بررسی روزنامه های صبح شنبه تهران - ۱۷ خرداد
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های تهران بعد از سه روز تعطیل در اول هفته از تکرار توفان تهران نوشته، از تصادف مرگبار قطار تهران و مشهد خبر داده و در عین حال از روان شدن سیل خسارت بار در شمال کشور نوشته اند.
مقالاتی درباره انتخابات مصر و سوریه و گزارش های درباره نومید شدن پزشکان از نجات آیت الله مهدوی کنی، و حملات تازه جناح راست و روحانیون و امامان جمعه به دولت در حالی در این روزنامه ها منعکس شده که بیشترشان گفته های روز پنجشنبه رهبر جمهوری اسلامی را در صفحات اول خود نقل کرده اند که نفرقه و اختلاف را نکوهش کرده و گفته بر اساس آن هیچ کس حق ندارد در برابر انتخاب مردم سینه سپر کند.
شبنامهها علیه دولت

منبع تصویر، shahrvand newspaper june7
<bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-03-17/204.htm" platform="highweb"/></link></bold> در گزارشی نوشته: دیگر نه رسانههای رنگارنگشان راضی شان میکند و نه تریبونهای متعددی که برای سخنرانی در اختیارشان قرار دارد. رو آوردهاند به توزیع شبنامه علیه دولتی که حتی یک سال هم از آغاز به کارش نمیگذرد. خبری از صبوری هشت سال گذشتهشان نیست و این روزها توافقنامه ژنو تبدیل به بهانهیی برای نشان دادن عجله شان شده است.
به نوشته این گزارشگر بیست و پنجمین سالمرگ بنیانگذار جمهوری اسلامی هم شاهد مکتوبات ریز و درشتی علیه دولت بود. امکاناتشان هم پیشرفته شده است. هماهنگ هستند و علیه رییسجمهور و تیمش اظهارنظر میکنند، علیه دولت در سه شهر مختلف شبنامه توزیع کردند تا نشان بدهند که هنوز هم دلواپس هستند. برای انتقاد از دولت شماره پیامک در نظر گرفتند و کسی هم جلویشان را نگرفت.
اعتماد نوشته:راهپیماییها و تجمعات ۱۴ و ۱۵ خرداد هم فرصت مناسبی بود برای نگرانان و دلواپسان که آنان نیز از این فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده کردند. حجم شبنامههای توزیع شده علیه دولت هم درست در محلهای اجتماع دلواپسان دیده میشود. از سخنرانی رییسجمهور در حرم امام هم نگذشتند و تلاش کردند تا این سخنرانی را با تابلوی "نیروهای خودجوش" برهم بزنند؛ تلاشی که بازهم ناکام ماند.
نادر کریمی جونی در سرمقاله <bold><link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://www.jahanesanat.com/1/" platform="highweb"/></link></bold> با تاکید بر این که صداقت اساس رابطه حکومت با حکومت شونده است نوشته در مواقع بروز مشکلات پیچیده، عملکرد خطا و زیانهایی که از ناحیه انجام اشتباههای حکومت به کشور و حکومت شونده وارد میشود نخستین وظیفهای که فدا میگردد، صداقت است. در این باره حکومتها ادعا میکنند که برای حفظ آرامش و اعتماد مردم از گفتن حقایق پرهیز کرده یا بخشی از حقایق را بهگونهای دیگر به مردم منعکس کردهاند. توضیح نمیدهند که آیا حق دارند صداقت را زیر پا بگذارند و مصرفکننده واقعی و نهایی این بیصداقتی آیا حکومت است یا حکومت شونده؟
با این مقدمه نویسنده اشاره کرده که :برای چندمین بار از به قدرت رسیدن دولت روحانی، مقامات ارشد و علمای دینی همکاران دولت را به صداقت فراخوانده و با دروغگو خواندن دولت پیشین، ادامه ندادن راه دروغگویی دولت قبل را به دستاندرکاران اجرایی توصیه کردهاند. روشن است که پرهیز از دروغگویی نه فقط برای مقامات اجرایی که برای تمامی شهروندان و از جمله حکومتکنندگان واجب است. در حقیقت با دروغ گفتن، عدالت که وجه ممتاز حکومت اسلامی است زیرپا گذاشته و اسلامیت نظام مخدوش میشود.
سرمقاله جهان صنعت افزوده: اما دروغگویی بجز در مسایل اقتصادی در سایر موضوعها نیز بد و غیرقابل قبول است. مثلا اگر به اسم ترویج اخلاق و ارشاد، اهداف سیاسی دنبال شود یا به بهانه دفاع از ارزشها و دلواپسی برای کشور، منافع اقتصادی خود و همدستان هدفگیری شود دولت و حکومت نه فقط باید خود وارد اینگونه دروغگوییها نشود بلکه صداقت آن است که این دروغگوییها را نیز صادقانه افشا کند.
انتخابات مصر و سوریه
محمدعلی مهتدی در سرمقاله <bold><link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=5662&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: نکته ای که ظاهراً غربی ها از آن غافل هستند، اهمیت انتخابات سوریه است. آنها همچنان این انتخابات را غیر قانونی میدانند. انتخاباتی با چند کاندیدا و حضور ناظران بین المللی برگزار شده و بشار اسد با رأی بالا انتخاب شده و هیچ شبهه ای بر قانونی بودن آن وجود ندارد.
نویسنده پیش بینی کرده: غربی ها دیر یا زود مجبور میشوند نتایج این انتخابات را بپذیرند. بخصوص که دولت آینده سوریه دولت وحدت ملی است و غرب مجبورست با این دولت وارد تعامل شود.
سرمقاله روزنامه دولت سپس با اشاره به تبریک انتخاب السیسی توسط بشار اسد و اظهار علاقه رییس جمهور انتخاب شده در مصر نوشته انتظار میرود روابط سوریه و مصر که در دوران محمد مرسی قطع شده بود، از سر گرفته شود و در آینده در سطح منطقه ای شاهد همکاری گستردهای بین مصر، سوریه و ایران باشیم و اگر این همکاری بوقوع بپیوندد، بطور حتم وضعیت منطقه تغییر میکند و محور مقاومت نیرومندتر از گذشته در منطقه حضور خواهد داشت.
نسرین رضایی در مقاله ای در <bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=418&pageno=1" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: سوریها همچون مصر و بحرین میدان مروارید یا التحریری نداشتند؛ میادینی که به نماد اعتراضات مدنی بدل شود. حضور گروههای تندرو و واکنشهای نامناسب در مقابل معترضان، اعتراضات مردمی را به سمتی دیگر برد و نتیجه آن چیزی جز آغاز جنگی داخلی در دمشق نبود. جنگ داخلی سهسالهای که عواقب آن مردم سوریه را به سمتوسوی انتخاب دوباره بشار اسد سوق داد.
نویسنده با اشاره به انتخابات هفته گذشته در سوریه نوشته: مخالفان و معترضان اسد با یکدیگر به معنای واقعی متحد نشدند. بخشی خواهان ائتلاف برای مبارزه مسلحانه بودند و بخشی دیگر برای گفتوگو و مذاکره. اما حتی طرفی که خواهان گفتوگو بود هم نتوانست اتحادی مقتدر میان اعضای خود به وجود آورد و نتیجه چیزی جز انشعاب نبود. ضعف در شکلدهی یک ائتلاف مقتدر نتیجهای جز رشد بنیادگرایان و افراطیون و قتل و غارت و در نهایت ناامیدی غرب از حمایت از ائتلاف مخالفان نداشت.
به این ترتیب مقاله شرق نتیجه گیری کرده: مخالفانِ بشار اسد نتوانستند مخالفت خود را منطقی و به دور از خشونت و با ائتلاف و تدبیر به نمایش بگذارند. شاید اگر همان زمان که مخالفتها و انتقادها شدت یافت، واکنش رییسجمهور سوریه با این مخالفتها منطقیتر میبود و به مخالفان اجازه اعتراض داده میشد، چنین فاجعه هولناکی رخ نمیداد. حالا دکمه بازگشت سوریه به سهسال پیش زده شده است؛ بازگشتی با تاوان سنگین تعداد زیادی قربانی.
تک صدایی، آرزوی رسانه ملی

منبع تصویر، Iran newspaper june7
مصطفی ایزدی در مقاله ای در <bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-03-17/150.htm" platform="highweb"/></link></bold> نوشته هنوز مقامات موثر و به ویژه مدیران سیاسی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی حاضر نشدهاند که برای مخاطبان خود توضیح دهند که چرا از تک صدایی در جامعه و البته پیش از آن در رسانه ملی لذت میبرند؟ تک صدایی در جامعه، چه محاسن و زیباییهای ارزشمندی دارد که متولیان مربوطه، سخت به آن علاقهمند و به بهرهبرداری از لذایذ آن پایبندند؟
نویسنده اشاره کرده: چه بسیار مصاحبهها و میزگردهای رادیو - تلویزیونی که در حوزههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی صدا و سیما برگزار شده است، اما به جای پخش و بهرهبرداری مردم از آنها، در آرشیو سازمان، غریبانه آرمیدهاند. چرا که سیاست اعمال تک صدایی در برنامههای رادیو -تلویزیونی حاکم است.
مقاله اعتماد با اشاره به مخالفت های صدا و سیما با چند نشریه اصلاح طلب که به تازگی مجوز انتشار گرفته اند، یعنی ایران فردا و زنان امروز نوشته: کاملا قابل پیشبینی بود که مخالفان آزادی و عاشقان تکصدایی، از این اتفاق برافروخته شوند و با استفاده از رسانههای متعدد و گوناگونی که در اختیار دارند، به دشمنی با این دو نشریه بپردازند. اما مسوولان صدا و سیما چرا باید خود را تا این حد پایین بیاورند که با تنوع صدا ها در جامعه مخالفت کنند.
عاجز از مدیریت یک توفان
شهرزاد همتی در گزارشی در <bold><link type="page"><caption> فرهیختگان</caption><url href="http://farheekhtegan.ir/fa/news/12251" platform="highweb"/></link></bold> با اشاره به توفانی که دوشنبه و جمعه گذشته در تهران اتفاق افتاد نوشته: در عرض چند دقیقه آسمان تهران تاریک شد، بادی غیرعادی شروع به وزیدن کرد و مردم راهی جز دویدن و پناه گرفتن برایشان باقی نماند. آدمهایی که بعد از تعطیلی کارشان با دستهای پر به خانه باز میگشتند، زیر ملحفههای سفید اورژانس تهران پهلو گرفتند و خانوادههایشان را داغدار کردند. ماشینی که تنها سرمایه یک خانواده بود زیر آوار و درختان خشکیده خیابان مدفون شد، بسیاری ساختمانهای در حال احداث خراب شدند و در چشم برهمزدنی تهران دیگر تهران همیشه نبود.
به نوشته این گزارشگر: مردم با چشمهای پر از سوال به یکدیگر نگاه میکردند. در حالی که تنها بعد از گذشت ۱۰ دقیقه از توفانی که دوستان سازمان هواشناسی پیشبینیناپذیر اعلامش کردند، صفحات اجتماعی پر شد از عکسهای توفانی که تهران را گرفت. مردمی که دیگر خودشان خبرنگار شدهاند و با دستگاههای دیجیتال همیشه در صحنه وقایع را ثبت میکنند، دیگر کسی نمیتوانست اتفاقات را تکذیب کند و در یک اقدام بسیار جالب و هوشمندانه اورژانس و مدیریت بحران و سازمان هواشناسی یادشان آمد که در رادیو و دیگر رسانههای جمعی از مردم بخواهد مواظب خودشان باشند و خونسردیشان را حفظ کنند.
به نظر گزارش فرهیختگان: مردم انگار دیگر خوب میدانند نباید منتظر مدیریت بحران باشند، آنها خودشان را به نقاط امن رساندند و در کسری از ثانیه پیادهروها خالی از مردم شد و ماشینها در خیابانها خاموش شدند. اما درد ماجرا برای کسانی ماند که حالا در مراسم درگذشت عزیزانشان سینه میکوبند یا به لاشه ماشین و دیگر داراییشان خیره نگاه میکنند. پنج کشته حاصل یک توفان ساده بود، سوالی که پیش میآید و نگران میکند این است: چقدر برای بحرانهای بزرگتر آمادهایم؟ چقدر آمادهایم با زلزله که در یک قدمی ماست مبارزه کنیم؟

منبع تصویر، Roozan newspaper june7
ایرج اسلامی هم در مقاله ای در <bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/default/default.aspx?no=298&dn=0&pid=20&rnd=PWkKiS&p=&y=93&m=03&d=17" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: توفان آمد و شهر را به هم ریخت. توفان همین است. خیلیها میگویند قابل پیشبینی نیست. نه اینکه اصلا قابل پیشبینی نباشد. میشود فهمید که توفان میآید. بالاخره قرائنی دارد، نشانههایی هم هست. اما اینکه کجا را خراب میکند و چقدر خرابی به بار میآورد زیاد معلوم نیست. تا حدودی مثل زلزله میماند. میشود ۷ ریشتری باشد و کسی طوریش نشود و میشود ۵ ریشتری باشد و کلی از خلایق جانی یا مالی آسیب ببینند.
به نوشته این روزنامه نگار: توفان همین است. خیلی نمیشود مطمئن بود. درختهایی که شکسته و سرنگون شدند و باعث تلف شدن آدمها شدند، کوچک نبودند. اتفاقا بزرگ و قطور و سالمند بودند. حتی ریشههای عمیق هم کمکی به آنها نکرد. افتادند و درختها و نهالهای کوچکتر را هم له کردند و شکستند.
و خلاصه مقاله شهروند این که:توفان وقتی برمیخیزد غیرقابل پیشبینی میشود. واقعا نمیشود فهمید چطوری میپیچد و به کجای یک درخت یا داربست یا ساختمان فشار وارد میکند. اما در مورد آنچه خود ما میسازیم روشن است که هرچه را موقتیتر ساختهایم زودتر خراب شده. فکر کردهایم امروز و امسال بگذرد تا بعد و توفان آمده و همان آفت جانمان شده. اصلا اینجور چیزها به فردا موکول کردن ندارد. باید همه چیز محکم باشد. به قاعده باشد. پایهها باید حسابشده باشند.
هانیه قادری در صفحه آخر <bold><link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://www.jahanesanat.com/16/" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: این هم از خاصیتهای توفان است. یکهو به خودت میآیی و میبینی هیچ نداری. اصلا کیف و دستبندهای پارچهای روی دستت را هم کنده شده. اصلا موهایت را ریخته به هم و آنقدر خاک رفته توی چشمهایت که اشک بریزی و راه بروی. اینها که عیبی ندارد اما وقتی یکدفعه میآید و حواست را میبرد دیگر حس میکنی حالا یک چیزی ازت واقعا کنده شده و رفته است!
نویسنده به طعنه اشاره کرده: مادر بزرگ را که دعوا میکنیم سر نخوردن قرصهایش، میگوید یادم نمیماند. میگوید «حواس که برام نمونده!» به مامان نگاه میکردم قبلاًها که یعنی دارد دروغ میگوید؟ آدم دردش بیاید و حواسش نباشد؟ لحظههای حس درد کوتاهند اما. حواس آدم رفته همانجا که لباسها و دستبندها و کلاهها رفتهاند.
خلاصه مقاله جهان صنعت این که: بیحواسی این روزها خودش را پخش خانه کرده. آمده به گوشه حوض حیاط لم داده و پاهایش را انداخته روی هم. صبحها هم که میخواهی بیرون بروی چپ چپ نگاهت میکند. روزهایمان شلوغ است. حواسهایمان هم نیست که جمعش کنیم دیگر. شلوغیاش غلیظتر و غلیظتر میپیچد به دست و پایمان.
طنزهای توفانی
ابراهیم رها در ستون طنز <bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-03-17/150.htm" platform="highweb"/></link></bold> در پی یافتن دلایل توفان برآمده و از جمله احتمالات نوشته: این توفان توطئه امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا بود که این بار دست ددمنش آنان از آستین باد درآمد و پنجرههای ملت همیشه در صحنه ما را مورد هدف قرار داد و به رغم پایداری ملت تعدادی از آنها را شکست. از طرف دیگر لابی صهیونیستی نقش اول ایجاد این توفان بود. مردم نیز به نشانه مقابله با این حرکت وحشیانه خودشان داوطلبانه دیشهای ماهواره را به همراه باد از پشتبامها به خیابان پرتاب کردند. به این شکل نقشه آنان نقش بر آب شد.
یک احتمال دیگر طنزنویس این است که : عدهیی قصد داشتند آب به آسیاب دشمن بریزند. چون در کشور کمآبی است، مقدور نبوده باد به آسیاب دشمن ریختند. لازم به ذکر است دشمن خونخوار ما هم آسیاب آبی دارد هم آسیاب بادی!
و بالاخره این که: گمان میکنید این توفان واقعا بیدلیل بوده؟ شما ببینید این توفان چند روز پیش از ادامه مذاکرات در دور جدید با ۵ +۱ اتفاق افتاده؟ ما ردپای کاترین اشتون را در این ماجرا میبینیم و اعتقاد داریم این حرکات مذبوحانه به جایی نمیرسد.

منبع تصویر، Etemaad newspaper june7
خلیل جوادی در ستون طنز <bold><link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=611&pageno=16" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: آقا چشمتان روز بد نبیند یک دفعه دیدیم هوا پس است و پایتخت روی هواست. از پنجره به بیرون نگاه کردیم و دیدیم بعضیها در خیابان هوا برشان داشته است. پیش خودمان گفتیم خب، توفان ترمز برید و بی هوا آمد، اداره هواشناسی چرا چیزی نگفت؟!
به این ترتیب طنزنویس تصمیم می گیرد با اداره هواشناسی در این مورد مصاحبه کند: وقتی که رسیدیم دم نگهبانی، یک جوان هوانشناس تمام قد جلوی ما ایستاد گفتیم: خبرنگار هستیم و میخواهیم با یک مقام مسئول راجع به توفان اخیر گفتوگو کنیم.
گفت: نمیشه داداش. گفتیم: آقا هوای مارا داشته باش. گفت: نچ، نمیشه داداش. گفتیم: آخر چرا نمی شود برادر؟ گفت: واسه اینکه مقامات مسئول کلّهم اجمعین تو جلسه ان.
آیدین سیارسریع هم در ستون طنز <bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/default/default.aspx?no=298&dn=0&pid=20&rnd=PWkKiS&p=&y=93&m=03&d=17" platform="highweb"/></link></bold> پرسیده: علت توفانی که هفته گذشته در تهران آمد و خسارات زیادی برجا گذاشت چه بود؟
جواب ها از این قرار است اول بدحجابی، دوم بیحجابی، سوم کمحجابی و بالاخره ژیل ژاکوب بیناموس











