﻣﺎ اﮔﺮ زیرﺳﺎﺧﺖﻫﺎی اقتصادی را بسازیم و صنایع ﻣﺎدر را احیا، ﻧﻮﺳﺎزی و ﮔﺴﺘﺮش دهیم و دﺳﺖ آﺧﺮ کشور را ﺑﻪ یک صادرکننده کالاهای غیرنفتی ﻣﺒﺪل کنیم آنوقت پیوستن ﺑﻪ این ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮای ﻣﺎ مفید، ﺳﻮدﻣﻨﺪ و ﺳﺮﺷﺎر از رﺷﺪ و شکوفایی ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.
خبرنگار جهان صنعت از آسیب ها و فرصت هایی پرسیده که ﭘﺲ از پیوستن به سازمان تجارت جهانی ﺑﺮای ایران وﺟﻮد دارد؟ و پاسخ شنیده: اول دوﻟﺖ و دوﻟﺘﻤﺮدان باید ﺑﻪ این ﺑﺎور ﺑﺮﺳﻨﺪ که حیات و پیشرفت آینده کشورﻣﺎن در ﮔﺮو درآﻣﺪﻫﺎی بیش از پیش ﺻﺎدرات غیرنفتی اﺳﺖ. عضویت در ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﺠﺎرت جهانی زمانی ﺑﺮای ایران مفید و ﺳﻮدﻣﻨﺪ است که کشوری کاملا صادراتی داﺷﺘﻪ باشیم و روی صنایع ﻣﺎدر سرمایهﮔﺬاری کنیم ﻧﻪ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ که کشوری کاملا وارداتی هستیم و اکثر صنایع و کارخانهها نیز بهدلیل مشکلات اقتصادی ورشکست ﺷﺪه یا درﺣﺎل ورشکستگی ﻫﺴﺘﻨﺪ.
بسته اقتصادی دولت مسکن است
فرخ قبادی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته:در شرایط بحرانی اقتصاد کشور ما، تحریک تقاضا از طریق تمهیدات ضربتی چیزی بیش از یک مسکن نخواهد بود. باید دست به اقداماتی زد که تولید را سودآور کند. این امر مستلزم کاستن از چالشها و هزینههای تحمیل شده به تولید، افزایش بهرهوری و نهایتا کاهش قیمت تمام شده تولیدات داخلی است. با چالشهایی که بر سر راه تولید وجود دارد، با انبوه قوانین و مقررات پیچ در پیچ، فسادانگیز و هزینهزا، با دریافت مالیات از شرکتهای زیانده، با نرخ ارزی که بر اساس «مصلحت» و نه واقعیتهای اقتصادی تعیین میشود و خلاصه با تداوم فضای تولید ستیز کنونی، حتی شرایط پساتحریم نیز معجزهای بهدنبال نخواهد داشت.
به نوشته این اقتصاددان بهرهگیری از فرصتهایی که شرایط پساتحریم فراهم میآورد، نیازمند اصلاح این نابسامانیها، ایجاد بستری مناسب و فضایی مساعد برای فعالیتهای تولیدی است. سیاستگذاران باید باور کنند که تا چالشهای عذابدهنده تولید پابرجا است، تا هزینههای بیمنطق و تحمیلی به تولید رمق بنگاهها را گرفته است و تا تولید به فعالیتی سودآور بدل نشود، سرمایه از فعالیتهای مولد گریزان خواهد بود.
و خلاصه سرمقاله دنیای اقتصاد این که: «بسته دولت» به اجرا در خواهد آمد و شاید گره از برخی مشکلات حاد در بعضی صنایع بگشاید. هیچ اشکالی هم ندارد که دولتمردان از این بسته بهعنوان حرکتی تاثیرگذار در تخفیف رکود یاد کنند و از مواهب سیاسی آن بهرهمند شوند. این کار ناموجه نخواهد بود؛ به شرط آنکه در خلوت خودشان به چارهجوییهای اساسی و کارساز بیندیشند و از هماکنون دست به کار شوند.

منبع تصویر، Etemad
راه منحصر اصلاح طلبان
احمد غلامی در سرمقاله شرق نوشته: دولت حسن روحانی، سنتز دولتهای اصلاحطلبان و اصولگرایان است. به بیان دیگر تولد این دولت، «اجتنابناپذیر» بوده است. این دولتها عموما محبوب نیستند، اما در شرایط موجود مطلوباند. دولت اعتدال نیز از این قاعده مستثنا نیست. چنین دولتهایی که از پس مشکلات میآیند و وارث نابسامانیهای بسیارند، مهمترین وعدهشان بهبود اوضاع است.
به نظر سردبیر این روزنامه: آنچه دولت را مصمم میکند، مشروعیتی است که از مردم گرفته است، مردمی که نه به خاطر محبوبیت که به دلیل مطلوبیت در کنارش هستند. سیاستِ دولت اعتدال روشن و کاراست: جذب، بلع و هضم. پس آنها که در این سه گزینه جا نمیگیرند، خودخواسته یا به اجبار دفع خواهند شد. ازاینروست که اصولگرایان تندرو باید کمربندها را سفت کنند و تن به ریاضتهای اقتصادی دهند و به آنچه بودهاند، قناعت کنند؛ اما راه دشواری پیشروی اصلاحطلبان است؛ چه اگر بخواهند با دولت همراه و همکار شوند، آهسته در این دستگاه بزرگ هضم میشوند و اگر دل به تئوریهای سابق خود خوش کنند، آمالشان در اطناب شرایط اعتدالی تخمیر میشود.
سرمقاله شرق به این جا رسیده که: راهِ گشوده در برابر اصلاحطلبان پرتشدن به بیرون از مدار قدرت است، و پیوستن به زنجیرهای از ماهیها، که مردم هستند و به دلیل کوچکی هیچ نهنگی نمیتواند ببلعدشان. پاشنه آشیل این دولت نیز همان ایده مطلوبیت است؛ ایدهای که با فرصتها و منفعتها گره خورده است. مردم، اما تا زمانی پای دولتِ مطلوب میایستند که شرایط مطلوبی نیز برایشان فراهم کند. مسلم است که حتی در زندگی مشترکی که برمبنای عشق پا نگرفته باشد نیز باید هزینههای بسیار صرف کرد.
محمد علی وکیلی در سرمقاله ابتکار از گفته های تازه محمدرضا باهنر نایب رییس مجلس انتقاد کرده بود که ضمن دعوت اصولگرایان به وحدت، اظهار داشته اند که نباید اجازه داد مجلس دهم دست حتی اصلاح طلبان معتدل بیفتد.
به نظر نویسنده: زخم های وارده بر پیکر نحیف اصلاح طلبان پس از اتفاقات ۸۸ هنوز ترمیم نشده است و نگاهشان به نحوه رفتار شورای محترم نگهبان، با بیم و امید همراه می باشد. این در حالی است که هم کیشان جناب باهنر با چک سفید امضا از مدتها پیش بدون دغدغه رد صلاحیت، ماراتن یکطرفه را آغازیده اند و با توسل به تریبون های مختلف و با رویین تنی، مسابقه را شروع نموده اند. با این وصف، مفهوم نیست که چرا ایشان اینچنین سراسیمه و بیمناک زبان به تهدید بازنموده و تخم یاس در اردوگاه اصلاح طلبان می پاشد!
سرمقاله ابتکار تاکید کرده: در شرایط کنونی، کف خواسته مردم تغییر در ترکیب مجلس کنونی و تشکیل مجلسی با حداقل شرایط دلخواه مردمی می باشد. این تحلیل و هشدار و انذارها قادر به نادیده انگاشتن عملکرد مجلس کنونی نیست؛ پس لطفاً بیش از این انرژی منفی به این ماراتن ناعادلانه تزریق نکنید. بگذارید قدمی در جهت همدلی به بهانه انتخابات برداشته شود و قدری از شکاف های ایجاد شده کاسته گردد.

منبع تصویر، Ebtekar
بهرهبرداری سیاسی از مراسم عزاداری
صادق زیباکلام در مقاله ای در آرمان نوشته: در دهه اول ماه محرم که ماه عزاداری حضرت سیدالشهد است، برخی از شخصیتهای مذهبی همچون مداحان سعی کردند در مراسم عزاداری که متعلق به هیچ فرد، گروه یا جناحی نیست و بلکه متعلق به همه مردم است، از تریبون مذهبی برای تبلیغ تفکر سیاسی خود بهرهبرداری کنند و مواضع سیاسی خود را بیان نمایند. این اظهارنظرها بیشتر در مخالفت با توافق هستهای و سیاستهای دولت آقای روحانی بود.
این استاد دانشگاه آخرین نمونه برای استفاده سیاسی از مراسم مذهبی مراسم عزاداری شب تاسوعا بود که حجتالاسلام پناهیان در آن بدون اینکه نامی از وزیر خارجه ببرد به او طعنه زد و گفت: «شمر مهربانانه عباس را صدا میزد ولی عباس رویش را بر میگرداند و میگفت خدایا چرا کار من به جایی رسیده که دشمن به من طمع کرده است؟ اما امام حسین به عباس گفت: ای عباس تو با دشمن دست ندادی و خدا دستان تو را قبول کرد. جانم به فدای دستهای عباس که به دشمن دست نداد....»
مقاله آرمان تاکید کرده: تجربه در ایران و سایر کشورهای دیگر نشان میدهد که بهرهبرداریهای سیاسی و جناحی از مذهب همواره و در بلندمدت به ضرر خود مذهب تمام شده است. باورهای مذهبی زبان ندارند که بگویند آقای فلانی از ما سوءاستفاده نکن. بنابراین برخی از چهرههای مذهبی بهراحتی میآیند با استفاده از امکاناتی که در اختیار دارند، مثل رادیو و تلویزیون دست به بهرهبرداری سیاسی میزنند و نظری که یک اقلیت تندرو دنبال میکنند را به مردم القا میکنند. این در حالی است که این چهرهها میتوانند دلیل نیت و موضعگیری خود را به صورت صریح و علنی به مردم بگویند.
علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد نوشته: مراسم عزاداری امسال سیاسیترین مراسم این سالها بود و هر کس سعی میکرد در بازخوانی تاریخ، خود را در جای اولیا بنشاند و رقیب را در جای اشقیا. اما آیا به همین سادگی است که در توبره تاریخ دست کنیم و مهرههایی بیرون بکشیم که رقابتمان را تاریخی جلوه دهند؟ بر فرض هم که توانستیم وقایع امروز را با تاریخ تطبیق دهیم و روی اشخاص امروز نامهای کهن بگذاریم بلکه تن اشخاص تاریخی کت و شلوار بپوشانیم و به اسمهای امروزی صدایشان کنیم. بر فرض هم که جا انداختیم فلان دیپلمات ابوموسی اشعری است و فلان وزیر پسر سعد ابی وقاص.
به نوشته این مقاله: بر فرض هم که با خوشذوقی بتوانیم رقابت سیاسی را به هزار و چهارصد سال پیش ببریم و حقانیت خودمان را تاریخی جلوه دهیم، آخرش چه؟ کتاب تاریخ منحصرا که در دست یک گروه نیست. رقیب هم یکجور دیگر بازخوانی میکند و جای مابهازاها را تغییر میدهد. تاریخ آنقدر گل و گشاد هست که بشود مصادره به مطلوبش کرد. اما این مصادره، مصادره به مطلوب نیست. مطلوب کجا و این بازخوانی مغلوط کجا؟
ما داریم در این رقابت سیاسی، تاریخ را مصادره به مغلوط میکنیم و روزبهروز کارمان را سختتر میکنیم و گرههای اقتصادی و فرهنگیمان را کورتر میکنیم. ما باید از تاریخ درس بگیریم و اصلا این تذکار مداوم عاشورا همین است که بدانیم مدام در ابتلا و امتحانیم و یزیدی شدن یک چیز دور از دسترس نیست. کاش همین قدری که دعوایمان را صبغه تاریخی میزنیم، به اقتضائات روزگار هم توجه کنیم. دنیا پیچیدهتر و سختتر و مرموزتر شده است. از تاریخ باید عبرت گرفت نه آنکه مصادره به مطلوب - بلکه به مغلوطش - کرد.
کانال شما هم در آمد؟
پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: تا دیروز اینطوری بود که هر کی با مادرش قهر میکرد، میرفت خواننده میشد. بعد اینطوری شد که هر کی با پدرش قهر میکرد، میرفت وبلاگ میزد. وبلاگنویسی هم یک دوره اینطوری بود که آدمها از تنهایی مینوشتند و بغض، بعد آدمهای دیگر میآمدند کامنت میگذاشتند و بغض، بعد کمکم حالت ازدواج پیش میآمد و طرف وبلاگش را میبست و میرفت نمایشگاه عکس میگذاشت.
به نوشته این طنزنویس: بعد اینطوری شد که هر کی با زنش قهر میکرد، میرفت توی مطبوعات و با سابقه اینترنتیای که داشت، اول ستون در صفحه آخر میگرفت و بعد صفحه میگرفت و بعد از شش ماه دبیر میشد و سر سال مجله خودش را میزد و میشد سردبیر. بعد اینها هر کی با خودش قهر میکرد، میرفت فیسبوک و صفحه باز میکرد و صفحه پشت این و آن میگذاشت. بعد طرف که توی فیسبوک صفحه باز کرده بود، به درجهای از انتلک میرسید که به توئلش میگفت پشت من نیا.
نویسنده ستون طنز شرق ادامه داده تا کار رسید به جایی که روزی ٢٠ نفر کانال شخصی زدند و ما را هی دعوت کردند که ما بشینیم پای کانالشان. عین تلویزیون. که چند تا کانال برای خودش زده و ما را بهزور مینشاند پاش و فرصت نمیدهد ما حرفمان را بزنیم. عیبی هم ندارد. اما راستش را بخواهید کار روسیه نیست که تلگرام را بسته. کار بچهها هم نیست. خود من دیشب آمدم نشستم روی سیم که جلوی کانال را بگیرم و خلاص. نیاز به کمک هم دارم. دارند درستش میکنند. لطفا بیایید جلوی این کانال را بگیریم. بیایید به اعصاب و روان جامعه رحم کنیم. هلپ می...ا.)

منبع تصویر، Sharqg











