انتخابات پارلمان بخش خصوصی ایران: از مجلس تجارت تا اتاق بازرگانی

منبع تصویر، a
- نویسنده, رضا رامین
- شغل, روزنامه نگار
انتخابات هشتمین دوره هیات نمایندگان اتاق بازرگانی در ایران٬ فردا دوشنبه ۱۸ اسفند (۹ مارس) برگزار خواهد شد و همین موضوع توجه بسیاری را به این تشکل سابقهدار اقتصادی جلب کرده است. بهویژه آنکه شرایط این دوره از انتخابات، کمابیش متفاوت از دورههای پیشین به نظر می رسد و میان فعالان اقتصادی، رقابت و هیجان بیشتری برای این رایگیری شکل گرفته است.
این نهاد، از سوی برخی "پارلمان بخش خصوصی" نامیده میشود و یکی از مهمترین مراکز لابی و رایزنی بازرگانان و صنعتگران ایرانی٬ با مسئولان حکومتی است.
همانند روزهای منتهی به انتخابات مجلس یا شورای شهر٬ در خیابانهای اطراف محل رایگیری انتخابات اتاق٬ بنرهای بزرگ تبلیغاتی برافراشته شده و در گروههای وایبری و صفحههای فیسبوکی ویژه این انتخابات٬ لیستهای انتخاباتی تبلیغ میشود. صفحات روزنامههای اقتصادی، محل درج آگهی نامزدها شده و وبسایتهای متفاوتی به کارزار انتخاباتی گروههای مختلف تبدیل شدهاند.
تکاپوی قابلتوجه فعالان اقتصادی٬ نگاه به تاریخچه و نقش آن در اقتصاد ایران معاصر را با اهمیت میکند.
مجلس تجارت در عهد ناصری
ایجاد تشکیلات اقتصادی از سوی بازرگانان سابقه طولانی در ایران دارد و در دورههای مختلف تاریخی به اشکال مختلف میتوان سابقهای از آن پیدا کرد. اما یکی از نخستین تشکیلاتی که با اساسنامه مکتوب و شبیه به نهادهای دوره مدرن راهاندازی شد "مجلس تجارت" نام داشت. این نهاد در اواسط قرن سیزدهم هجری خورشیدی و با محوریت بازرگان مشهور عهد ناصری، حاج محمدحسن امینالضرب شکل گرفت.
تجاری که از عملکرد نصیرالدوله وزیر تجارت آن زمان ناراضی بودند٬ علیه او اعتراضیهایی ترتیب دادند که به برکناری او منتهی شد. سپس در سال ۱۲۶۲ خورشیدی ناصرالدین شاه قاجار با تشکیل مجلس وکلای تجار ایران موافقت کرد و این تشکل٬ محلی برای پیگیری منافع بازرگان شد که تا پیش از آن از سیاستهای تجاری حکومت ناراضی بودند.
بعد از مدتی٬ اختلافهایی میان والیان و مقام های حکومتی با کارکرد مجلس تجارت پدید آمد. همچنین اختلافهایی هم درون طبقه بازرگانان بروز کرد که یکدستی آنها را از بین برد و در نهایت شاه وقت٬ حکم به تعطیلی مجلس تجارت داد.
اتاق تجارت در دوره رضا شاه پهلوی
بازاریان و تجار از جمله طبقاتی بودند که در جنبش مشروطه حضور مهمی داشتند و از جمله دغدغههای آنها تشکیل نهادی صنفی بود که در سالهای ابتدایی صدور فرمان مشروطه نمودی پیدا نکرد. اما با آغاز دوران پادشاهی رضا شاه پهلوی که دیوانسالاری مدرن ایران شکل گرفت٬ نهادهای جدیدی وارد ساختار حاکمیت شد که یکی از آنها تاسیس اتاق تجارت در سال ۱۳۰۵ بود.
"اتاق تجارت طهران" کار خود را با اجاره یک ساختمان کوچک در نزدیکی چهارسوق کوچک بازار پایتخت شروع کرد. حاج حسین مهدوی امینالضرب فرزند حاج محمد حسین امینالضرب٬ راه پدر پیش گرفت و رییس اتاق تجارت شد. حاج حسین مهدوی امینالضرب که به واسطه وارد کردن ماشین تولید برق به ایران٬ پدر صنعت برق نام گرفت٬ از تجار مشروطهخواهی بود که در دوران پادشاهی رضا شاه پهلوی تجارت و کسب و کار خود را گسترش داد.
در زمانی که دولت٬ تجارت خارجی را به طور قانونی به انحاصر دولت درآورد اتاق تجارت به مخالفت با این موضوع پرداخت که تعلیق پنجساله این نهاد را در پی داشت. بعد از آغاز به کار دوباره اتاق تجارت این نهاد باز هم پیگیر منافع بازرگانان بود و در برخی مواقع انتقادهایی به سیاستهای اقتصادی رضا شاه پهلوی داشت.
اتاق بازرگانی در عصر محمدرضا شاه پهلوی
در دهه بیست خورشیدی و با آغاز حکومت محمد رضا شاه پهلوی٬ تغییر اوضاع سیاسی کشور٬ شرایط اتاق تجارت را هم عوض کرد. با اقدامات بازاریانی مانند حاج شیخ احمد سیگاری٬ قانون تازهای برای تشکیل "اتاق بازرگانی" به تصویب رسید و بعد از مدتی دو تشکل بازار٬ یعنی اتحادیه بازرگانان و اتحادیه اصناف که در آن مقطع رویکرد و فعالیت سیاسی داشتند٬ به اتاق بازرگانی تهران اضافه شدند.
از جمله اهداف تاسیس اتاق بازرگانی٬ بسط روابط بازرگانی ایران با سایر کشورها٬ ایجاد هماهنگی بین بازرگانان و همکاری موسسات اقتصادی با وزارت اقتصاد اعلام شد.
در دهه سی بخش قابل توجهی از بازاریان و بازرگانان با محمد مصدق و جریان ملی کردن نفت همراه شدند. اما در دوران نخستوزیری مصدق و نامطلوبیتهای اقتصادی که به وجود آمد٬ بخشی از تجار از او فاصله گرفتند.
با اینکه تعدادی از بازرگانان تا انتها به مصدق وفادار ماندند اما اتاق بازرگانی که منتقدان مصدق حضور بیشتری در آن داشتند نسبت به دولت موضع انتقادی گرفتند. به ویژه بعد از آنکه دولت مصدق برای تامین هزینههای خود٬ عوارض گمرکی را که در سال ۱۳۲۸ معادل ۴۳ درصد بود به ۷۱ درصد افزایش داد٬ انتقاد بازرگانان به دولت او بیشتر شد.
اتاق صنایع و معادن برای توجه به صنعت
تنشهای سیاسی در نیمه دوم دهه سی خورشیدی فروکش کرد و دولتهای وقت با طراحی برنامههای پنجساله توسعه٬ صنعتی کردن اقتصاد را هدف گرفتند. با افزایش اهمیت بخش صنعت در اقتصاد٬ از اوایل دهه چهل "اتاق صنایع و معادن" تشکیل شد تا پیگیر منافع صنعتگران باشد.
در دهه سی و چهل حضور نمایندگان مجلس شورای ملی و سناتورهایی که فعالیت اقتصادی داشتند هم در اتاق بازرگانی و هم در اتاق صنایع و معادن بیشتر شد که از جمله آنها میتوان به ابولحسن صادقی٬ علی وکیلی و محمد خسروشاهی اشاره کرد که در دورههای ریاست اتاق را هم بر عهده داشتند.
در اواخر دهه چهل خورشیدی اتاق بازرگانی و اتاق صنایع و معادن در هم ادغام شدند و "اتاق بازرگانی٬ صنایع و معادن" تشکیل شد. این نهاد به تدریج که نقش بیشتری در مناسبات اقتصادی پیدا کرد و ساختمان آن٬ محل مذاکرات تجاری میان بازرگانان داخلی و خارجی شد. ساختمان فعلی اتاق بازرگانی در خیابان تختجمشید سابق و طالقانی فعلی نیز در نیمه دهه چهل و پیش از ادغام این دو اتاق ساخته شد.
این نهاد در طول یک قرن گذشته دوران متفاوتی داشته و در برخی مواقع که بازرگانان و فعالان اقتصادی سرشناس در آن حضور پیدا کردند در تصمیمها و روندهای اقتصادی اثر گذاشته است. البته گاهی نیز نهادی منزوی در جریان اقتصاد ایران بوده است. در اویل نیمه دهه پنجاه خورشیدی این نهاد محل حضور بازرگانان و صاحبان صنایع مشهوری شد و روابط خوبی با دولت داشت و در تصمیمگیریهای اقتصادی مورد مشورت قرار میگرفت.
آخرین رییس اتاق بازرگانی پیش از انقلاب٬ عنایتالله بهبهانی بود که مدیرعاملی شرکت جنرال الکتریک در ایران را بر عهده داشت.
حیاط خلوت "موتلفه اسلامی"
تصور رایج بعد از انقلاب در خصوص جریان حاکم بر اتاق بازرگانی این بوده است که اتاق بازرگانی تحت نفوذ "جمعیت موتلفه اسلامی" قرار دارد. حضور متمادی و بلندمدت اعضا این گروه همانند علینقی خاموشی٬ اسدالله عسگراولادی و علاالدین میرمحمد صادقی در هیات رییسه و سمتهای کلیدی اتاق بازرگانی٬ این تلقی عمومی را ایجاد کرد که این نهاد اقتصادی٬ حیاط خلوت موتلفه اسلامی است.
موتلفه اسلامی بخشی از بازاریان سنتی را نمایندگی میکند که در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ شرکت داشتند و در سازماندهی آن نقش ایفا کردند. حتی نخستین محل اقامت آیتالله خمینی بعد از بازگشت به ایران در بهمن ۱۳۵۷ ٬ مدرسه رفاه بود که متعلق به این گروه از بازرایان بود. موضوعی که بیش از هر چه میزان اعتماد و قدمت ارتباط آیتالله خمینی و روحانیون نزدیک به او را با این بخش از بازاریان نشان داد.
اتفاقا در همان دورانی که آیتالله خمینی هنوز در مدرسه رفاه بود٬ در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ و درحالی که به واسطه شرایطی انقلابی فعالیت اتاق بازرگانی تعطیل شده بود٬ حکمی از سوی آیتالله خمینی صادر شد و اداره اتاق بازرگانی در اختیار هفت بازاری مذهبی درآمد: علی حاج طرخانی، سید علینقی خاموشی، اسدالله عسگراولادی، علاالدین میرمحمد صادقی، محمود میرفندرسکی، محمد علی نوید و ابوالفضل احمدی. در این بین علینقی خاموشی به ریاست اتاق بازرگانی برگزیده شد و ریاست او تا سال ۱۳۸۶ ادامه داشت.
با اینکه اعضا و نزدیکان موتلفه اسلامی حدود سه دهه بر اتاق بازرگانی مسلط بودند٬ اما اکنون یکدستی و رفاقت سابق میان آنها برقرار نیست و به طور علنی و در رسانهها از یکدیگر گلایه میکنند. بهگونهای که اسدالله عسگراولادی اخیرا در مصاحبهای با هفته نامه تجارت فردا گفته: "راه ما جدا شده اما رفاقتمان سر جایش باقی مانده. هنوز برای آقای میرمحمدصادقی و مهندس خاموشی احترام قائل هستم و یک موی آنها را به تازه به دوران رسیدهها نمیبخشم. ولی من هم درد دل زیاد دارم. شاید آنها هم داشته باشند. به هر حال کار زمانه است. گاهی شانه به شانه هم حرکت میکنیم و گاهی مجبور میشویم دورتر از هم حرکت کنیم."
اکنون و در اسفند ۱۳۹۳ درحالی اعضای اتاق بازرگانی٬ اعضای هیات نمایندگان اتاقهای بازرگانی سراسر کشور را انتخاب میکنند که نقش فعالان اقتصادی بخش خصوصی در تعیین سرنوشت اتاق بیشتر شده است و چهرههای سنتی اتاق هم در فهرستهای جداگانهای در حال رقابت با هم هستند.
با این حال هنوز دولت٬ مسولان دولتی و وابستگان به مقامهای دولتی٬ نقش قابل توجهی در جهتدهی به اتاق بازرگانی دارند؛ اتاقی که قرار است خانه و صدای بخش خصوصی باشد.











