بررسی روزنامه های صبح تهران - دوشنبه ۱۵ اردیبهشت
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های امروز همچنان موضوع همایش دلواپسان را دنبال کرده و از جمله گزارش داده اند که جناح هوادار احمدی نژاد دیروز هم در مجلس با سخنرانی های تند نشان دادند که قصد تخریب دولت را دارند. مقالات متعدد روزنامه های مستقل این سوال را مطرح کرده که این افراد که چنین دلسوزی می کنند چرا در هشت ساله احمدی نژاد با وضعیتی که در اقتصاد و سیاست خارجی پیش امد دلسوزی نداشتند.
گزارش هایی از تشییع جنازه محمدرضا لطفی استاد موسیقی در صفحه اول بیشتر روزنامه های امروز با عکس هایی از بزرگان ادب و هنر چاپ شده است.
شدت گرفتن انتقادهای روزنامه های اصولگرا از دولت از جمله مشخصات روزنامه های امروز است.

منبع تصویر، cartoon
دلواپسی برای چه؟
داوود محمدی در سرمقاله شرق نوشته: در کوران مدیریت اجرایی و دیپلماسی هستهای نادرست احمدینژاد که تشدید روزافزون تحریمها و فشردهسازی صفوف منتقدان جهانی ایران را درپی داشت؛ آمارها از تنگنای وضعیت مردم حکایت داشتند. از جمله سال ۹۱: نرخ رشد منفی ۸.۵ درصدی؛ نرخ بیکاری ۱۲.۲ درصدی، عقبماندگی ۳۵ درصدی دخل خانوار از خرج، خط فقر ۵.۱ میلیون تومانی، سه میلیون معتاد؛ مصرف شیشه توسط چهار درصد دانشآموزان، فرار مغزها و درخواست خروج از کشور ۵۰ هزار دانشجو…
سردبیر <link type="page"><caption> روزنامه شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=394&pageno=1#" platform="highweb"/></link> با این مقدمه پرسیده: دلواپسان که قاطبه آنان از دولتمردان احمدینژاد یا حامیان پر و پا قرص دو دولت او بودند چرا همایشی برای درخواست اصلاح سیاستهای غیرکارشناسی دولت احمدینژاد برگزار نکردند؟ در سال پایانی دولت دوم احمدینژاد و نیز پس از تحویل دولت به روحانی هم، علاوه بر افشای سرنوشت نامعلوم ۸۰۰ میلیارد دلاری درآمد نفتی دولتهای نهم و دهم، ارقام و آمارهای خیرهکنندهای از عدم واریز درآمدها به خزانه.
سوال مقاله شرق ادامه یافته: چرا دلواپسان همایش تشکیل نمیدهند و پیگیر بازگرداندن مبالغ نجومی بهغارترفته و برخورد با متهمانی که به تعبیر روحانی، به بهانه دورزدن تحریمها پول ملت را بهجیبزدن، نمیشوند؟ چرا در میان انبوه چالشهای ریز و درشت کشور که عمدتا میراث دولت پیشین است، فقط دیپلماسی هستهای روحانی که از قضا، اثرات مثبتی همانند کاهش تحریمها و کوتاهکردن رانتخواران از تحریمها را داشته، دلواپسی آنان را برانگیخته تا فراخوان شورش دهند؟
اعتماد در <link type="page"><caption> گزارشی</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-02-15/151.htm" platform="highweb"/></link> از چند تن پرسیده که نظرشان درباره همایش دلواپس ها چیست. صادق زیبا کلام گفته: من هم دلواپسم. دلواپسم که مردم ندانند و نفهمند در این سالها در زمینه انرژی هستهای چه دستاوردهای عملی داشتهایم. دلواپسم که مردم ندانند برای همان دستاوردهای عملی این سالها از انرژی هستهیی، چه هزینههای سنگینی پرداخت کردهایم. هزینههایی که تکتک مردم ایران به صورت مستقیم و غیرمستقیم متحمل شدهاند چنان هنگفت بوده که اگر ندانیم و بیخبر بمانیم، در قدمهای بعد مشکلات بیشتری دامنگیر سیاستهای خارجی دولت خواهد شد.
به نظر این استاد دانشگاه: جبران این تلفات سنگین اقتصادی و اجتماعی، وظیفه بسیار سنگینی است که بر دوش دولت گذاشته شده است. دلواپسم که دولت آقای روحانی با همین عدمآگاهی مردم از هزینه و فایده برنامههای هستهیی تا به امروز، سیاست خارجی خود را در این حوزه پیش ببرد. بعید میدانم اگر مردم بدانند طی این سالها و در دولت قبل چه مسائلی برای پیگیری حق انرژی هستهیی بر آنها گذشته، اجازه بدهند کارشکنیهایی از این دست اتفاق بیفتد.
سعید لیلاز به اعتماد گفته: بزرگترین دلواپسی من در حوزه اقتصاد این روزها، قدرت خرید کارگران و کارمندان است که ظرف سه سال گذشته بین ۴۰ تا ۵۰ درصد پایین آمده است. این حادثه، نهتنها در سطح اجتماعی و فرهنگی و اقتصاد خرد تاثیرات گستردهیی داشته، بلکه اقتصاد کلان را هم بهشدت تضعیف کرده است. در سال ۹۰ که پررونقترین سال اقتصادی ایران از همه نظر خصوصا فروش نفت بود، قدرت خرید طبقه کارگر ۱۱ درصد و در طبقه کارمندان ۱۵ درصد کاهش داشت و پس از آن روند رو به پایین آن ادامه پیدا کرد.
به تاکید این اقتصاددان: نگران این حادثه اقتصادی هستم چرا که دولت زمان کوتاهی برای جبران این خرابی دارد و مردم تحمل این وضعیت فجیع را ندارند. این نخستین قدم مهم دولت در زمینه اقتصاد است چرا که اگر نیمی از جمعیت ایران قدرت خرید نداشته باشند، نمیتوان به رونق اقتصادی امیدی داشت.
مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند <link type="page"><caption> نوشت</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/default/default.aspx?y=93&m=02&d=15&pid=1&no=274&dn=2" platform="highweb"/></link>: این اولین نشستی است که طی سه دهه گذشته از موضع منتقدین علیه یک سیاست رسمی برگزار میشود؛ سیاستی که بهطور مستقیم با منافع ملی در ارتباط است و تاکنون هیچ برنامه مشابهی نهتنها در این سطح بلکه در سطوح پایینتر از آن هم اجازه برگزاری نیافته است. این اتفاق در شرایطی رخ داده است که پیش از این مطبوعات و رسانهها و حتی احزاب حق اظهارنظر یا نقد نسبت به سیاستهای رسمی در موضوع مشابه را نداشتهاند و با کوچکترین اظهارنظری برخلاف این سیاستها، هزینه لازم را میپرداختند.
نویسنده این مقاله تاکید کرده: وجود این حد از آزادی نقد علیه سیاستهای رسمی و مهم، بهویژه در امور خارجی، میتواند گام اساسی در مسیر بسط و توسعه آزادیهای سیاسی و بیان تلقی شود، مشروط بر اینکه این قاعده برای همه افراد و گروهها و در همه موضوعات سیاسی و غیرسیاسی برقرار باشد، نه آنکه عدهای در تهران و در یکی از نمادینترین اماکن سیاسی (سفارت سابق آمریکا) تا این حد آزادی بیان را تجربه کنند و در مقابل و همزمان در نقاط دیگر کشور حتی مانع از برگزاری یک نشست عادی و محدود شوند .
در انتهای مقاله شهروند آمده: دلواپسی اصلی جای دیگری است. قضیه از این قرار است که دولت جدید در حال بازکردن گرهی است که بیهوده و به دست دولت قبلی زده شده بود و باز شدن این گره به منزله کاهش و رفع نسبی تحریمها و بهبود شرایط خارجی کشور است و با رفع تحریمها، انتظار میرود که اقتصاد ایران در مسیر درست و باثبات قرار گیرد. در این صورت مردم بیش از پیش متوجه نادرستیهای سیاست دولت قبلی خواهند شد.
شوخی با دلواپسی
ایمان پیربرناش در <link type="page"><caption> طنزانه قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/?NPN_Id=425&pageno=12" platform="highweb"/></link> با اشاره به همایش دلواپس ها نوشته به نظر می رسد باید منتظر همایش ها و کمپین های دیگری بود از جملههمایش آغوش گیرندگان خوشحال که به مدیریت خود احمدینژاد برگزار میشود تا از دولت روحانی انتقاد شود که چرا؟ یعنی یک بغل کردن اینقدر ناز دارد؟ آنهم بغل کردن مادری داغدار و دلسوز؟ پاسخ روحانی : فردی که بغل میکرد رفته است.
دومین کمپین از نظر طنزنویس کمپین یادآوری بهار به امید است که اصلا قصد پیوند میان دو جوان را ندارد. یعنی نه آقا امید آن امید است که مدنظر شماست و نه بهار خانم قصد ازدواج دارد. بهار معرف دولت پیشین است و مرد بهاری که اسفندیار رحیم مشایی بود. امید هم که در دولت جدید همراه با تدبیر خودی نشان داده. این کمپین هم در واقع کارهای دولت قبل را به دولت روحانی یادآوری میکند تا این دولت هم کمی موفق باشد. البته قرار نیست همان کارها را انجام دهد. اتفاقا برعکس است. در یک کلام بخواهیم بگوییم همان قضیه لقمان و اینهاست.
پوریا عالمی در ستون <link type="page"><caption> طنز شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=394&pageno=12#" platform="highweb"/></link> نوشته: قوورقورقورقورقور. صدای اگزوز موتور هزار را که شنیدم سر برگرداندم و دیدم سر چهارراه طالقانی موتورهزارها تجمع کردهاند. روی هر موتور هزار یک جوان رعنا نشسته بود. این صحنه را که دیدم دلواپس شدم. رفتم جلو و گفتم: چی شده؟ همه با هم گفتند: ما دلواپسیم. گفتم: دلواپس چی؟ همه با هم گفتند: دلواپس هستهای. دلواپس فرهنگی. دلواپس کاترین. دلواپس ظریف.
طنزنویس شرق اضافه کرده: گفتم: خیلیخب. همه با هم ریلکس کنید. همه با هم ریلکس کردند. گفتم: نفس عمیق بکشید. حالا یک چیز خوب و رنگی و مهربان و نایس را تصور کنید. آفرین... تصور کنید وسط سازمان ملل هستید... آهان... حالا اسم شما را صدا میزنند... شما از پلهها میروید بالا... میروید پشت تریبون... الان همه تلویزیونهای دنیا دارد شما را نشان میدهد... تصور کنید... هاله نور شما را در برگرفته... نور پروژکتورها چشم شما را میزند و حاضران در سالن را نمیتوانید ببینید... خیلیخب. حالا یکدقیقه مدیریت نکنید و فرمان جهان را ول کنید و ببینید که صندلیها خالیخالی است عزیزانم.

منبع تصویر، keyhan
حسین شریعتمداری در سرمقاله<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/133/2" platform="highweb"/></link> به گفته های حسن یونسی دستیار ویژه رییس جمهور در کنیسه یهودیان در شیراز ایراد گرفته و نوشته: آقای یونسی با عنوان و تابلوی «دستیار ارشد رئیسجمهور در امور اقوام و اقلیتهای دینی و مذهبی» در این سوی و آن سوی کشور و از جمله در جلسه جمعه شب کنیسه یهودیان شیراز حضور یافته و به ایراد سخن میپردازند و اظهارات ایشان به حساب نظام و مواضع و نظرات جمهوری اسلامی ایران نوشته میشود. این عنوان و تابلو امانتی است که متأسفانه در جایگاه مناسب خود قرار نگرفته و بازپسگیری آن ضروری به نظر میرسد.
از جمله انتقاد های یادداشت روز کیهان این است که: آقای یونسی از اجرای ظواهر مناسک مذهبی و از جمله سینه زنی تا پاسی از شب انتقاد کرده در حالی که به نظر این روزنامه باید از آقای یونسی پرسید؛ این اظهارات چه ارتباط و ضرورتی برای هموطنان یهودی دارد؟ مگر مسئله آنها، «سینهزنی» یا دغدغه برای نماز است؟ که دستیار ارشد رئیسجمهور نگران است مبادا سینهزنی آنها زیاد طول بکشد و خدای نخواسته نماز صبحشان قضا شود؟
در ادامه یادداشت روز کیهان آمده: چه نیازی بود که آقای یونسی مسائل اختصاصی اسلام و تشیع را در جمع هموطنان یهودی مطرح کنند؟ اگر ایشان نسبت به مسائل یاد شده درباره سینهزنی و عزاداری توصیهای دارند، به حکم عقل و شرع باید در جمع عالمان دینی مطرح فرمایند تا در صورت لزوم پاسخ روشنی نیز دریافت کنند.
دولت شفافسازی کند
سعید شیرکوند در مقاله ای در <link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=587&pageno=2" platform="highweb"/></link> نوشته: طی سالهای گذشته سیستم بانکی ایران و مشکلات فراوانی که در آن وجود دارد همواره محل بحث بوده است. یکی از مشکلات جدی این سیستم معوقات فراوان آن است به گونهای که بسیاری از برنامههای دولت را با اخلال مواجه کرده است. اکنون، معوقههای سیستم بانکی فراتر از ۷۰ هزار میلیارد تومان است و امکان برگرداندن این معوقه به سیستم وجود ندارد و کاری نیست که بهراحتی صورت گیرد. بیش از ۷۰هزار میلیارد تومان منابع سیستم بانکی در قالب طرح مسکن مهر به جایی رفته که هیچ اثری در اقتصاد ملی ندارد.
به نوشته این استاد دانشگاه: خیلی از بانکها هستند که با معیارهای بانک مرکزی از خط قرمز هم رد شدهاند و بهشدت به بانک مرکزی بدهکارند. این موارد باید بازنگری شود، اما همین موارد هم باید به اطلاع مردم برسد. خیلی از مردم نمیدانند اکنون بانکها با چه شرایطی روبهرو هستند و وضع کنونی چگونه آنها را دچار مشکل کرده است. دولت میتواند برای خارج شدن از این وضع از مردم کمک بخواهد. چه ایرادی دارد سیستم بانکی بهویژه بانکهای دولتی فهرست تمام کسانی که پول بیتالمال را گرفتهاند، منتشر کند و بگوید برای چه این پول در اختیار آنها قرار داده شده است.
مقاله آرمان به این جا رسیده که: چون مساله اموال عمومی مطرح است و پول بانک به بیت المال و مردم تعلق دارد این تصمیمات محرمانه نیست و دولت یا وزارت اقتصاد و دارایی میتواند با گرفتن مجوزهای لازم آن را در اختیار مردم قرار دهد. به دستور هر کسی که بوده بانک تصمیمی اشتباه گرفته است.

منبع تصویر، cartoon
اجازه پدر زندانی برای معالجه مونا
وحیده کریمی در ابتدای گزارشی در <link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/?NPN_Id=425&pageno=5 2" platform="highweb"/></link> نوشته: بعد از ظهر روز یکشنبه در بیمارستان سینا به دنبال دختری میگشتیم که زندانی بودن پدر مانع از مداوای او در یکی از بیمارستانهای دولتی در شنبهشبگذشته شده بود. مانا دختر ۸ ساله، در اتاق عمل است و مادر او پشت اتاق عمل در انتظار دوباره سالم دیدن فرزندش نگاه و همه امیدش را به آسمان دوخته و توان ایستادن ندارد. او تمام شب را بیدار بالای سر دختر کوچکش در بیمارستانی بوده که متخصصان آن حتی با دیدن وخامت حال مانا حاضر به بستری کردن بیمار نشده بودند.
سمیه، مادر مانا برای خبرنگار قانون تعریف کرده که چگونه مانا ساعتها در بیمارستان درد کشید و ناله کرد اما چون رضایت پدر ضمیمه پرونده پزشکی او نبود دکترها حتی اجازه بستری شدن به او ندادند. مانا از شدت درد ساعتها اشک ریخت و مادر شاهد نگاه تنگ نظرانه پزشکان برای نجات دخترش بود . دکتر به ما گفت برای بستری کردن مانا رضایت پدر ضروریاست. پزشک معالج با خونسردی ازوخامت حال مانا گفت که هرچه سریعتر باید عمل شود و بعد تاکید کرد ما نمی توانیم بدون رضایت پدر او را عمل کنیم.
درنده خویی تا کجا؟
<link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/default/default.aspx?y=93&m=02&d=15&pid=1&no=274&dn=2" platform="highweb"/></link> که با چاپ عکس بزرگی از یک توله پلنگ مرده افتاده در بستر یک بزرگراه در صفحه اول خود گزارشی فراهم آورده از وضعیت وخیم حیوانات وحش که شاهرخ تندرو صالح در بخشی از این گزار ش پرسیده: چه کسانی بایستی ما را به آستانه پذیرفتن اصل احترام به دیگری بهخصوص طبیعت بیزبان و بیپناه بکشاند؟ آیا ما خودمان نمیتوانیم این نیاز را حس کنیم؟ آیا باید این جملات را از رسانههای عمومیمان بشنویم؟
نویسنده مقاله پرسیده: آیا باید مدیران دولتی شهرنشینان را توجیه کنند که برای نگهداشتن طبیعت از ویرانی بیشتر و بیشتر، باید مسئولیتپذیر بود؟ آیا داریم به سمت سیخکردن مازهپلنگ بهسبک شاهان قجری پیش میرویم؟ آیا بیرحمی و شقاوت، کار خودش را با ما ایرانیان به پایان رسانده است؟ آیا ما شهرنشینان خوشپوش، خوشخوراک و خوشبرخورد توانستهایم به مدد خشونت و درندهخویی از ببر، پلنگ، تمساح و افعی گوی سبقت برباییم؟ و آیا این همه درندهخویی و بیمسئولیتی مایه تفاخر است؟
به نوشته این دوستدار طبیعت در شهروند : دیر یا زود حلقه این تصاحب و سلطهگریهای ناشیانه و بیحساب و کتاب و غیرانسانی، یقه همهمان را خواهد گرفت؛ گیرم به زلزلهای، سیلی، توفانی و... به یاد بیاورید آن روز و روزهایی را که خشم طبیعت مادر، دمار از روزگار ما درخواهد آورد. اکنون به سهم یک انسان خیلی معمولی و ناگزیر به زندگی در شهرهای بدقواره و سیمان ساخت و بیدرخت و بیپرنده و بیعاشق سوگوار این پلنگ و طبیعت بکر سرزمینم هستم که متاسفانه از هر سو، آماج حمله و تخریب و تصاحب است. زندگی بر مدار وجدان اولین گام شهروند شدن است و ما گاه با گنجشکخوری و گاه با پلنگکشی نشان میدهیم با این ایستگاه فاصله داریم.
شرایط دیدار جام جهانی در سینما
شهرام شهیدی در ستون طنز <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-02-15/151.htm" platform="highweb"/></link>نوشته: شنیدم که گویا سردار احمدی مقدم برای ارائه مجوز پخش بازیها در سینما شروطی دارد. چون من هرچه جستوجو کردم شروط ایشان را پیدا کنم چیزی پیدا نشد تصمیم گرفتم بر اساس روحیهشناسی، آییننامه پخش مسابقات گردآوری و منتشر کنم:
۱- برای پاسداشت از بازنشستگان و تکریم افراد مسن و سالمندان ورود آقایان زیر ۶۰ سال و بانوان زیر ۶۵ سال به سالنها ممنوع شود.
۲- چون بسیاری از خلافها در تاریکی و ظلمات انجام میشود حین پخش مسابقات چراغهای سالن سینما خاموش نمیشود.
۳- جهت افزایش تعمق در فوتبال و برای بالا بردن میزان تمرکز افراد از پخش صدای گزارش و استادیوم در سالن سینما جلوگیری شود. به اینترتیب تماشاچیان محترم میتوانند با خیره شدن به افقهای دور فوتبال در تاکتیک تیمها غور کنند.
۴- برای جلوگیری از لطمه به درس خواندن دانشآموزان و دانشجویان از ورود آنان جلوگیری و فقط نفرات ممتاز با شرط معدل میتوانند وارد سالن شوند.
۵- جهت ترویج فرهنگ کار و کمک به افزایش اشتغال در کشور از ورود افراد بیکار به سالنها جلوگیری شود. به اینترتیب فرهنگ اشتغال بین مردم جا میافتد. بنابراین افراد تنها با گواهی کار یا جواز کسب معتبر حق ورود به سالن سینما را خواهند داشت.

منبع تصویر، mardom











