روزنامه‌های تندرو: کربلای چهار در ژنو تکرار نشود

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه‌نگار

روزنامه های صبح دوشنبه تهران همچنان به مخالفت و موافقت با مذاکرات هسته‌ای و نتایج آن ادامه داده اند و در همین حال از گفته‌های مقامات دولتی علیه مخالفان خبر داده‌اند.

انتقاد از وضعیت اقتصادی و طولانی شدن مذاکرات هسته ای از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

منبع تصویر، ebtekar

توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

حاشیه شلوغ و متن آرام در مذاکرات هسته‌ای!

ابوالقاسم قاسم زاده در سرمقاله اطلاعات نوشته: همه دیپلوماتهای حرفه ای باور ندارند که اکنون یکی از مهمترین رویدادها تاریخ دیپلماسی جهان، در « متن آرام» مذاکرات هسته‌ای ایران در جریان است که در قرن بیستم و در نیمه آغازین قرن بیست و یکم چنین اقدامی کم سابقه است.

نویسنده با اشاره به مخالفت هایی که با دولت می شود نوشته: گفتگو در «حاشیه شلوغ» امکان تحقق ندارد و جنگ‌ها برآمده از حاشیه شلوغ است که اولین نتایج آن، دمیدن نفرت و تشدید تضادها است. در متن آرام، اختلاف نظرها بهتر شناخته می‌شود و دو طرف یکدیگر را از نزدیک می‌شناسند. آنچه که امروز در مذاکرات هسته‌ای ایران در «متن آرام» در جریان است، آغاز استقرار روش گفتگو و تعامل در روابط بین‌الملل برای حل و فصل بحران‌ها است.

سرمقاله اطلاعات به این جا رسیده که: به نظر می‌رسد اوباما از طریق موفقیت در این گفتگو ـ مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ ـ می‌خواهد جهان در قرن جدید از جنگ فاصله بگیرد. او جهان سیاست را در «متن آرام» برای دست‌یابی به تفاهم و صلح می‌خواهد. حاشیه شلوغ اندک اندک فروکش می‌کند و از «متن آرام»، توافق به دست می‌آید.

جوان در تیتر اول خود از «مذاکرات انفرادی» شش ساعته ظریف و کری در ٰژنو خبر داده و نوشته: بعد از شش ساعت مذاکره هسته‌ای تنگاتنگ جان کری گفته که مذاکراتی «بسیار سازنده» با ظریف داشته ولی ظریف بدون توصیف خاصی از فضای مذاکرات، گفته «‌نکات اختلافی متعددی» باقی مانده که با کار تمام وقت طی چهار هفته آینده، شانس رسیدن یا نرسیدن به توافق را آزمایش خواهد کرد.

روزنامه سپاه پاسداران از این خبر نتیجه گرفته که: «دیپلماسی شخصی» در مذاکرات ظریف- کری نقشی غیر قابل انکار پیدا کرده، کری سعی دارد نقش آن را برجسته کند ولی ظریف تلاش برای پوشاندن این نقش دارد.

کیهان هم به حملات تند خود به دولت ادامه داده و در جواب انتقاد دولت از حملات بی پرده مخالفان نوشته:امروز حق مردم ماست بدانند که در پس ۲ سال تعلیق هسته‌ای رو به فزونی، چرا کوچک‌ترین گره تحریم‌ها باز نشد و با وجود قطعی کردن همه تعهدات طرف ایرانی در توافق نهایی، لغو حتی بخشی از تحریم‌ها همچنان در محاق ابهام و تردید است؟! حق مردم ماست که بدانند چرا بعد از ۱۲ سال اعتمادسازی گسترده ایران، همچنان گزارش‌های سیاست‌زده آژانس می‌گوید «هنوز در موقعیتی نیستیم که عدم انحراف برنامه هسته‌ای ایران و نبود فعالیت‌های اعلام نشده را تأیید کنیم»؟!

کیهان به نقل از مردم نوشته: امروز پس از تجربه ۱۲ ساله و ترانزیت اطلاعات سرّی ایران به سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس که به قیمت برخی خرابکاری‌های بزرگ و عملیات تروریستی متعدد علیه متخصصان بی‌بدیل ما تمام شد، از این پس مسئولیت هر خرابکاری و تروری متوجه آنهاست که بخواهند با آزمودن آزموده‌ها، خلاف اصل حفظ اسرار و رازداری عمل کنند. این می‌تواند آسیب‌هایی بزرگ‌تر از کربلای چهار را در ژنو ۱۰ متوجه کشور می‌کند.

مصطفی ایزدی در سرمقاله ابتکار نوشته: دولت روحانی از وقتی که بر سرکار آمد، تصمیم جدی برای رفع مسائل هسته‌ای و بر طرف کردن فشار‌های علیه ملت ایران گرفت و با پنج قدرت دنیا بر سر میز مذاکرات نشست و تا اکنون هم دست آورد‌های خوبی داشته‌اند. ما را از وضعیت انزوایی که در دولت قبل بود بیرون آورده‌اند اما در چنین فضایی که دولت‌مردان و دستگاه دیپلماسی کشور با آن قدرت‌ها درگیر است به جای آن‌که وزیر امور خارجه و همکارانش حمایت شوند، مدام مورد توهین و بی‌احترامی و فشار قرار می‌گیرند.

نویسنده اصلاح طلب تاکید کرده: تندرو‌ها و دلواپسان به انحاء مختلف به دولت فشار می‌آورند و من نمی‌دانم به چه دلیل تعدادی از طلبه‌ها در مدرسه فیضیه تحصن می‌کنند مذاکرات هسته‌ای که به خفتی نیانجامیده است و تیم مذاکرکننده هسته‌ای هم در تلاش برای حفظ حقوق هسته‌ای ایران هستند. از طرفی شماری از دانشجویان مقابل مجلس تحصن می‌کنند. یا رفتار غیرقابل قبول نمایندگان تندرو که اصلا قابل قبول نیست.

سرمقاله ابتکار معتقد است: رسانه‌های جریان تندرو مدام بر این فضاسازی علیه دولت دامن می‌زند. هر چقدر کشور به انتخابات مجلس نزدیک‌تر می‌شود حجم این تخریب‌ها و هتاکی‌ها فزونی می گیرد. جریان‌های تندرو از رهگذر این دست رفتار‌ها انگیزه سیاسی دارند و دنبال مرعوب کردن دولت و مردم هستند و می‌خواهند به افکار عمومی این پیام را بفرستند که در نهایت این ما هستیم که قدرت را در دست داریم و بی‌شک مردم در انتخابات مجلس پیش‌رو جواب سختی به جریان‌های تندرو خواهند داد.

بازرسان در خواب

آیدین سیارسریع در ستون طنز روزنامه ایران خوابی را نقل کرده که در آن یک بازرس غربی برای مصاحبه با وی آمده بوده و نوشته که گفت: منو یادت میاد؟ محکم ایستادم و گفتم: ابداً! گفت: بابا من دوره عدالت ورز بزرگ هم یک بار اینجا اومده بودم. چطور یادت نیست؟ گفتم: تو هم که ادعاهای روزنامه‌های اجاره‌ای و سایت‌های زنجیره‌ای را تکرار می‌کنی. گفت: معلوم است دیگر. من غربم! گفتم: چه می‌خواهی از جان من؟ گفت: جهت ارائه پاره‌ای از توضیحات باید همراه با من بیایی. گفتم: کجا؟ قهقهه‌ای سر داد و گفت: هاهاها! معلوم است. به دامان غرب! تلاش کردم دستم را از دستش خارج کنم ولی آنقدر چغر و بد دست بود که نمی‌توانستم تکان بخورم. همین‌طور دست و پا می‌زدم و خواهش می‌کردم که مرا به دامان غرب نبرد.

طنزنویس اضافه کرده: بازرس گفت: آقای بذرپاش خبر داده که آمریکایی‌ها می‌خواهند از آقای شمخانی، فریدون عباسی و کامران دانشجو بازجویی کنند. از جا جهیدم و گفتم: وای بر ما! وا منافع ملیا! وا مذاکراتا! وا کامرانا! فشارآوران گفت: دستگاه‌ها و تأسیسات را که دادند، حالا افراد را هم دارند می‌دهند. گفتم: نه. حتماً کار مهمی دارند. احتمالاً این آمریکای جهانخوار یه سری از دانشمندان و نخبگان سراسر کشور رو جمع کرده ولی نمی‌تونه تشخیص بده مدرک کدومشون واقعیه کدومشون تقلبیه. برای همین می‌خوان از ظرفیت‌های آقای دانشجو استفاده کنن.

در نهایت خواب طنزنویس ایران به این جا رسیده که گفتم: نباید بگذاریم این وزیر خارجه مسئولان ما را دو دستی به غرب اهدا کند. باید از اسب تروا استفاده کنیم. یکی را با هیبت و در هیئت آقای شمخانی می‌دهیم به امریکا، بعد او یهو از آن لباس بیرون می‌آید و غرب را نابود می‌کند.

بی آبی -کارتون علی دیواندری، اعتماد

منبع تصویر، etemead

توضیح تصویر، بی آبی -کارتون علی دیواندری، اعتماد

بحران آب را جدی بگیرید

شرق از نامه فرزانه طاهری به شهردار تهران خبر داده که در آن آمده: بحران آب جدی است! فاجعه در راه است! این روزها این هشدارها را زیاد می‌شنویم. هرچند آدم‌هایی مثل من سال‌هاست دست‌کم به طور فردی این بحران را جدی گرفته‌اند یا حتی وسواس‌گونه به آن می‌اندیشند. گناه عدم احساس مسئولیت شهروندی را نمی‌توان به تمامی بر دوش کسانی نهاد که احساس نمی‌کنند و هرگز نکرده‌اند که شهروندند. تا حد زیادی هم حق دارند. (بگذریم که سهم مصرف خانگی ما شهروندان در این بحران بسیار ناچیز است.) اما در این حس درونی یا درواقع فقدانش می‌شود تأثیر گذاشت.

مترجم مشهور در نامه خود افزوده: وقتی مردم می‌بینند که در پارک‌ها یا بزرگراه‌ها در مملکت خشک و این وضع بحرانی آب هنوز هم مثل ممالک قاره سبز چمن‌کاری شده است و در اوج گرما و آفتاب فواره‌ها یا کارگران خروارخروار آب صرف آنها می‌کنند و نیروی انسانی عظیمی صرف چمن‌زنی می‌شود، از خود می‌پرسند که آیا واقعا بحرانی در کار است؟ سال‌هاست که دیگر باید این چمن‌کاری‌ها متوقف می‌شد و با پوششی دیگر زمین‌ها را سبز می‌کردید.

در ادامه این نامه به نوشته شرق آمده: ٤٠ سال پیش که در لندنِ همیشه بارانی بودم که چند روز بود باران نباریده بود، مدام از تلویزیون به مردم می‌گفتند که چمن‌هایتان را شب‌ها آب بدهید، آن هم وقتی که اگر پایتان را رویش فشار دادید دوباره سر بالا نکند.آن‌وقت تصور کنید اهالی شهر می‌رفتند در خیابان‌ها و پارک‌ها می‌دیدند صلات ظهر آب بسته‌اند به چمن‌ها. من حتی در خانه‌ام ٣٠، ٤٠ گلدانم را غروب‌ها آب می‌دهم، آن هم آبی که از شستن میوه و برنج و حبوبات و اینها ذخیره می‌کنم.

باد ما را با خود خواهد برد

مسعود بُربُر در مقاله‌ای در قانون نوشته: از سال‌ها پیش، فصلی که آلودگی هوای تهران اوج می‌گرفت، روزنامه‌ها پر می‌شد از نظرات کارشناسان گوناگون و کلیت حرف اغلب کارشناسان هم این بود که زور دولت به خودروسازان و مافیای توزیع سوخت بی کیفیت نمی‌رسد. اما راه حل هایی به میان آمد که نه نیازمند برنامه درازمدت بود و نه پیچیدگی خاصی داشت.

نویسنده از بی نتیجه ماندن راه حل ها خبر داده و نوشته: آخر کار هم آنچه باعث می‌شد بیش از ۸ هزار نفر در سال از آلودگی هوا جان خود را از دست ندهند باد نجات دهنده بود که می‌وزید و آلودگی‌ها را محو می‌کرد و دعای خیر مردم و مسئولان را به دنبال داشت. حالا اما تنازع بقا برای ساکنان شهرهای آلوده‌ای چون تهران دشوارتر هم شده است.

در پایان مقاله قانون آمده: نه قرار است با «پایان خوش» به سرانجام برسد و نه حتی درپی ارائه راه حل و معجزه‌ای است. تنها آمده تا هشداری باشد که آی مردمان و کارشناسان ، استادان و مسئولان گرامی؛ آن باد که آلودگی‌ها را با خود می‌برد، باد نجات‌دهنده، در گور خفته است. آنچه هم‌اکنون به تهران می‌وزد بادی است که ما را با خود خواهد برد. ما مردمان غبار گرفته و به خاک گرم نشسته.

مخالفان جامعه امیدوار

مهدی ملک محمد در مقاله ای در شرق با نقل جمله ای از کتاب انقلاب امید اریک فروم نوشته: جامعه ایران بعد از تجربه هشت سال دولت اصولگرایان در خرداد سال ۱۳۹۲ به فردی رأی دادند که شعار خود را «امید» گذاشته بود. مردم که در این تاریخ از شرایط اقتصادی نامناسب و کاهش قدرت خرید، تبعیض و تحریم‌های ظالمانه گسترده بین‌المللی ناخرسند بودند، به «امید» رأی دادند. در این دو سالی که از دولت یازدهم می‌گذرد، جامعه ایران با تجربه سخت مذاکرات هسته‌ای مواجه است و گوش و چشم و مغزی نیست که درگیر این مذاکرات نباشد.

به نوشته این روان شناس:مردان مذاکره‌کننده ایرانی با فهم این انتظار در طول دو سال گذشته، همه هم و غم خود را برای به موفقیت‌رساندن همت‌شان در توافق با قدرت‌های جهانی گذاشته‌اند. اما در این میان، گروه‌هایی هستند که ناخودآگاه یا خودآگاه امید ایرانیان را نشانه رفته‌‌اند. این گروه‌ها که مخالفان جامعه امیدوار هستند، چه اهدافی برای خود تعیین کرده‌اند؟ در روان‌شناسی سیاسی گفته می‌شود امید پدیده‌ای ضد رادیکالیسم و افراطی‌گری و هیجان‌گرایی در سیاست است؛ جامعه‌ای که امیدوار است به رادیکالیسم رأی نمی‌دهد.

مقاله شرق تاکید کرده: فقط ناامیدی است که می‌تواند در یک جامعه، گروهی رادیکال را بر سریر تخت سیاست و ریاست قرار دهد. اریک فروم در این‌باره می‌گوید: «کسانی که امیدشان ضعیف است؛ یا به تن‌پروری می‌اندیشند یا به اغتشاش». و این همان اثر رادیکالیسم است. در هر جامعه‌ای، تندروها برای آنکه در میدان رقابت از حریف ملتزم به مردم‌سالاری‌شان جلو بیفتند باید ابتدا مردم را از کارکردهای رقیب ناامید کنند، وضعیت جامعه را وخیم جلوه دهند و بگویند برای آن، کاری نمی‌توان کرد و مردم با وجود رقیب اصلاح‌طلب، هر روز بیش از پیش وضعشان بد خواهد شد.

هرج و مرج می شود

اعتماد در سرمقاله خود نوشته: این‌بار علی مطهری دست به قلم شد تا اعتراض کند. اعتراض به سخنرانی‌هایش که دارند یکی پس از دیگری لغو می‌شوند. اعتراض می‌کند که تهدیدش کرده‌اند اگر به کرج برود قلم‌پایش را می‌شکنند. این‌بار گویا صبر علی مطهری هم لبریز شده است تا نامه بنویسد و با حسن روحانی اتمام حجت کند که اگر یک‌بار دیگر چنین روندی تکراری شود پا بر اعتقادش برای حمایت از دولت می‌گذارد و با نمایندگان همفکرش وزیر کشور را استیضاح می‌کند. تهدیدی که به نظر می‌رسد همفکرانش در مجلس کم نباشد.

به نوشته این روزنامه در متن نامه این نماینده مجلس آمده: همایش «دولت، ملت، همدلی و همزبانی» در کرج که از دو ماه پیش توسط «کانون همبستگی دانشجویان و دانش‌آموختگان تدارک دیده شده بود به علت مخالفت و تهدید امام جمعه کرج و یک نهاد نظامی و یکی از نمایندگان کرج و به دنبال آن سستی و بی‌مسوولیتی و عقب‌نشینی استاندار البرز و فرماندار کرج لغو شد. گفته بودند «اگر این همایش برگزار شود بدتر از شیراز می‌کنیم و قلم پایشان را می‌شکنیم»

نماینده تهران به نوشته اعتماد اضافه کرده: متاسفانه استاندار و فرماندار هم به جای آنکه بگویند ما طبق قانون با شما برخورد می‌کنیم، تسلیم قانون‌شکنان شدند. اداره درست کشور منوط به این است که مقامات و نهادهای مختلف در کار یکدیگر دخالت نکنند. امام جمعه یا نهاد نظامی یا نماینده مجلس و مانند اینها نباید در اینگونه امور و به‌طور کلی در امور اجرایی دخالت کنند و الاّ هرج و مرج و حکومت ملوک‌الطوایفی پدید می‌آید. حادثه شیراز نیز ناشی از همین معضل و سستی مسوولان اجرایی استان بود.

تیتر و عکس صفحه اول شهروند

منبع تصویر، shahrwand

توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول شهروند

مسافران ‌هزار و یک‌شب در تهران

شیده لالمی در گزارش اصلی شهروند نوشته: برایشان فرش قرمز پهن کردند. آنها با ساک‌های دستی کوچک و صورت‌های پیر خندان از فرش قرمز گذشتند و روبه‌روی دوربین‌ها لبخندهای گرم زدند و رفتند. مسافران قطار ‌هزار و یک‌شب دیروز به تهران رسیدند و امروز درحالی تهران را ترک کردند که احتمالا هنوز هم از این همه استقبال گرم شگفت‌زده بودند. قطار با ١٠ دقیقه تأخیر وارد ایستگاه راه آهن تهران شد و مسافران این قطار عمدتا سالمند ٧٠ نفری بودند آلمانی، سوییسی، آمریکایی، اتریشی .و هلندی‌.سوار بر قطار هزار و یک شب.

خبرنگار شهروند با جهانگردان گفتگو کرده و نوشته: جدا از گردشگرانی که می‌گفتند این سفر تصویر متفاوتی از ایران برایشان ترسیم کرده البته افرادی هم بودند که از شلوغی و ازدحام شهرهای ایران لذت نبرده بودند و می‌گفتند این‌که در شهرهای مختلف مردم به‌طور مرتب از آنها عکس می‌گرفتند برایشان آزاردهنده بوده،

یکی از گردشگران سوییسی به شهروند گفته: «به نظرم ایران کشور پیچیده‌ای است و این‌که در تمام مدت در شهرهای مختلف یا همین حالا وقتی وارد ایستگاه شدیم عکاس‌ها منتظر بودند تا از ما عکس بگیرند به من حس خوبی نداد. از طرف دیگر خیابان‌های این کشور بسیار کثیف است و در هر نقطه‌ای از آنها ساخت و سازی درحال انجام است، حتی در بناهای تاریخی که باید برای استفاده و دیدار گردشگران آماده باشد هم ساخت‌وساز و کارگاه بر پا بود.»

روش جدید مبارزه با امپریالیسم

علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه اعتماد با اشاره به تظاهرات روز جمعه مخالفان مذاکرات هسته ای نوشته: چند بانوی محجبه با امضای دندانپزشک، زشت و قبیح است که بخواهند دهان آمریکا را سرویس کنند. ضمن اینکه پزشکان - حتی دندانپزشکان- سوگند پزشکی خورده‌اند و مریض‌شان را هر که باشد موظف به مداوای او هستند. از کجا به اینجا رسیده‌ایم؟

نویسنده منتقد اضافه کرده: دلواپسی و رقابت سیاسی و نقد عملکرد دولت در خصوص هسته‌ای یک چیز است، مبتذل کردن مذاکره یک چیز دیگر است. این که در همه شبکه‌های مجازی نهضتی راه بیفتد که دولت را تخطئه کنند و به‌رغم نظریات صریح سران نظام خائن‌شان بنامند عمل خطرناکی است که ممکن است آسیبش به خودمان بیشتر باشد.

به نوشته ستون کرگدن اعتماد: رقابت سیاسی راه دارد، ادبیاتش هم معلوم است. هیچ وقت به این حد از بددهنی و توهین و افترا نرسیده‌ایم که حالا. یعنی انگار هیچ ملاحظه‌ای نیست و هیچ خط قرمزی وجود ندارد. در حالی که بد و زشت و ناپسند است که مردم را از آنچه اتفاق افتاده دلسرد کنیم و مسوولان عالی‌رتبه را خائن و وطن‌فروش بنامیم. سیاه‌نمایی اگر بد است فقط برای چهار تا روزنامه‌نگار که بد نیست؛ برای همه بد است

صدمین شماره

وحید میرزایی به مناسبت انتشار صدمین شماره روزنامه طنز «بی قانون» از نظرسنجی تلفنی خود خبر داده:

- سلام. می خواستیم نظرتون رو در مورد «بی قانون»بدونیم. اصلاً روزنامه ما رو می خونید؟

- بله من هر روز بی قانون را می خوانم.

- چه جالب. کدوم ستون رو معمولاً بیشتر دنبال می‌کنید؟

- من همیشه تمام مطالب و ستون های بی قانون را مو به مو دنبال می کنم.

- چقدر عالی. ما به خوانندگانی مثل شما افتخار می کنیم. خب نظرتون؟

- ما معمولاً نظراتمان را به صورت شفاهی اعلام نمی کنیم. انشاا... کتباً و در قالب اخطار اعلام و سپس می‌بندیم.

- نظر رو مگه می بندند؟

- نه، اما اگر نشر اکاذیب یا تشویش اذهان شود، می بندیم؟ مشکلی دارید؟

- عذر می خوام، متوجه نمی شم.

- شما هیچ وقت متوجه نمی شوید. بنده شغلم خواندن مطالب شماست. بررس وزارت ارشاد هستم.

صد روزگی بی قانون -- کارتون احسان گنجی، بی قانون

منبع تصویر، bighanoon

توضیح تصویر، صد روزگی بی قانون -- کارتون احسان گنجی، بی قانون