سایه روشن های دانشگاه اسلامی در دولت روحانی

- نویسنده, ابراهیم خندان
- شغل, روزنامه نگار
حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب ایران، در دقایق پایانی اولین کنفرانس مطبوعاتی در پاسخ به سوالی در باره دانشگاهها و بودجههای تحقیقاتی در چند جمله کوتاه اعلام کرد که برنامههایی برای ارتقا کیفیت دانشگاهها و کاربردی کردن برخی از دانشگاهها دارند.
این نکته بدیهی است که تشریح برنامههای یک مجموعه بزرگ و پیچیده مانند دانشگاه و پژوهش زمانی طولانیتر از یک مصاحبه مطبوعاتی را طلب میکند و بحث و بررسی و نقد آنها نیز نیازمند کارشناسان باتجربه است ولی پاسخ ایشان نیز کوتاهتر و کلیتر از سطح انتظار بود. اینکه سیاستهای رئیس جمهور منتخب در حوزه آموزش (عمومی و عالی) و پژوهش چیست، هنوز بطور کامل تعیین یا حداقل منتشر نشده است اما در یک نگاه کلی شاید بتوان گفت که اجرای چه سیاستهایی برای دولت آینده ممکن است و کدام نیست.
سیاستگذاری و ارائه راهکارهایی برای حل مشکلات دانشگاهها نیز چیزی نیست که در همان سال اول ریاست جمهوری شاهدش باشیم. به بیانی سادهتر، اگر سال اول ریاست جمهوری را، به تمثیل، ماه عسل این دوران چهار یا به احتمال هشت ساله بدانیم؛ مسایل امروز کشور فرصتی برای لذت بردن از این دوران را به آقای روحانی نخواهند داد و ایشان مجبور خواهند شد خیلی سریع با تقسیم مسایل جاری کشور به مشکلات بسیار مهم و مشکلات مهم، وارد عرصه پر تنش مدیریت اجرایی کشور شوند.
همچنین نباید فراموش کرد که از میان بردن مشکلات کشور نیازمند تغییر در سیاستها و اتخاذ راهکارهای جدید مدیریتی است که با وضعیت امروز کشور، بسیار پیچیده و در بعضی از مواقع به دلیل تناقض با سیاستهای کلی نظام، در عمل غیر ممکن به نظر میرسد.
در این میان، اکثر مسایل مرتبط با دانشگاهها، که ریشه در سیاستهای کلی نظام دارد، را میتوان در دسته مشکلات مهم جا داد و رسیدگی به آنها را با فرصت بیشتری دنبال کرد. پس اگر تغییراتی هم در وضعیت آموزشعالی کشور بخواهد بوجود بیاید میتوان آنها را از سال دوم ریاست جمهوری شاهد بود. البته نباید فراموش کرد که در حوزه تغییر سیاستها دست آقای روحانی چندان باز نخواهد بود و وی در بعضی از موارد، فقط قادر خواهند بود تغییراتی در راهکارهای اجرایی بوجود بیاورند و نه تغییر کلی و محتوایی در سیاستها. چون این تغییرات در برخی از سیاستها در عمل بی معنی، ناممکن یا بسیار پردردسر خواهند بود.
مشکل نه چندان ساده اسلامی شدن دانشگاهها
برخلاف نظر بعضی از کارشناسان، سیاست اسلامی شدن دانشگاهها از دید برنامه ریزان کشور نه تنها مسئله یا مشکل نیست بلکه یکی از سیاستهای کلی نظام است و اجرای آن اجتناب ناپذیر. کادر اجرایی کشور و در راس آن رئیس جمهور هم فقط مجری این سیاست خواهد بود. بنابراین تنها تغییری که با آمدن آقای روحانی ممکن است در اجرای این سیاست دیده شود تغییر در شیوهها و سرعت اجرای برخی از بخشهاست. برای مثال یکی از این شیوهها اجرای سیاستها در سکوت است که از شیوههای امتحان شده و موفق پیشین است و به هنگام اجرای سیاستهای تنشزا، فارغ از تعلق جناحی، از سوی مجریان و مدیران در پیش گرفته شده است.
علاوه بر شیوه کار در سکوت میتوان برای برخی از بخشهای سیاستهای اسلامی شدن دانشگاهه، راهکارهایی با تنش کمتر پیدا و اجرا کرد. برای چنین کاری باید این سیاستها را به چند دسته متفاوت تقسیم کرد. با این نگاه شاید بتوان سیاستهای اسلامی شدن دانشگاهها را در سه گروه گنجاند؛ سیاستهایی که به محتوای مطالب ارائه شده میپردازند، سیاستهای ناظر بر نیروی انسانی و دانشجو، و سیاستهایی که برنمودهای ظاهری تمرکز دارند.
تغییر محتوای دروس
کسی قادر یا حتی قایل به تغییر محتوای دروس ، تحقیقات و رشتههای دانشگاهی در حوزه علوم تجربی و پایه یا فنی و منطبق کردن آن با اسلام نیست. ممکن است کسی در جایی یا منبری از فیزیک یا شیمی اسلامی چیزی بگوید ولی در عمل کسی به این گونه اظهار نظرها توجه نمیکند. حتی در بعضی از شاخهها که ممکن است در جاهای دیگر جهان اخلاق گرایان برخی از تحقیقات را مذموم بدانند، روحانیان ایران نشان دادهاند که برخلاف همکاران خود در دیگر مذاهب یا ادیان، میتوانند تا حد زیادی از خود انعطاف نشان دهند. بعنوان مثال می توان به بعضی از تحقیقات در حوزه زیست شناسی اشاره کرد که از نظر اهل سنت یا کلیسا اخلاقی نیست ولی علمای شیعه آنها را با شرایطی مجاز دانستهاند. پس تنها حوزهای که سیاستهای محتوایی آن را نشانه گرفته حوزه علوم انسانی است. ممکن است اعمال تغییرات در این حوزه با افت و خیزهایی همراه باشد ولی بخشی از حاکمیت اجرای آن را بطور جدی پیگیری خواهند کرد.

کارشناسان در این زمینه معتقدند که حذف برخی از دروس در بعضی از رشتهها و همچنین حذف برخی از رشتهها از بعضی از دانشگاهها از سادهترین کارهایی است که برای راضی نگاه داشتن بخش تندروی حکومت به احتمال زیاد در دوره جدید هم تداوم خواهد یافت. تدوین دروس جدید نیز، اگرچه با توجه به گستردگی و تنوع بسیار زیاد رشتهها و رشد سریع رشتههای جدید و همچنین فقر شدید کشور در حوزه علوم انسانی چیزی نیست که به سادگی و با هزینه کم و در زمان کوتاه امکان پذیر باشد، ولی با این وجود با جدیت زیاد دنبال خواهد شد حتی اگر حاصلی در بر نداشته باشد.
کارشناسان همچنین معتقدند در بهترین وضعیت اقتصادی و سیاسی و آمادگی دانشگاهها، تغییر محتوایی علوم انسانی یا بوجود آوردن شاخههای جدیدی از علوم انسانی با رویکرد اسلامی کاری است که نیازمند صرف زمانی طولانی است و به همین دلیل نمیتوان به ثمر نشستن این سیاستها را حتی در پایان دوره ریاست جمهوری آقای روحانی انتظار داشت.
آقای روحانی در دوران مبارزات انتخاباتی گفتهاند که "اسلامی کردن دانشگاه به این معنا نیست که بعد از سی و چند سال از گذشت انقلاب دهها رشته علوم اسلامی تعطیل شود، بهتر است بگذاریم دانشگاه ها اسلامی شوند اما روند آموزش در آنها قطع نشود." این گفته را شاید بتوان نشان دهنده توافق ایشان با روند تغییر دروس علوم انسانی دانست ولی بدون تعطیلی دانشگاهها.
دانشجو و هیات علمی
اسلامی کردن دانشگاه نیازمند تدوین و اتخاذ سیاستهایی در زمینه تعامل با نیروی انسانی شاغل در دانشگاهها و دانشجویان است. این سیاستها در اسناد مختلفی که بوسیله شورای عالی انقلاب فرهنگی یا وزارت خانههای علوم و بهداشت تنظیم و اعلان شدهاند، چگونگی انتخاب و ارتقا کادر هیات علمی دانشگاهها و همچنین روشها و روند تعامل با دانشجویان را مشخص میکنند. بخشی از سیاستها همچنین تعیین کننده چگونگی انتخاب و تربیت دانشجویان دکتری به عنوان نسل بعدی هیات علمی دانشگاهها است. دولت جدید در عمل قادر به تغییر کلی این دستور العملها و سیاستها نیست و به دلیل حضور نهادهایی مانند دفتر نمایندگی رهبری و بسیج در دانشگاهها نمیتواند بدون اجازه رهبر اجرای آنها را بطور کامل متوقف کند. تنها شاید بتواند بخشیهایی از آن را کمی تعدیل کند یا ظاهر آن را تغییر دهد.

آقای روحانی در سخنرانیهای تبلیغاتی گفتهاند که "اگر اسلامی کردن دانشگاهها به این معناست که استادی نظرش را اعلام نکند، استاد مطهری می گفت در دانشگاه اعلام کرده ام که استادی که معتقد به مارکسیسم است نظرات خودش را مطرح و من هم نظرات خودم را بیان کنم." و همچنین " ما باید با نخبگان دانشگاه آشتی کنیم، همچنین کسانی که از دانشگاه کنار گذاشته شدهاند و یا مدیرانی که به دلیل اظهارنظر از این مکان دور شدهاند را به دانشگاهها بازگردانیم."
ولی تجربه سی و پنج ساله جمهوری اسلامی نشان داده است که افراد و نهادهایی همیشه بودهاند که نظرشان از مطهری مهمتر بوده است و توانشان از رئیس جمهور بیشتر.
ظاهر دانشگاهها
در سند اسلامی شدن دانشگاهها، مجموعهای از سیاستها و راهکارها برای تغییر ظاهر دانشگاهها از چیزی که مدیران حکومتی آن را غربی میدانند به اسلامی، آمده است. این سیاستها از معماری فضاهای عمومی و اختصاصی دانشگاهها تا روابط و کنشهای انسانی در سطوح مختلف را زیر پوشش دارند. شاید پر سر و صداترین بخش این سیاستها، سیاستهای تفکیک جنسیتی در دانشگاهها باشد که از قضا همه کاندیداهای ریاست جمهوری در دوران تبلیغات به آن پرداختند و گاهی اسلامی کردن دانشگاه را در این موضوع خلاصه کردند و گاهی آن را مسئلهای جدا عنوان کردند.
درست است که آقای روحانی در دوران مبارزات انتخاباتی گفتهاند که "در کجای قانون اساسی مجوز تفکیک جنسیتی در دانشگاهها صادر شده و از آن سخنی به میان آمده است؟" یا "طرح تفکیک جنسیتی نه دارای کار کارشناسی است و نه با خواست جامعه انطباق دارد." ولی برخی معتقدند که این سیاست از راههای کمتر تنش زا و در سکوت دنبال خواهد شد چون علاوه بر حساسیتهای اخلاقی بخشی از حاکمیت، مسئله حضور زنان در دانشگاهها و به دنبال آن بازار کار از دید مسئولان جمهوری اسلامی باعث کاهش آمار ازدواج و زادآوری خانوادهها شده است.
به عقیده این گروه از منتقدان، حکومت امیدوار است با ایجاد مانع در ورود دختران به دانشگاهها و جدا کردن آنها هم رقابت در بازار کار را برای مردان سادهتر کرده و هم با بازگشت به سنتها جوانان را در این دوران مدرن وادار به ازدواج و زادآوری کند.











