آموزش در مدارس ایران؛ بازگشت به سال ۱۳۰۰

- نویسنده, ابراهیم خندان
- شغل, روزنامه نگار
ثبت نام مدارس بطور رسمی از چهارشنبه پانزدهم خرداد شروع شده است و برآوردهای اولیه از ورود ۱۲ میلیون دانشآموز به مدارس در مهر ۱۳۹۲ خبر میدهد. امسال علاوه بر بحثها و نگرانیهای معمول هر ساله والدین در هنگام ثبت نام دانشآموزان و تائید و تکذیبهای متناقض مسئولان آموزش و پرورش؛ مسئله تغییر نظام آموزشی نیز موجب آشفتگی ذهن برخی از والدین شده است.
تغییر نظام آموزش و پرورش ایران که از سال تحصیلی پیش با شش ساله کردن دوره ابتدایی شروع شده بود، امسال نیز ادامه خواهد داشت. تغییراتی که بحثهای زیادی را بههمراه داشته است.
تاریخچه تغییرات
اگر تغییر مدارس سنتی به مدارس مدرن را نادیده بگیریم،از سال ۱۳۰۰، زمانی که آموزش عمومی به معنای امروزی آن در ایران شکل گرفت تا کنون نظام آموزشی، به جز تغییراتی کوچک در بعضی از مقاطع تحصیلی، دو بار دستخوش تغییر بنیادی شده است.
سیستم اولیه آموزشی عمومی شامل یک دوره شش ساله ابتدایی و دو دوره سه ساله دبیرستانی (یا به بیان آن روزها متوسطه) بود که به آن سیکل اول و دوم میگفتند.
نخستین تغییر در اوایل دهه ۱۳۴۰ اتفاق افتاد و از سال ۱۳۴۵ اجرایی شد. در این سیستم دوره آموزش عمومی به سه دوره ابتدایی پنج ساله، راهنمایی سه ساله و دبیرستان چهار ساله تقسیم شد. دوره جدید راهنمایی نیز از سال ۱۳۵۰ پس از آماده سازی زیرساختهای لازم و تدوین و انتشار کتب و آماده سازی معلمان وارد چرخه آموزشی کشور شد.
تغییر دوم در سال ۱۳۹۱ بود که بازگشت سیستم آموزشی به دورههای سه گانه شش ساله دبستان و دو دوره سه ساله دبیرستان بطور رسمی اعلام و اجرایی شد. در سیستم جدید و بر اساس سند تحول آموزش کشور دوره ابتدایی نیز باید به دو دوره سه ساله تقسیم شود که اجرای آن به دلیل مسایل مختلف از سال تحصیلی ۹۲-۹۳ و بطور محدود در برخی از مدارس کشور (۳۰ درصد مدارس) شروع خواهد شد و به تدریج گسترش خواهد یافت.
البته پیش از این تغییرات کوچکی در سیستم آموزشی بوجود آمده بود که مهمترین آنها کاهش دوران دبیرستان از چهار سال به سه سال و اختیاری کردن سال آخر دبیرستان بود که در دهه هفتاد اتفاق افتاد. در این سیستم بدون احتساب مقطع پیش دبستانی دوره آموزش عمومی به یازده سال کاهش یافت و دانشآموزان میتوانستند در پایان سال یازدهم با دریافت مدرک پایان تحصیلات عمومی وارد بازار کار شوند.
مبنا و دلایل تغییر
پس از انقلاب بارها ضرورت تغییر بنیادین نظام آموزشی کشور و منطبق کردن آن با ایدئولوژی اسلامی از سوی مقامات حکومت اعلام شد. این ضرورت از ابتدا با تغییر محتوای کتابهای درسی به خصوص ادبیات و علوم انسانی و کادر آموزشی در مدارس شروع شد.
پاکسازی بدنه اجرایی و آموزشی نهادهای آموزشی کشور در مقاطع مختلف از ابتدایی تا دانشگاه از افرادی که به نظر مسئولان در قالب عقیدتی جمهوری اسلامی نمیگنجدیدند؛ قدم بعدی بود.
با شروع رهبری آیت الله علی خامنهای تغییر نظام آموزشی کشور به طور بنیادی در دستور کار قرار گرفت.
در سال ۱۳۸۶ آیت الله خامنه ای وظیفه ایجاد تغییر ریشهای در ساختار آموزشی کشور، از ابتدایی تا پایان دوره دانشگاه، را بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی گذاشت. این شورا نیز با تشکیل کارگروههای خاص کار تدوین سند جدید آموزشی را بر مبنای نظرات رهبر انقلاب شروع کرد و در ابتدای سال ۱۳۹۰آن را به پایان رساند.
این سند که آن را میتوان قانون اساسی آموزش عمومی کشور نامید برای اجرایی شدن نیازمند تدوین اسنادی در زمینه سیاستهای اجرایی داشت که وظیفه تدوین آنها به شوراهای کوچکتر در داخل وزارت آموزش و پرورش محول شد.
یکی از مهمترین این اسناد "برنامه درسی ملی" است که مبنای تغییرات برنامهها و همچنین کتب درسی است که در روز پایانی سال ۱۳۹۱ (بیست و هشتم اسفند) از سوی وزیر آموزش و پرورش به معاون آموزشیاش ابلاغ شد. به بیان دیگر شروع تغییرات نظام آموزشی پیش از آماده شدن اسناد و برنامههای اجرایی.
این نکته نشان میدهد که علاوه بر مسایل عقیدتی نکات دیگری نیز در تعجیل مسئولان برای تغییر نظام آموزشی دخیل بودهاست و شاید مهمترین این دلایل، مشکلات شدید مالی در بدنه آموزشی کشور است.
آموزش و پرورش ایران آنچنان در گیر کمبود منابع مالی است که هر تغییری که بتواند هزینههای این نهاد را هر چند اندک، کاهش دهد با استقبال گسترده مسئولان روبرو میشود.

برای مثال تاخیر در ورود دانش آموزان به دورههایی که نیازمند بودجه بیشتری هستند میتواند صرفه جویی اگر چه اندکی را به همراه داشته باشد. شاید مبلغ این صرفه جویی در قیاس با کل بودجه آموزش و پرورش ناچیز به نظر برسد ولی شاید آنقدر باشد که بتواند جلوی تکرار تعطیلی مدارس شبانه روزی روستایی و محروم شدن دانشآموزان روستایی از تحصیل را به علت نداشتن پول برای خرید سوخت و آذوقه در زمستان را بگیرد.
منتقدان چه میگویند
تغییر نظام آموزشی کشور منتقدانی نیز دارد که به دو گروه اصلی تقسیم میشوند؛ گروهی به ماهیت و زیربنای این تغییرات اعتراض دارند و گروه دیگر به سیاستهای اجرایی ایراد میگیرند.
منتقدان سیاستهای اجرایی سه نکته اصلی را در باره تغییر سیستم آموزشی مطرح میکنند؛ مبتنی نبودن تغییر طول تحصیل به تحقیقات دقیق میدانی، شتابزدگی در اجرا پیش از آماده سازی پیشنیازها، و خطرات احتمالی اجتماعی از حضور همزمان کودکان خردسال و نوجوانان در سن بلوغ در یک محیط.
نوید ادهم دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در پاسخ به برخی از منتقدان که معتقدند برای شش ساله کردن دوره ابتدایی کار مطالعاتی نشده است؛ میگوید با بررسی تطبیقی سیستم آموزشی ۱۲۵ کشور به این نتیجه رسیدیم که دوره ابتدایی باید شش ساله باشد و قرار هم نیست بررسی کنیم که آیا ۶ ساله شدن دوره ابتدایی کار درستی بود یا خیر؛ بلکه پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش بررسی میکند که آیا این سیاست درست اجرا شده است یا نه.
برخی از منتقدان، عقیده دارند که این تغییر شتابزده بوده است و آموزش و پرورش پیش از آماده سازی زیرساخت ها و فضاهای آموزشی لازم نمیباید این تغییر را شروع میکرد. آنها به عنوان مثال از تغییر کاربری فضاها در برخی از مدارس مانند انباری یا دفتر مدیر مدرسه به کلاس درس یا استفاده از کانکس در حیات مدارس برای تامین فضای تحصیلی دانشاموزان کلاس ششم اشاره میکنند.
اگر چه حمیدرضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش این خبر را در جایی تکذیب و در جای دیگر تائیدکرده است؛ ولی یکی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفته است: "نمیشود که ۲۰ سال صبر کرد که اول همه زیرساختها فراهم شود، سپس اجرای سند تحول را شروع کنیم. بنابراین این انتقاد منطقی و جامع نیست و به نظر بنده تدوین و اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باید حداقل ۱۰ سال پیش شروع میشد".
وزیر آموزش و پرورش هم ضمن تائید استفاده از کانکس برای تامین فضای تحصیلی کلاس ششمیها در پاسخ به این تعجیل گفته است که "تحول در آموزش و پرورش یعنی تغییر و این که آموزش باید صد در صد تغییر کند و این از مطالبات به حق مقام معظم رهبری و آرمانهای شهیدان رجایی و باهنر است و امروز اگر آن بزرگواران بودند آموزش و پرورش را با سرعت بیشتری به سمت آن دیدگاه نزدیک میکردند و اگر هر لحظه ای از تحول بنیادین غفلت کنیم دچار عقبگرد شدهایم."
به اعتقاد منتقدان نظام جدید آموزشی، حضور همزمان کودکان و نوجوانان در یک محل میتواند زمینه ساز مشکلات اجتماعی خاصی شود که هزینه زیادی را به جامعه و خانوادهها وارد کند. طبق اعلام وزارت آموزش و پرورش سن متعارف ثبتنام دانشآموزان در پایه ششم ۱۱ سال تمام و حداکثر سقف سن تحصیل در دوره ابتدایی مدارس شهری ۱۵ سال و در مدارس روستایی ۱۷ سال تمام خواهد بود.
از سوی دیگر سن ورود به مدرسه هم در مدارس شهری و هم روستایی نیز در پایه اول ابتدایی شش سال است. آموزش و پرورش نیز هنوز برای دوپاره کردن دوره ابتدایی به دو دوره ۳ ساله، با کمبود فضای آموزشی مواجه است و از سال گذشته هم که پایه ششم به دوره ابتدایی افزوده شد، مدیران مدارس و اولیا دانش آموزان با معضلی به نام ارتباط کلاس اولی ها و دومی ها با ششمی ها مواجه شدند.
در پاسخ به این نکته آموزش و پرورش اعلام کرده است که از سال تحصیلی ۹۲-۹۳، نظام۳-۳-۳-۳ (چهار دوره سه ساله)در ۳۰ درصد مدارس ابتدایی اجرا میشود. همچنین گفته شده است سعی خواهد شد در مدارس ابتدایی، زمان زنگ تفریح پایه اول تا سوم و چهارم تا ششم، همزمان نباشد.











