محیط زیست ایران؛ سی و پنج سال تخریب

منبع تصویر، Mehr
- نویسنده, سام خسروی فرد
- شغل, روزنامهنگار و پژوهشگر محیطزیست
زنگ خطر دو دهه پیش به صدا در آمد. از آن زمان کارشناسان در زمینههای مختلف هشدار دادهاند که محیطزیست ایران به سوی نقطه بیبازگشت در حرکت است.
مقایسه آمار رسمی و نیز اطلاعات منتشر شده در نشریات و رسانههای داخلی، سیمایی به نسبت دقیق از وضعیت محیطزیست ایران ظرف ۳۵ سال اخیر ترسیم میکند:
محیطزیست بر پرتگاه نابودی قرار گرفته است. افزایش جمعیت و شمار خودروها، آلودگی هوا و زباله، نابودی جنگلها و مراتع، خشک شدن تالابها و کاهش جمعیت جانوران وحشی تکههای پازلی هستند که وقتی کنار هم قرار میگیرند نه تنها وضعیت امروز را به نمایش میگذارند که تصویری از آینده ایران نیز ارائه میهند.
جمعیت، حال، آینده
این یک اصل بدیهی است: وقتی بر تعداد افراد ساکن در سرزمینی افزوده میشود، نیاز به استفاده از منابع مختلف در آن حوزه بالا میبرد. از این رو افزایش جمعیت انسان در بسیاری از منابع مطالعاتی، مهمترین چالش و عامل اصلی تخریب محیطزیست معرفی شده است.
اواسط دهه ۶۰، عواقب بالا رفتن جمعیت از منظر اجتماعی و اقتصادی در برنامهای تلویزیونی با عنوان «جمعیت، حال، آینده» مورد نقد و بررسی قرار میگرفت، اما به تبعات محیطزیستی چنان روند شتابناکی چندان توجه نمیشد.
به گزارش مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۵۵ جمعیت کشور ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بود و ده سال بعد این رقم به ۴۹ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر رسید. بر اساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت کشور ۷۵ میلیون و ۱۵۰ هزار نفر برآورد شد.
این جمعیت روزانه ۵۰ میلیون تن زباله تولید میکند که تنها ۵ درصد آن به کارخانههای بازیافت راه مییابد. ۹۵ درصد زباله باقی مانده یا به روشهای قدیمی در دل زمین مدفون و یا در طبیعت رها میشوند.
خودرو، بنزین، گازوئیل
وسایل نقلیه موتوری در بسیاری از شهرهای بزرگ از جمله تهران عامل اصلی آلودگی هوا معرفی شدهاند. بر پایه آمار رسمی، تعداد خودروها از اول انقلاب تا کنون ۱۶ برابر شده است. برآورد مرکز آمار ایران در سال ۱۳۵۷ بیش از ۹۶۰ هزار دستگاه خودرو بوده است. این رقم بر اساس گزارش راهور ناجا در سال ۱۳۹۱ به ۱۶ میلیون دستگاه افزایش پیدا کرده است.
در سال ۱۳۵۷ میزان مصرف بنزین و گازوئیل به ترتیب پنج و نه و نیم میلیارد لیتر بوده است. ۳۴ سال بعد با افزایشی چشمگیر مصرف بنزین به ۲۳ میلیارد و ۳۶۵ میلیون لیتر و مصرف گازوئیل به ۳۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون لیتر رسید؛ بنزین و گازوئیلی که، به گفته چند تن از نمایندگان مجلس و نیز معصومه ابتکار رییس سازمان محیطزیست، غیر استاندارد و به شدت آلاینده است.
تولید بنزین غیراستاندارد از دستآوردهای دولت محمود احمدینژاد برای مقابله با تحریمها بود. این طرح، افزایش آلودگی هوا در شهرهای بزرگ و به خصوص تهران را به دنبال داشت. به گفته یک مقام مسئول، سالانه ۴۵ هزار ایرانی جان خود را بر اثر آلودگی هوا از دست میدهند.
پژوهش انجام شده در دانشگاه علوم پزشکی نیز نشان داد ۳۵ درصد کودکان ساکن تهران علائم آسم و آلرژی دارند. همچنین نتایج مطالعهای دیگر، از پایینتر بودن ضریب هوشی کودکان ساکن نقاط آلودهتر پایتخت خبر داد.
نوع دیگری از آلودگی هوا با منشا طبیعی ناشی از هجوم ریزگردها در خوزستان و توفان نمک در آذربایجان نیز سلامت شهروندان را نشانه رفته است. گزارشی در دست نیست که نشان دهد در دهه پنجاه و حتی قبل از آن، شهروندان ایرانی از آلودگی هوا با منشا طبیعی رنج بردهاند.
جنگل، مرتع، سیل
آمارهای رسمی نشان میدهد مساحت جنگلها پس از سال ۵۷ به صورت تصاعدی کاهش یافته است. این روند ناگهان در میانه دهه ۸۰ به طرز عجیبی تغییر کرد و افزایش یافت. سازمان خوار و بار جهانی (فائو) میزان کل عرصههای جنگلی ایران را در نخستین سال انقلاب ۱۸ میلیون و ۴۳ هزار هکتار گزارش کرد.
این رقم در سال ۱۳۸۱ به ۱۲ میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار کاهش یافت اما ناگهان دو سال بعد، نزدیک ۲ میلیون هکتار به مساحت جنگلهای ایران افزوده شد و این روند صعودی همچنان ادامه دارد.
مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۲ مساحت جنگلهای کشور را ۱۴ میلیون و ۳۲۰ هزار هکتار اعلام کرد. دستکاری در تعریف جنگل، عامل اصلی چنین رشد فزایندهای بود. بر پایه تعریف قدیم (که فائو آن را ارائه داده است) جنگل یعنی در عرصهای با وسعت حداقل نیمهکتار، دستکم ۱۰ درصد از تاج پوشش درختان، سطح زمین را بپوشاند.
سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور این تعریف را تغییر داد تا وسعت جنگلهای ایران روی کاغذ افزایش پیدا کند. در تعریف جدید آن ده درصد، تاج پوشش درختان به پنج درصد کاهش یافته است.
با این حال بر اساس گزارش بانک جهانی که در سال ۱۳۸۴ رسانهای شد سالانه ۱۲۵ هزار هکتار از جنگلهای ایران نابود میشود. پیشبینی شده است ایران تا ۵۰ سال آینده جنگلی نخواهد داشت.
از سوی دیگر، اطلاعات مندرج در ویژهنامه منابع طبیعی ایران (منتشر شده در سال ۱۳۸۳) نشان میدهد میزان مراتع کشور در سال منتهی به انقلاب ۱۰۶ میلیون هکتار بوده است.
مرکز آمار ایران، مساحت مراتع کشور را در سال ۹۱ بیش از ۸۴ میلیون و ۸۰۰ هزار هکتار برآورد و گزارش کرده است. این در حالی است که بر اساس اعلام سازمان محیطزیست در سال ۱۳۸۴ سالانه ۸۰۰ هزار هکتار از مساحت مراتع کشور کاسته میشود.
بر پایه دادههای مرکز آمار ایران، در فاصله سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۱ بیش از ۱۷ هزار و ۷۸۰ مورد آتشسوزی عمدی و غیرعمدی در جنگلها و مراتع کشور ثبت شده است. زمینهای سوخته جنگلی و مرتعی، بیش از ۲۳۰ هزار هکتار بوده است؛ رقمی که در حدود دو و نیم برابر مساحت جزیره کیش است.
وقتی پوشش گیاهی از بین میرود، کوچکترین بارانی روی زمین به سیل بدل میشود. آمارها نشان میدهد در دهه ۵۰ شمسی ۴۰۵ مورد سیل در کشور جاری شده است. این رقم در دهه ۶۰ به ۸۱۴ مورد و در دهه ۷۰ به دو هزار و ۴۰ مورد رسید.
این روند صعودی در میانه دهه ۸۰ ناگهان کاهش یافت. بر اساس گزارش سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری تعداد سیلهای جاری شده در فاصله سالهای ۸۰ تا ۸۶، ۷۴۶ مورد بوده است. برخی کارشناسان دلیل کم شدن روند سیلاب در ایران را خشکسالی و کاهش بارندگی در دهه ۸۰ میدانند.
اطلاعات دقیقی از میزان تلفات سیل در دست نیست. اما برآوردهای منتشر شده در رسانهها نشان میدهد هر سال به طور متوسط ۲۲۶ ایرانی جان خود را در سیل از دست میدهند.
از بین رفتن پوشش گیاهی (بر اثر جنگلزدایی و چرای بیش از حد دام و تغیییر کاربری اراضی) نه تنها احتمال جاری شدن سیلاب را شدت میبخشد که افزایش فرسایش خاک را نیز به دنبال دارد.
میزان فرسایش خاک در ایران به طور دقیق محاسبه نشده است. ارقام پراکنده و گاه متفاوت از فرسایش سالانه ۲۲ تا ۳۳ تن در هکتار حکایت دارد. در فصلنامه پژوهشهای اقتصادی (منتشر شده در بهار ۱۳۸۴) گزارش شده که هزینههای مستقیم فرسایش خاک در سال ۱۳۷۹ حدود ۲۲۵۹ میلیارد تومان بوده است.
ادامه این روند نه تنها باعث خواهد شد که زمین، قابلیت باروری خود را از دست بدهد که بر میزان مناطق بیابانی ایران نیز خواهد افزود.
رود، تالاب، برهوت
ایران همواره دورههای خشکسالی را از سرگذرانده است. این پدیده طبیعی با بررسی دورههای بازگشت قابل پیشبینی و تا حدی قابل مدیریت است. وضعیت عرصههای آبی ایران در هیچ دورهای همچون امروز نگران کننده نبوده است.
خشک شدن رودخانههای مهمی چون کارون و زایندهرود و دریاچهها و تالابهایی نظیر ارومیه و بختگان نه به دلیل خشکشالی که از فقدان مدیریت صحیح در عرصه منابع آبی کشور رخ نموده است.
محاسبه دبی آب (حجمی که در بازه زمانی مشخص ثبت میشود) روشی است برای کمی کردن میزان آبهای جاری. بر اساس گزارش شرکت مدیریت منابع آب ایران (۱۳۸۶) متوسط دبی رودخانههای کارون، سفیدرود، دز و کرخه در سالهای آماری ۱۳۵۵تا ۱۳۵۹ به ترتیب عبارت بودند از ۷۰۰، ۱۲۰، ۲۷۰ و ۱۹۰ مترمکعب در ثانیه.
اخبار و گزارشهای منتشر شده از رسانههای داخل ایران نشان میدهد کارون در سالهای اخیر خشکی پیدرپی را تجربه کرده ، زایندهرود ۲۰ بار ظرف ۱۰ سال گذشته خشک شده، وضعیت رودخانه کرخه بحرانی است، حیات دز از آلودگی میکروبی و سفیدرود از ورود حجم عظیم فاضلابهای شیمیایی به مخاطره افتاده است.
۱۸ عرصه آبی تا پیش از انقلاب در فهرست تالابهای مهم بینالمللی (موسوم به کنوانسیون رامسر) ثبت شد. این تعداد اکنون به ۲۴ تالاب افزایش پیدا کرده است. اما تمامی آنها وضعیت نگرانکنندهای دارند.
چند مثال میتواند عمق فاجعهای که بر تالابها رفته است را روشن کند: ارومیه که زمانی آشیان ۴۰ هزار فلامینگو بود امروز و کمتر از چهار دهه ۳۳۰ هزار هکتار آن به شورهزار بدل شده است (یعنی بیش از دو برابر مساحت جزیره قشم، بزرگترین جزیره ایران)، بختگان و پریشان در فارس دیگر رمقی ندارند، گاوخونی در اصفهان به برهوتی بدل شده است، هامون با وسعت ۲۴۰ هزار هکتار در دهه ۵۰ خورشیدی امروز تنها زمینی سله بسته است، پیشبینی شده تالاب امیرکلایه تا چند سال دیگر بر اثر زهکشی به طور کامل خشک شود و وسعت تالاب انزلی از ۲۱ به هفت هزار هکتار کاهش یافته است.
از میان تالابهای ثبت شده ایران در فهرست کنوانسیون رامسر، هفت تالاب به دلیل تغییرات شدید اکولوژیک، همچنان در شمار تالابهای به شدت تخریب شده (موسوم به لیست مونترو) قرار دارند.
حفاظت، حیاتوحش، تاراج

منبع تصویر، fars
بر پایه آمار موجود، در سال ۱۳۵۶ حدود پنج میلیون هکتار از مساحت ایران در قالب ۱۳ پارک ملی، ۲۷ پناهگاه حیاتوحش،۲۳ منطقه حفاظت شده و دو اثر طبیعی-ملی مورد حفاظت قرار داشت.
اسکندر فیروز، بنیانگذار سازمان حفاظت محیطزیست ایران در کتاب خاطراتش از آموزش ۲۳۰۰ محیطبان و ۱۴۰۰ افسر محیطبان یاد کرده است.
گرچه در سالهای اولیه بعد از انقلاب وسعت مناطق تحت حفاظت سازمان محیطزیست کاهش یافت اما با روی کار آمدن دولت اصلاحات ناگهان بر مساحت این مناطق افزوده شد. روندی که همچنان نیز ادامه دارد.
بر اساس آماری که سازمان حفاظت محیطزیست در سال جاری اعلام کرده حدود ۱۷ میلیون هکتار از مناطق ایران حفاظت میشوند که ۳۵ پارک ملی، ۴۴ پناهگاه حیاتوحش، ۱۶۶ منطقه حفاظت شده و ۳۵ اثر طبیعی-ملی را در بر میگیرد.
هر چند وسعت این مناطق خلال سالهای ۵۶ تا ۹۱ حدود سه و نیم برابر افزایش داشته است اما نیروی انسانی حفاظت کننده این مناطق اضافه نشده، برخی مناطق ارزش حفاظتیشان را نیز از دست دادهاند و در مناطقی حیاتوحش ۱۰۰ درصد نابود شده است.
به گفته محمد باقر صدوق، معاون سازمان محیطزیست در سال ۱۳۸۸، تنها سه هزار محیطبان در آن سازمان فعالیت میکنند (یعنی یک دوازدهم استانداردهای جهانی).
شگفتانگیز این که پس از ۵۰ سال حفاظت از عرصههای طبیعی کشور و صرف هزینههای مالی و جانی (۱۱۳ محیطبان شهید و ۳۰۰ محیطبان جانباز)، برخی مناطق حفاظت شده ارزشهای بومشناختی خود را از دست دادهاند.
محمد محمدیزاده رییس دستگاه محیطزیست در دولت دهم اعلام کرد مناطقی که ارزش حفاظتی ندارند واگذار میشوند. واگذاری دو هزار هکتار از پارک ملی گلستان به صنایع پتروشیمی، ۸۷۰ هکتار از اراضی پناهگاه حیاتوحش و پارک ملی کلاه قاضی برای آپارتمانسازی، ۷۴۰ هکتار از منطقه حفاظت شده جاجرود به مسکن مهر و ۲۱۵ هکتار از پارک ملی بمو به پالایشگاه شیراز و شهرک صنعتی لپویی تنها گوشهای از تخریب عرصههای طبیعی کشور است که از مبادی رسمی انجام شده است.
به این مجموعه باید مصوبه اسفند ماه ۱۳۹۱ هیات دولت را اضافه کرد که از سازمان محیطزیست کشور خواسته تا معادن موجود در محدوده مناطق حفاظت شده را برای واگذاری به مردم شناسایی کند.
وضعیت حیاتوحش نیز در ایران مانند مناطق حفاظت شده، اسفبار است. بر پایه اطلاعات رسانهای شده و در دسترس، شمار جانوران وحشی در بعضی مناطق به طرز چشمگیری در دو مقطع ۱۳۵۶ و ۱۳۷۶ به شدت (و در برخی موارد تا ۱۰۰ درصد) افت داشته است. به عنوان مثال، آماربرداری سازمان محیط زیست در سال ۱۳۵۶ نشان داد که ۲۰۰ گونه کمیاب گور ایرانی در پارک ملی کویر زندگی میکردند.
در آماربرداری سال ۱۳۷۶ حتی یک راس گور در آن منطقه دیده نشد. منطقه حفاظت شده بیستون در سال ۱۳۵۶ دارای ۱۰ هزار راس کلوبز بود. اما آماربرداری در ۲۰ سال بعد از آن نشان داد که حتی یک راس از این جانوران باقی نمانده و ۱۰۰ درصد جمعیت نابود شده است (جدول).
آمار حیاتوحش در ایران که میتوان آن را «اسرار مگو» نامید به راحتی در دسترس علاقمندان و پژوهشگران قرار نمیگیرد اما مروری بر اخبار رسانهها وضعیت رو به احتضار حیاتوحش کشور را به تصویر میکشد. کشته شدن دست کم ۱۲پلنگ از ابتدای سالجاری تا کنون تنها گوشهای از آن تصویر است.
از سوی دیگر، آمار مربوط به صید آبزیان نیز میتواند بخش دیگری از واقعیت را به نمایش بگذارد.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، صید انواع ماهیان دریای خزر ظرف بیست سال نوسان بسیاری داشته اما در همین مدت صید ماهیان خاویاری به شدت کاهش یافته است به طوری که از ۲۲۰۰ تن در سال ۱۳۷۰ به ۶۸ تن در سال ۱۳۹۱ رسیده است.
کارشناسان، صید بیرویه و آلودگی شدید دریای خزر و رودخانههای منتهی به آن (از سوی هر پنج کشور حاشیه خزر) را عوامل اصلی کاهش ذخایر ماهیان خاویاری اعلام کردهاند. به دلیل وضعیت بحرانی ماهیان خاویاری پنج کشور حاشیه خزر به تازگی توافق کردند تا پنج سال صید تجاری این ماهیها متوقف شود.
درد، درمان، عاقبت
شماری از پژوهشگران و کارشناسان حوزه بهداشت به رابطه آلودگی محیطزیست و سلامتی افراد اشاره کردهاند. به عنوان نمونه، افزایش نرخ سرطان به دلیل مصرف نادرست سموم و کودهای شیمیایی و یا افزایش نرخ مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا.
اما آن گونه که از روند رو به احتضار محیطزیست ایران بر میآید چنین هشدارهایی نیز چندان جدی گرفته نمیشوند. بررسی آمارها نشان میدهد ظرف ۳۵ سال گذشته، محیطزیست ایران حتی آنجا که به سلامتی شهروندان ارتباط پیدا میکند دغدغه و اولویت دولتها نبوده است. به نظر میرسد تنها راه چاره برای بهبود شرایط قهقرایی همکاری و مشارکت مردمی است که لاجرم از مجرای تشکلها و سازمانهای غیردولتی میگذرد.
آن گونه که پیشبینیها نشان میهد ادامه روند کنونی باعث میشود ایران در ۵۰ سال آینده به سرزمینی بدل شود فاقد خاک حاصلخیز و آب و جنگل و مرغزار، سرزمینی برهوت و لمیزرع، عرصهای تفته و سوزان مشابه چاد که به «قلب مرده آفریقا» مشهور است. آیا آن روز فراخواهد رسید که ایران «قلب مرده خاورمیانه» لقب بگیرد؟
*منظور کل و بز، انواع قوچ و ميش و آهو است.
منبع جدول: خبرگزاری مستقل محیطزیست ایران











