بررسی روزنامههای صبح تهران؛ یکشنبه ۳۰ شهریور
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
مذاکرات هسته ای در نیویورک و گمانه زنی درباره نتایج آن از جمله مهم ترین عنوان های اخبار و گزارش ها و مقالات روزنامه های امروز تهران است.
نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، بحران وحشتناک کمبود آب، و اختلاف تازه دولت و قوه قضاییه بر سر محدود کردن دامنه دسترسی مردم به شبکه های اجتماعی از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

منبع تصویر، l
امیدها و نگرانی ها
نادر کریمی جونی در سرمقاله <link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://www.jahanesanat.com/2" platform="highweb"/></link> با تشریح گفتگوهای پشت درهای بسته هسته ای نوشته: گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی هستهای و تاکید یوکیو آمانو درباره ضرورت وارد کردن فشار بر ایران برای انجام همکاری گرمتر، نشان از سرد شدن روابط تهران با آژانس دارد. از دید بسیاری از کارشناسان این گزارش و موضعگیری اخیر مدیر کل آژانس را چرخش ایران در مدیریت مناسباتش با آژانس می خوانند؛ برخلاف گزارش پیشین که از همکاری مطلوب ایران سخن گفته بود، گزارش کنونی کاهش معنیدار سطح همکاری را بیان میکند.
نویسنده در عین حال یادآور می شود که: نکته امیدوارکننده آن است که دو طرف ابتکارهایی به کار بردهاند تا از مرگ مذاکرات جلوگیری کنند به این ترتیب نتیجه شیرین در پایان راه قابل دسترس خواهد بود. پیشنهاد اخیر کارشناسان آمریکایی به اوباما که در نیویورکتایمز دیروز منتشر شده هم ، گامی به سوی یک راهحل مرضیالطرفین محسوب شده است.
سرمقاله جهان صنعت در نهایت نوشته: با این همه نگرانیهای عمدهای وجود دارد که حتی ابتکارهای اخیر را نیز میتواند بیاثر سازد. اما توصیه موکد تمامی ناظران مسایل دیپلماتیک به مذاکرهکنندگان ایران و ۵+۱ اندیشیدن تمهیداتی است تا از بازگشت دستاوردها به نقطه صفر جلوگیری کند.
سروش مظفر مقدم هم در مقاله ای در <link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=698&pageno=16" platform="highweb"/></link> نظر داده که گفتوگوهای هستهای ایران با گروه ۵ +۱ وارد فاز مهمی شده چرا که از یک سو خطر بنیادگرایی سلفی نه تنها منطقه خاورمیانه - که کل جهان را تهدید میکند واز سویی دیگر - همسایگان عرب حاشیه خلیج فارس و کشورهایی چون عربستان و اردن و امارات اصرار بر منزوی کردن و حذف ایران از هر معادله مهم منطقهای و جهانی را دارند.
نویسنده افزوده: با وجود همه فشارهای موجود در صورت اتخاذ یک رویه یکدست و خالی از هیجان میتوان به توافقی عادلانه با جهان رسید. تحولات اخیر در منطقه نشان میدهد که به زعم برخی از حکومتهای غربی- ایران خطر بالفعلی برای ثبات منطقه وجهان محسوب نمیشود و آنچه در کمین آرامش جهان معاصر است - خطر شوم بنیادگرایی سلفی است.

منبع تصویر، l
نکته مثبت دیگر به نظر نویسنده مقاله آرمان حضور و نقش ایران در عراق است که میتواند معادلات را به ضرر داعش تغییر دهد وتوافق و مذاکرات نیویورک و رایزنیهای دوجانبه -هرچند با دشواری - ولی نهایتا به یک سلسله توافق مدتدار ختم خواهد شد. برداشته شدن تحریمها در پی مذاکرات - میتواند در فرصتهای اقتصادی وشغلی را به روی بسیاری بگشاید. با توجه به رویکرد دولت در جهت حل وفصل مشکلات اقتصادی جامعه - توافقی جامع - هرچند کوتاه مدت میتواند مشکلات فعلی را قدری کاهش دهد
اینهمه هشدار برای ۴ درصد؟
علیرضا نوذریپور در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=506&pageno=1" platform="highweb"/></link> با اشاره به بحران آب و آماری که از سوی دولت منتشر شده نوشته ۷۰ درصد از نیاز تهران به آب از طریق بارندگی تامین میشود. موضوع کمآبی در تهران اگرچه موضوع تازهای نیست اما از زمانی این مشکل بحرانی شد که در دوسال گذشته ما در تهران با کاهش بارندگی بسیار شدیدی مواجه شدیم. میانگین میزان بارندگی در یک دوره ۴۶ ساله در تهران ۳۴۷ میلیمتر بوده است. این در حالی است که در سال آبی جاری که تنها یکروز از آن باقیمانده است- میزان بارندگی صدمیلیمتر کاهش داشته است.
نویسنده کارشناس با تشریح وضعیت سد های آبرسان به تهران نتیجه گیری کرده که در تشریح وضعیت کنونی و ضرورت کاهش مصرف شاید توجه به یک آمار کافی باشد و آن اینکه، حجم مفید سدهای شرق تهران نسبت به سال ۹۱ نزدیک به ۸۰ درصد کاهش داشته است. در این میان هشدارهای متعددی به مصرفکنندگان داده و بارها بر ضرورت کاهش مصرف تاکید شده. اما حاصل اینهمه، کاهش سه تا چهاردرصدی مصرف بوده است.
مقاله شرق با تاکید بر این که در ایران سرانه مصرف آب بسیار بالاست نوشته حل مشکل نیازمند تغییر الگوی مصرف است. در این میان تغییر قیمت آب و اصلاح آن میتواند نقش بسیار مهمی داشته باشد. کاهش مصرف برق بارها اعلام شد اما تنها زمانی لامپهای کممصرف در خانهها استفاده شد که قیمت برق افزایش یافت. احتمالا راهحل این مشکل هم افزایش قیمت آب است، چون حتی اگر امسال هم از بحران آبی عبور کنیم باز در سالهای آتی باید خود را آماده بحرانی جدید کنیم.
روزنامه اقتصادی <link type="page"><caption> تعادل</caption><url href="http://taadolnewspaper.ir/archive/5/1393/6/30#page=1" platform="highweb"/></link> هم در مقالات اصلی خود به همین موضوع پرداخته در یک جا از جنگ آب به جای جنگ نفت گفته و در مقاله دیگر بحران آب را بزرگ ترین بحران اقتصادی کشور خوانده و اظهار نظر کرده که با توجه به پایان عمر قطعی آب در فلات ایران، لازم است در مصرف آن برنامه ریزی کرد از جمله این که پذیرفت کشاورزی به صرفه نیست و باید آب را برای مصارف اصلی نگاه داشت.
چالش فرهنگی
مصطفی عابدی در مقاله ای در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=56&pageno=1" platform="highweb"/></link> اشاره کرده که اگر یک کودک ایرانی را از پدر و مادرش جدا کنیم و در محیطی دیگر بزرگ کنیم که فرهنگ خانواده و نظام آموزشی و دینی و رسانهای آنها متفاوت با این موارد در ایران باشد. طبیعی است که آن کودک به گونه دیگری اجتماعی و تربیت میشود و اگر پس از بزرگ شدن به ایران بیاید، به سختی میتواند با جامعه ما ارتباط برقرار کند و عضوی از آن شود، حتی اگر بداند در اصل ایرانی و فرزند خانوادهای ایرانی است.

منبع تصویر، l
نویسنده تاکید کرده اگر شکاف رسانهای در جامعه تشدید شود و اعضای جامعه هرکدام از یک رسانه خاص خود استفاده کنند و این رسانهها نیز ارزشها، نگرشها و رفتارهای مغایر یکدیگر را ترویج کند، شرایط جامعه ناپایدار خواهد بود و بر اساس تحقیقات رسمی نوشته اینترنت و ماهواره نهتنها به سبد مصرف رسانهای جوانان و مردم اضافه شده است، بلکه درحال جایگزین شدن با رسانههای رسمی به ویژه صداوسیما است.
مقاله شهروند سپس به این سوال رسیده که اکنون باید پرسید که راه چاره چیست؟ آیا میتوان دسترسی به ماهواره و اینترنت را از میان برد و یا در مسیر موردنظر حکومت محدود کرد؟ پاسخ منفی است، زیرا نهتنها چنین کاری شدنی نیست، تنها راه، بازگرداندن اعتماد به رسانههای رسمی و داخلی است تا از این طریق مردم و جوانان از این رسانهها نیز استفاده کنند و با ارزشها و نگرشها و رفتارهای موردنظر جامعه نیز همنوایی پیدا نمایند.
شوق خواندن به جای نابغهپروری
فردا کودکان وارد کلاس اول میشوند. تجربه خواندن اولین کلمات میتواند شیرین باشد، اگر تبدیل به اجبار نشود، اگر تبدیل به وظیفه نشود. در آستانه چنین روز مهمی داوران لاکپشت پرنده به بررسی نقش تلویزیون و تبلیغات و فضایی که میتواند خلاقیت کودکان را بخشکاند، پرداختهاند و در بیانیهای به پدران و مادران پیشنهاد دادهاند که در این بیانیه آمده است: «درحالی که کارشناسان آموزشوپرورش در دنیای جدید، با بهرسمیتشناختن بازی و لذت بهعنوان عناصر اصلی زندگی کودکان، میکوشند آموزش را از حالت خشک و رسمی دور کرده و به بازی نزدیک کنند، آموزش خشک و رسمی بخش مهمی از فضای زندگی کودکان ما را تصاحب کرده است.
نویسنده <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=506&pageno=16#" platform="highweb"/></link> سپس به آگهیهای رنگارنگ تلویزیونی اشاره کرده که در ازای دریافت مبالغی هنگفت، کتابها و بستههای آموزشی ضعیف را همچون معجونهای معجزهگری معرفی میکنند که کودکان را به نابغههای خلاق تبدیل خواهد کرد و متاسفانه خانوادههای ایرانی تحتتاثیر این آگهیها در مسابقهای گرفتار شدهاند که قربانیان اصلی آن، کودکان هستند.
در ادامه مقاله شرق آمده: قفسه کتابهای کودکان در کتابفروشیهای ایران بهجای اینکه پر ازکتابهایی باشد که طعم و لذت خواندن را به کودکان بچشانند، پر از کتابهای آموزشی است که از حداقلهای لازم برای جذب مخاطب برخوردار نیستند.به جای نابغهپروری، با در دسترس گذاشتن کتابهایی که هم مفید هستند و هم شوق خواندن را در کودک برمیانگیزند، اجازه دهیم فرزندانمان کودکی پرنشاطی داشته باشند.
تقصیر والیبال است
رضا بردستانی در مقاله ای در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=56&PageNO=5" platform="highweb"/></link> نوشته: یک روز کوبا از منطقه آمریکایجنوبی، یک روز ایتالیا از جنوب اروپا، یک روز روسیه از شرق اروپا و شمال آسیا و روزی دیگر ایران از قلب خاورمیانه... اینها حکایت کشورهایی است که با برنامهریزیهایی میانمدت و بلندمدت توانستند والیبال جهان را مبهوت قدرت خویش کنند. این روزها همهجا صحبت از والیبالیستهای ایرانی است.
نویسنده به طعنه نوشته: این تقصیر افکار عمومی نیست وقتی ایران در سه ست پیاپی به آلمان باخت و از رسیدن به جمع چهار تیم پایانی بازماند، در دل این امید را زنده نگه دارند که والیبالیستهای ما شاید در شبی رویایی والیبال فرانسه را قربانی خودخواهیهای تمامشدنی خود کردند. این تقصیر مردم و افکار عمومی نیست در آن شبِ سخت و سنگین و وقتی ستِ نخست به فرانسه واگذار شد همه سردرد گرفتند! مقصر اصلی والیبال است با آن نتایج درخشانش!

منبع تصویر، l
مقاله شهروند به این جا رسیده که حالا مردم و افکارِ عمومی در انتظار بازیهای آسیایی که نه! در انتظار لیگ جهانی والیبال و عرض اندامی دیگرند. حتی شگفتآورترین شگفتیها نیز نمیتواند مدال طلای بازیهای آسیایی را از والیبال ایران بگیرد برای مردم و افکارِ عمومی این بازیهای تفریحی - تدارکاتی است. این مردم و این افکار عمومی حالا نگاهشان به آن بالاترها است جایی که روزی کوبا، ایتالیا و روسیه ایستادند، قهرمانی در لیگ جهانی و بازیهای جهانی. این زیادهخواهی نیست.
جامعه طبقاتی یا جامعه همکف؟
پوریا عالمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=506&pageno=16#" platform="highweb"/></link> از جامعه طبقاتی به خبری اشاره کرده درباره مدرسه ای در تهران که مدیرش آن را طبقاتی کرده و هر کدام را که اولیایشان پول بیشتر داده اند در بخش ویژه ای جا داده است: چطوری؟ اینطوری که مدیر مدرسه گفته ما هزینه کردیم و نصف مدرسه ما هوشمند است، نصف دیگرش هم لابد بیهوش است. حالا بچهها را جای اینکه بر اساس هوش تقسیم کند، بر اساس پول تقسیم کرده. ممکن است باهوشها الان رفته باشند قاطی باقالیها، چون بیپول بودهاند.
به نظر این طنزنویس: همهچیز کامپیوتری شده. کلاسها، تخته سیاهها، راهروها، پنجرهها، دستشوییها و آبخوریها. چطوری؟ اینطوری که بچهپولدارها با فشار یک دکمه درس یاد میگیرند. در حالی که در بخش بیپولها، بچهها تنها دکمهای که میتوانند دست بزنند، دکمه کاپشنشان است که آنهم فشاری نیست و بازوبستهکردنی است. همچنین مراسم صبحگاه دو قسمت است. در قسمت اول پرسنل مدرسه صبحبهصبح صف میکشند و به پدر و مادر پولدارها ادای احترام میکنند. بعد ولینعمتان اولیای مدرسه که رفتند، بچهبیپولها را به صف میکنند و بشین پاشو میدهندشان.
طنزنویس شرق ادامه داده: دستشویی بخش هوشمند هم اینطوری است که بهصورت هوشمند وقتی بچه وارد شد همهچیز اتوماتیک و خودبهخود پیش میرود و بچه مردم دست به سیاهوسفید نمیزند. اما در بخش بیهوش بچهها باید به شیوه سنتی و غیراتوماتیک، دستبهکار شوند.والا زمان ما، اینقدر اخلاقیات مهم بود که مصرف برخی میوهها هم ممنوع بود. تا دیروز مساله طبقاتیبودن جامعه بود. الان مساله این است که طبقه بالا و پایین جامعه را میخواهند بکنند همکف که به نظر امکانپذیر نیست و صددرصد یک جاییش میزند بیرون.











