بررسی روزنامههای صبح شنبه تهران - ۹ اسفند
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامههای اول هفته تهران در صفحات اول خود عکس هایی از ویرانی موزه موصل توسط داعشی ها گذاشته و در مقالات خود به تقبیح آن ها پرداخته اند.
مقالاتی درباره نزدیک شدن مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای پنج به اضافه یک به توافق و انتقادهایی از مخالفان اوباما در کنگره آمریکا از جمله مطالب این روزنامه هاست.
داعش تاریخ را سر برید

منبع تصویر، ebtekar newspaper feb28
بنفشه غلامی در مقاله ای در روزنامه <bold><link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com" platform="highweb"/></link></bold> نوشته:داعش تاریخ را به مسلخ برد. موزه موصل که به پتک تکفیریها منهدم شد، در تلاقی سه فرهنگ کرد، ترک و عرب، قرار داشت و میراثی بس گرانسنگ از سه هزار سال تمدن بینالنهرین را در دل نهان کرده بود. زخم جانکاهی که بر پیکر تمدن بینالنهرین نشسته است خاطره تاریخ سوزی طالبان را در ذهنها زنده کرد. زخمی که پیشتر مجسمه بودا در بامیان افغانستان به ضرب گلولههای توپ طالبان آن را بر سر و شانه خود دید.
اگر داعش بعد از چاقوی تیز و بران خود، به پتک روی آوردهاست، حکایت غریبی نیست. داعش از ابتدای شکلگیری خود پرچم «هرکه با من نیست دشمن من است» را به دست گرفت، باید هم دشمن تاریخ باشد. زیرا میداند، همین تاریخ از او به عنوان سیاهترین لکه تاریخ، به سیاهی پرچم آن قضاوت خواهد کرد. تفکر داعش که بر مبنای ایدئولوژی نفرتپراکنی استوار است، تفکری در تضاد با اندیشههای اندیشمندان نوگرای اسلامی است، تکفیریها در این هجوم خویش قبل از هر چیز اندیشههای محمد رشید رضا را لگدمال کردند.
فریدون مجلسی در مقاله ای در <bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/57006/وضعیت-قرمز-در-«مقر-خلافت»-" platform="highweb"/></link></bold> نوشته:جنایات داعش از حد اتهامبستن شعارهای بهانهجویانه مرسوم در تسویهحسابهای کشورهای متخاصم به یکدیگر گذشته است. درباره اینکه چه جنونی برخی کشورهای دلارزده و برههای هارشده منطقه را واداشت که داعش را ابزاری برای نیل به اهداف بلندپروازانه و سلطهجویانه خودشان بکنند را بارها بحث کردهایم. اینکه آیا این غول وحشی از بطری درآمده به تنهایی میتواند به راه خود رود و از عهده هزینههای نظامی و اجتماعی خود برآید؟
نویسنده معقتد است : اکنون جهان آزمون بزرگی را در سوریه پشتسر گذاشته است. به دولت سوریه اگر هر انتقادی هم وارد بود، اکنون آمادگی بیشتری از همیشه برای همکاری و ائتلاف ملی دارد. کسانی که پس از شورش دوسال گذشته از ارتش بریدند و گروهی به نام ارتش آزادی تشکیل دادند، اکثرا با فرهنگی عقبمانده به همین داعشیان پیوستند و عملا مشروعیت و مقبولیت نزد مردم را از دست دادهاند.
مقاله شرق در نهایت نظر داده که: افرادی که از پنج قاره آمدهاند و براساس گزارشهای مستند، حالا دیگر اگر پشیمان شوند نیز راه خروج از میان این جانیان را ندارند! باید آشتی و همکاری را به مردم رنجدیده سوریه هدیه کرد تا این بلا و میکروبی که از انزوای آزمایشگاه پرورندگانش هم خارج شده است بهکلی حذف شود! باید به نیروهای عراقی و کرد کمک شود. از طرف ایران و از شرق و غرب، همه باید پس از کسب تجربهای با هزینه سنگین، منطقه و جهان را از این مصیبت برهانند!
تاوان مخالفت کنگره با اوباما
متین مسلم کارشناس در مقاله ای در <bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=186&pageno=1" platform="highweb"/></link></bold>نوشته: دامنه وسیع اختلافات بر سر برنامه هستهای ایران دلیلی بر عدم وجود یک راهحل برای خروج از بنبست نیست. این منطقی فراگیر برای هر بحران بینالمللی است. به همین دلیل دیپلماسی برای تحقق صلح، ثبات و امنیت در مقابل جنگ و خصومت ذاتا امری مشروع تلقی میشود. در موضوع مذاکرات هستهای ایران، بیتوجهی به این منطق، آنگونه که مخالفان توافق و مصالحه بهدنبال آن هستند، نه تنها مشکلساز،که ضرورتا همه را وارد مداربسیار خطرناک یک اشتباه بزرگتر و فاجعهآمیزتر خواهد کرد. اشتباه اعلام پایان گفتوگو و خاتمه دیپلماسی.
نویسنده مقاله اشاره کرده جان بینر در موقعیت ریاست کنگره که جایگاه آن را تا موقعیت شخصی خود تنزیل داده است، تنها به این دلیل که هرچه مربوط به آقای رئیسجمهوری باشد پس دلیل کافی برای مخالفت با آن وجود دارد، پرچم مخالفت باآقای اوباما و مصالحه منطقی با ایران را بلند کرده و چشم خود را روی واقعیت بسته است. او بهرغم مخالفتهای داخلی و جامعه جهانی، صرفا برای اینکه ثابت کند چرا رئیسجمهوری را شایسته تحقیر میداند، از نتانیاهو برای سخنرانی در کنگره در اوایل ماه مارس دعوت کرده است. در حالی که همه از مواضع و ادعاهای تکراری و بیمبنای نخستوزیر اسراییل که میگوید بهترین توافق با تهران عدم توافق با این کشور است آگاهی دارند.
مقاله شهروند به این جا رسیده که: اعضای کنگره اگر برای اثبات صحت آنچه در جریان است تمایلی به پذیرش استنادها و گفتههای مقامات ایران و حتی فضای مثبت مذاکرات ندارند، مشکل آنهاست اما نمیتواند حداقل ٨ گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهعنوان نهاد داوری راستیآزمایی ایران در یکسال گذشته که طی آنها عدم انحراف تهران از تعهدات خود را تایید کرده نادیده بگیرد. اینکه بینر، منندز، کرک، متحدان آنها در کنگره، نتانیاهو و یا متحدان سنتی عرب نمیتوانند با این موضوع کنار بیایند، تاوان آن را جامعه جهانی، ایران و گروه ١+٥ نباید پس بدهند.

منبع تصویر، qanoon newspaper feb28
محمدعلیسبحانی در مقاله ای در <bold><link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=836&pageno=1" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: اگر ایران و آمریکا بتوانند به مرورزمان از حجم اختلافات بکاهند و پرونده هستهای را حل کنند، جایگاه ایران بهعنوان یک دولت منطقهای به شکل چشمگیری تغییر خواهد کرد. حل موفق پرونده هستهای، بازار ایران را در چشم سرمایهگذاری اروپایی و تولیدکنندگان غربی و غیر غربی بزرگ کرده و فرصت سرمایهگذاری را برای غرب در بازار ایران فراهم میکند.
این دیپلومات سابق در ادامه مقاله خود نوشته: در زمان دولت اصلاحات که سیاست خارجی و گفتوگوی تمدنها در غرب مورد پذیرش قرار گرفت دوستان منطقهای ایران مانند حزبالله جایگاهشان در لبنان اوج گرفت. بنابراین باید به دنبال حل مشکل هستهای بود و پس از آن با یک آغوش باز با همه کشورهای منطقهای رابطه خوب برقرار کرد. اگر پرونده هستهای به نتیجه مدنظر ایران ختم شود رقبای منطقهای کشورمان دست از رقابت برخواهند داشت به عنوان مثال کاهش فروش نفت ایران به نفع عربستان است یا زمانی که ما از بازارهای منطقهای غایب باشیم، قطعا ترکیه از این بازار استفاده میکند.ترکیه میخواهد که ایران صنایع چوب و نساجی نداشته باشد تا از خلأ این موضوع استفاده کند.
مقاله آرمان در نهایت به این استدلال رسیده که: اگر در این سالها ایران با تحریم مواجه نبود شاید میتوانست بخشی از بازار منطقهای خودرو را به دست آورد. پس در مرحله اول باید به سمت حل پرونده هستهای حرکت کرد و در مراحل بعدی به سمت حل و فصل مشکلات منطقهای گام برداشت و تنشها و ناامنیها را از کشور دور کرد تا از ظرفیتهای کشور در جهت بهبود وضعیت مردم استفاده شود.
پوریا عالمی در ستون طنز <bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/57028/برگزاری-مچ%E2%80%8Cاندازی-در--ژنو" platform="highweb"/></link></bold> با نقل این جمله رییس جمهور روحانی که درباره مذاکرات هسته ای که گفته ما مچ دشمن را گرفتهایم، نوشته پیشبینی میشود دور بعدی مذاکرات بهصورت مسابقات مچاندازی جواد ظریف و جان کری انجام شود. طبق شنیدهها هماینک ظریف و کری باشگاه میروند و دارند روی مچشان کار میکنند.
این طنز نویس پرسیده: آیا ظریف مچ کری را میخواباند یا مچ او را باز خواهد کرد؟ و از قول وزیرخارجه نوشته طرف مذاکرهکننده فکر میکرد قضیه منچبازی است اما امروز مشخص شده قضیه مچاندازی است.
دولت پس از حل بحران هسته ای
احمد غلامی در سرمقاله <bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/57003/جوجه%E2%80%8Cتیغی%E2%80%8Cبودن" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: در وضعیت کنونی جهان هر دولتی روی کار میآمد، مجبور بود با دوبحران دستوپنجه نرم کند. یکی بحرانهایی کوچکتر از دولت و دیگری، بحرانهایی بزرگتر از دولت؛ بحرانهایی از قبیل بیکاری، یارانهها، وضعیت نامناسب مسکن و بهداشت، پول بهیغمارفته، انتظار مردم برای گسترش آزادیهای اجتماعی و سیاسی و مهمتر از همه، بهبود وضعیت معیشتی مردم، که در شمار بحرانهای کوچکتر از دولتند.
به نوشته سردبیر این روزنامه: این بحرانها کماکان به قوت خود باقی هستند و متاسفانه برخی از آنها لاینحل باقی خواهد ماند و البته، این واقعیتی است که با سیاهنمایی کاملا منطبق است. از همین منظر است که بهگمان عدهای، حل مساله هستهای مفری است برای دولت تا هرازگاهی نفسی تازه کند. اما مذاکرات هستهای جزو بحرانهای بزرگتر از دولت است. اینجاست که صحنه سیاست دولت روشن میشود، دولت روحانی برای بهتعلیقدرآوردن بحرانهای کوچکتر از دولت به سمت بحرانهای بزرگتر از دولت رفته است و این تصور بهشکلی در اذهان مردم جا افتاده که با حل این مساله بیشتر یا دستکم برخی از مشکلات اساسی آنها حل خواهد شد.
سرمقاله شرق به این نتیجه رسیده: فربهکردن بیشازاندازه مذاکرات هستهای در ذهن مردم و «اتوپیایی»کردن آن، شاید در کوتاهمدت دولت را از شر بحرانهای کوچکتر از دولت خلاص کند، اما این بومرنگ پرتابشده با سرعتی بیشتر به طرف دولت بازمیگردد. بیان این حقیقت به مردم که مساله هستهای ایران فقط یکی از بحرانهای بزرگتر از دولت است که باید حل شود میتواند سطح انتظارات کوتاهمدت مردم را پایین بیاورد و انتظارات آنها را واقعی کند.
گفتوگو با « سیما»ی شینآباد

منبع تصویر، qanoon newspaper feb28
وحیده کریمی در ابتدای گزارش اصلی <bold><link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://www.ghanoondaily.ir/News/44448/گفت%E2%80%8Cوگو-با-«-سيما»ي--شين%E2%80%8Cآباد" platform="highweb"/></link></bold> از قول سیما یکی از سوختگان مدرسه شین آباد نوشته: من صبح رفتم مدرسه خیلی زود بود. خانوم سرکلاس اومد و گفت برید و به سرادار«سرایدار» بگید بیاد بخاری رو روشن کنه. اومد دو تا گالن ریخت تو بخاری رو روشن کرد. نفت زیاد بود روی زمین ریخت. یهکم آتیش بود من با پام زدموخاموش شد. یهو آتیش زیاد شد. معلم جلو در وایستاد و گفت تو کلاس بمونید، من میرم کمک میارم، رفت ولی برنگشت. فقط به هم همکلاسیم گفت برو پتو بیار. تا اون بره پتو بیاره خیلی دیر شد. اون دوستم سالم مونده نسوخته.
سرایدار میخواست با معلم کلاس دیگه که آقا بود بخاری رو جا به جا کنه اما نشد، خب اون پاهاش بلند بود برای همین از روی آتیش پرید و فرار کرد. همه یه گوشه جمع شده بودیم. پنجرهها نرده داشتند و نمی شد بیرون رفت. یک دوستم (همونکه فوت کرد) با دستش به پنجرها می زد و شیشهها را میشکست. یه عالمه دستش برید. ما هیچ کدوم نمیتونستیم کاری کنیم.دستش قطع شد اون خیلی خیلی سوخت. همهجا داغ بود دستامون همش به در ودیوار میچسبید خیلی داغ بود پوستمون کنده میشد، میدیدم».
به نوشته گزارشگر قانون: سیما شادکام در حال توضیح لحظات تلخ آتشسوزی مدرسه شین آباد بود که برای گرفتن یهلیوان آب به سمت تحریریه برگشتم ومتوجه شدم همه همکاران در حال اشک ریختن هستند. لحظات دهشتناکی که زیبایی و جان کودکان شینآبادی را گرفته با گذر ماهها و سالها کهنه نشده و شنیدن آنچه براین دخترکان کُرد گذشته دل هر انسانی را به درد میآورد. با هربار دیدن چهره این دختران آسیب دیده نمی توان بر آلامی که بر آنها گذشته چشم فرو بست.
مبارزه با فساد در پرتو آزادی بیان
مهدی مالمیر در سرمقاله <bold><link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=31976" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: اخیرا گروهی از خبرنگاران شبکه چهارتلویزیون انگلستان و خبر نگاران روزنامه دیلی تلگراف تهیه و در فضای عمومی منتشر کردهاند، سبب شده تا دو وزیر خارجه پیشین انگلستان با اتهام سنگین فساد مالی روبرو شوند. در این ویدئوی جنجالی جک استراو و سرمالکوم ریفکیند آشکارا سرگرم چکوچانه زدن بر سر دستمزد با یک شرکت چینی در ازای دادن اطلاعات و لابیگری برای این شرکت هستند.
نویسنده با پیش بینی این که فیلم این گفتگوها بتواند کار این دو را یکسره کند نوشته نکته اصلی در کار حرفهای ژورنالیستها است که توانستند با پوشش یک شرکت چینی هنگ کنگی پرده از فساد مالی دو سیاستمدار رده بالای بریتانیایی برگیرند.ا گواه روشنی است بر اینکه حتی در پیشرفتهترین کشورها نیز سیاستمداران از وسوسههای مالی و درآمدهای آسان واغواگر در امان نیستند و از این رو، نمیباید لحظهای از بده بستانهای عرصه سیاست غافل شد
سرمقاله مردم سالاری با اشاره به گسترش فساد مالی در ایران و در پهنه سیاست ولی تا زمانی که فشار بر مطبوعات وجود دارد چگونه می تواند با کشف به هنگام فساد به کُنج وکنار عرصه سیاست سَرک بکشند، آیا در صورت آزادی مطبوعات کارِ فسادِ بابک زنجانیها، محمد رضا رحیمیها و مرتضویها و... این چنین به تماشا میکشید؟
ساماندهی کنسرت

منبع تصویر، qanoon newspaper feb28
شهرام شهیدی در ستون طنز <bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=186&PageNO=20" platform="highweb"/></link></bold> با اشاره به این که باز یک کنسرت موسیقی در مشهد لغو شده پیشنهاد کرده سیاست هدایت کنسرت به بلاد اجنبیها در پیش گرفته شود. وقتی کنسرت اه و اخ است چرا اصلا در کشور برگزارش کنیم؟ برگزاریاش را صادر کنیم به دوبی، ایروان و آنتالیا تا طرفداران غربزده و بیهویت و منکراتیاش هم راهشان را بگیرند بروند این کشورها یک مدت از نبودنشان در کشور نفس بکشیم.
حسن برگزاری کنسرت در خارج فقط این نیست که از شر دگراندیشان مدتی راحت میشویم. هر سفر کلی شغل ایجاد میکند. از خلبان و مهماندار پرواز و راننده اتوبوس و کارمندان فرودگاه بگیر تا صرافیهای مجاز و غیرمجاز و پلیس برای دستگیری صرافیهای غیرمجاز و... اگر کنسرت در کشور خودمان برگزار شود که این همه شغل ایجاد نمیشود.
طنزنویس افزوده: حالا اگر اصرار دارید در این کشور کنسرت برگزار کنید و دلایل متقن و مثبت ما شما را از رو نبرده خب باید به این کارها تن دهید. اول از همه باید بدانید در کنسرت نشان دادن ساز جایز نیست و این یک دستور کاملا فرهنگی- اقتصادی است. مرحله دوم حذف زنان روی صحنه است. وقتی زنها را از روی صحنه حذف کنی درواقع به آموزش و پرورش نسل آینده و رعایت بهداشت خانواده و تندرستی ملی این مملکت کمک شایانی کردهای. چرا؟ چون وقتی شما خانمها را نیاورید روی سن، آنها مینشینند خانه و به ادامه پروسه فرزندآوریشان میپردازند و با گفتن دیکته و نظارت بر درس فرزندانتان به افزایش دانش در کشور کمک میکنند، بدینترتیب آمار مصرف غذاهای فستفودی کاهش مییابد که این یعنی افزایش تندرستی و سلامت عمومی.
طنز شهروند در نهایت به این جا رسیده: وقتی همه این کارها را کردید، کمکم بانوان تماشاچی هم تشویق میشوند از حضور در محافل اکثرا مردانه خودداری کنند و این باعث میشود سالنهای برگزاری کنسرت هم مثل استادیومها بشود و تماشاچیان بتوانند راحت و بدون سانسور نقدشان را به گوش برگزارکنندگان کنسرت برسانند.











