روزنامه های تهران؛ داعش تمام شد یا نشد؟
روزنامه های صبح تهران، چهارشنبه اول آذر، در صفحات اول خود با چاپ عکس هایی از قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، و رهبر جمهوری اسلامی درباره پایان داعش نوشته و «سردار ایرانی» را شکست دهنده بزرگ ترین ارتش جهان خوانده و تاکید کرده اند که دولتمردان هم بهتر بود روش های جنگی را به عمل درمی آوردند و مجبور نبودند که مذاکره و معامله کنند.
ادامه اظهار نظرها درباره پی آمدهای زلزله اخیر و از جمله دلیل بی اعتمادی مردم به دستگاه های دولتی و حاکمیتی از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

منبع تصویر، sobheno
داعش تمام شد یا نشد
حسن دارایی فر در مقاله ای در اعتماد نوشته: پیروزی در البوکمال، فقط پیروزی بر داعش نبود، پیروزی بر تئوری جنگهای نیابتی در منطقه خاورمیانه بود. با پیروزی البوکمال و نقش تعیینکننده و منحصربهفرد فرماندهی سردار سلیمانی و همرزمان ایشان، چه از جمهوری اسلامی ایران و چه از کشورهای دیگر، امروز به عنوان خط مقدم مبارزه با داعش موفق شدند که داعش نظامی را سرنگون کنند، سرکوب کنند و حکومت ادعایی خلیفه خودخوانده آنها را پایین بکشند تا جایی که او برای پناه یافتن به بیابانها متواری بشود.
به نوشته سفیر پیشین ایران در عراق در این مقاله: اکنون بزرگترین شکست به فکر داعش و تفکر گروههای مشابه داعش وارد شده است. هر چند هنوز با وجود این شکست داعش فکر داعشی وجود دارد و کامل از میان نرفته است. داعش بر خلاف القاعده علاقهمند به تصرف سرزمین و تشکیل خلافت بود، این فکر امروز شکست خورد، اما زمینههای آن همچنان وجود دارد. مبارزه با این تفکر نیازمند کارهای فرهنگی و عملیات روانی است که باید پس از این پیروزی بزرگ آغاز شود.
مقاله اعتماد به این جا رسیده که با این پیروزی نوبت سرداران سازندگی رسیده است که وارد میدان بشوند و همچون سردار سلیمانی که همزمان سرداری و سربازی و جانفشانی و جاننثاری پیشه کرد و به عنوان یک فرمانده موثر میداندار مبارزه با داعش بود، مدیران و سرداران اقتصادی و عمرانی نیز باید میداندار بازسازی منطقه شوند.
علی شکوهی در ستون ثابت خود در اعتماد نوشته: با شکست داعش در گذرگاه مرزی عراق و سوریه، سردار سلیمانی با نگارش نامهای به رهبری اعلام کرد «با اتمام عملیات آزادسازی البوکمال آخرین قلعه داعش با پایین کشیدن پرچم این گروه امریکایی - صهیونیستی و برافراشتن پرچم سوریه، پایان سیطره این شجره خبیثه ملعونه را اعلام میکنم.» نوشته سردار خطاب به رهبری عمدتا «پایان سیطره» داعش را اعلام میکند.
نویسنده در مقابل توضیح داده: این درست است که امریکا به عنوان یکی از قدرتهای حامی داعش معرفی میشود و قرائن و شواهدی هم وجود دارد که امریکا از داعش در مقاطع خاصی حمایت کرده است اما تحلیل و تبیین منشأ پیدایی داعش و منابع قدرت این جریان با نسبت دادن به امریکا در واقع ساده کردن مساله و نادیده گرفتن عوامل مختلف اصلی دخیل در این ماجرا و خلاصه کردن همه آن در یک عامل فرعی است.
مقاله اعتماد با تاکید بر این که بدون بسترهای آماده در منطقه، امکان نداشت پدیدهای به نام داعش شکل بگیرد نوشته: آنچه رخ داد، ظهور یک جریان سلفی تکفیری بود که گرد اندیشه خلافت بسیج شد و رسما دولت تشکیل داد و البته شکست خورد. آنان اکنون فاقد «سیطره حکومتی» هستند اما این امر به معنای از بین رفتن فکر و اندیشه و نیروی سیاسی و نظامی و تشکیلات این جریان نیست. داعش و دیگر گروههای متشکل بعید است که سازمان نظامی شان هم به آسانی از بین برود، بگذریم که اندیشه سیاسی و ازجمله آرمان خلافت همچنان در ذهن و باور آنان باقی خواهد ماند.
آن ها که خواب آمریکا می بینند
حسین شمسیان در یادداشت روز کیهان به بهانه نامه هایی که درباره شکست داعش بین رهبر جمهوری اسلامی و سردار سلیمانی رد و بدل شده به جناح میانه رو تاخته و نوشته عده ای هستند که معتقدند اگر بخواهیم از سر میز بلندمان نکنند، باید به حرف بالانشینها گوش کنیم بدون هیچ چون و چرایی! منطقی که در عمل و نه در تئوری و بهگونهای ایدئولوژیک بر محاسبات مادی استوار است و هیچ چیزی - حتی توان ملتها - را هم در زمره اسباب موفقیت به حساب نمیآورد، حالا امدادهای غیبی که هیچ! با این منطق، طبیعیترین، منطقیترین و عاقلانهترین کار، تسلیم است! اما چون این واقعیت عریان، خیلی ذلتبار و حقارتآمیز است، آن را در برابر جنگ قرار میدهند! یعنی میگویند تسلیم شویم تا جنگ نشود!
این روزنامه تندرو پیش بینی کرده که همین دولتمردان: اگر قرار بود جنگی را فرماندهی کنند، نتیجه قابل پیشبینی بود. تسلیم و عقبنشینی مکرر در هر میدان و منطقه جنگی به خاطر کشته ندادن. این البته ظاهر زیبایی دارد، حفظ جان سربازانمان، اما عاقبتش هم به همین زیبایی است. یقینا بعد از چند روز جنگ، کل کشور به دست دشمن میافتد، چون جانمان را بیش از شرف و عزتمان دوست داشتهایم. آیا جز این است.
کیهان به این کلیت رسیده که: قدرت «نه گفتن» گم شده همه مذاکرات ما در ادوار اخیر بوده است، آمریکا خواست و پاسخ مثبت شنید، فرانسه بازی را به هم زد و بله شنید. حاصل این بله گفتنها و مقاومت نکردنها چه شد. تنگتر شدن حلقه محاصره. یعنی دقیقا آنچه را که به خاطرش و از ترسش مذاکره کردیم، به سرمان آمد. مذاکره کردیم که تحریمها برود، بدتر شد. امتیاز دادیم که اقتصاد رونق بگیرد، رکود عمیقتر شد. آیا نبض زندگی در جامعه، چیزی جز اینها را نشانمان میدهد.
تاریخ به احترام تو میایستد
صبح نو در سرمقاله ای خطاب به سردار سلیمانی نوشته:سردار عزیز ! امروز تو مایه فخر ایران و مسلمانان جهانی و به تعبیر سید پر افتخار مقاومت، سیدحسن نصرالله «تو تنها در قلب ایرانیان جا نداری بلکه لبنانیها و همه منطقه به تو مینازند »و «تاریخ نام تورا ثبت خواهد کرد.»
این روزنامه نزدیک به شهردار پیشین تهران تاکید کرده: در این۵،۶ ساله نبرد میدانی در عرصه عراق و سوریه، خیلیها سعی کردند تورا نبینند یا روزنامههای پرهیاهو و شیفته غرب خواستند افتخارات و اقتدارت را سانسور کنند و هیچگاه عکسهای رنگارنگ و تمام صفحه از تو چاپ نکردند و هیچ مدال افتخاری به گردنت نیاویختند اما سلسله رشادتهای تو و مدافعان حرم و سربازان مقاومت، در قلوب یکایک مردم این سرزمین و ساکنان عراق و سوریه و لبنان و ... ثبت شده است.

منبع تصویر، Javan
جلو نام سلیمانی چه بنویسیم
غلامرضا صادقیان هم در جوان نوشته: سردار شجاع ایران قاسم سلیمانی، پیام فتح آشکار را صادر کرد. در پیام او شاید به جهت تواضعی که از او سراغ داریم، ندیدیم که نوشته باشد او و سربازانش، نه یک گروه شورشی که یکی از قویترین و پرشمارترین ارتشهای جهان را که به جهت تعصب در جنگیدن، چند برابر یک ارتش بزرگ قدرت داشتند، به زانو درآوردند.
به نوشته روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران: سلیمانی و نیروی مقاومت از این جهت بر یکی از سرسختترین و پرشمارترین نیروهای مسلح تاریخ غلبه کردند. نیروهایی که در آغاز کار جز مردم بیدفاع و غیرمسلح پیش روی خود مقاومتی نداشتند و به اعتراف ترامپ و کلینتون از امریکا و عربستان و بسیاری از اروپاییها، پول و سلاح و تجهیزات و از اسرائیل، اطلاعات میگرفتند و به همین خاطر به سرعت قلمرو خود را گسترش دادند.
جوان تاکید کرده: ترکیب پول تمامنشدنی عربستان و سلاحهای مدرن امریکایی و تعصب نیروهایی که فقط شش هزارنفر از آنها به شکل انتحاری با خودروهای پر از مهمات خود را به صفوف مردم عراق و سوریه و نیروهای مقاومت میکوبیدند، برای امریکا و عربستان جای شبهه باقی نگذاشته بود که میتوانند داعش را تا سی چهل سال دیگر در منطقه مستقر کنند و مستمر نگه دارند اما آنچه در محاسبات آنها نبود یا بود اما سعی میکردند برای تسکین خود آن را از ذهن بیرون کنند.
آسمان و ریسمان
شهرام شهیدی در صفحه طنز شهروننوشته: بعد از زلزله ویرانگر کرمانشاهان مشخص شد صداوسیما نهتنها پول مملکت را دور نریخته بلکه ارزآوری هم داشته و آنچه ما در آینه نمیدیدیم، آنها در خشت خام میدیدهاند. شما فکر میکنید صداوسیما برای خرید سریال جواهری در قصر چقدر هزینه کرده است؟ جواهری در قصر کدام است؟ همان یانگوم خودمان. همان که اگر تشریف ببرید گیلان جایجای جاده میبینید رستورانها به جای شلهقلمکار و باقلا قاتق نوشتهاند، آش یانگوم موجود است.
طنزنویس پرسیده: فکر میکنید برای خرید آن سریال چقدر هزینه شده؟ دوستی میگفت امکان ندارد صداوسیما برای چنین سریالهایی پول خرج کرده باشد. احتمالا صداوسیما یک کشتی دارد میرود وسط دریا لنگر میاندازد. بعد که کشورهای مختلف، سریالهای بنجلشان را میآورند وسط دریا بریزند، صداوسیماییها تور ماهیگیریشان را میاندازند تو آب و سریالها را جمع میکنند که برایشان مفت بیفتد. حالا اگر این روایت هم نادرست باشد، بعید است پول چندانی بابت این محصول فرهنگی پرداخته باشند.
طنزنویس شهروند توضیح داده: این همه صغریکبری چیدم که بگویم هنرپیشهای که نقش یانگوم را بازی کرده، ٤٥هزار دلار به زلزلهزدگان کرمانشاه کمک کرده و چک این کمک را تحویل سفیر ایران در سئول داده است. یعنی ما دو قران و دهشاهی دادیم سریال خریدیم اما ٤٥ هزار دلار پس گرفتیم. رو ملک هم اگر سرمایهگذاری میکردید، اینقدر گیرتان نمیآمد. دیدید صداوسیما چه تیزهوشانه ارزآوری کرد؟ خوشحال شدید؟

منبع تصویر، Ghanoon
تسویه حساب زلزله؟
ثمینا رستگاری در مقاله ای در اعتماد نوشته: دولت روحانی در حال حاضر متهم است به «برخورد سیاسی» با زمینلرزه کرمانشاه و تسویهحساب کردن با دولت قبل زیر عنوان مقاوم نبودن مسکن مهر. سخنان اسحاق جهانگیری در تمام این روزها بهترین حربه برای تاختن مخالفان به دولت بوده است. در نگاه اول همه آنها در مذمت سیاسیکاری حرف میزنند اما وقتی خبرهایشان کنار هم قرار میگیرد تصویر تسویهحسابی تمامعیار با دولت عیان میشود. اساس استدلال آنها این است که برخلاف گفته معاون اول در زمینلرزه اخیر برای مسکن مهر مشکلی پیش نیامده است و قصد معاون اول صرفا سیاسیکاری و لاپوشانی ضعفهای دولت بوده است.
به نوشته این مقاله اگر اسکلت اصلی استدلال مخالفان دولت را به کار بگیریم. روزنامههای مخالف دولت برای پوشاندن کدام یک از ناکارآمدیهایش در حال تسویهحساب سیاسی هستند؟ برای نگفتن کدام حرف است که مجبورند لرزیدن زمین و خراب شدن خانههای مردم را دستاویز قرار دهند؟ در تمام این روزها که مردم داغدار هموطنانشان هستند فرقه زنبیلیه در حرم شاه عبدالعظیم به گفته خود اصولگرایان معرکه گرفته بودند و نظام را تهدید و تخطئه میکردند.
در پایان مقاله اعتماد آمده:چطور سرمقالهها و گفتوشنودها و ستون مخاطبان شاخکهایش به آنها حساس نشد و این سوال را مطرح نکرد که اینها همان قهرمانهای دیروز ما نیستند که به این روز افتادهاند؟ همانها که پشت سرشان ایستادیم و هرچه میگفتند برایمان شیرین بود؟ چگونه است که ما سالهاست باید تاوان هر کسی که خارج رفته و اپوزیسیون شده را پس بدهیم اما مخالفان اصلاحات ذرهای دغدغه پاسخگویی درباره مواضع مراد سالهای مهرورزیشان به ذهنشان خطور نمیکند؟
زلزله افول اعتماد
رضا صادقیان در سرمقاله بهار نوشته: جمعیت هلال احمر در اقدامی بیسابقه رقم کمکهای نقدی مردم به این نهاد را انتشار داد. مبلغی بیش از ۳۵ میلیارد تومان، عددی که برای کمکرسانی و ادامه یافتن امدادرسانی این سازمان به مردم زلزلهزده ناچیز به نظر میرسد. البته آماری از کمکهای نقدی مردم به کمیته امداد تا این لحظه در دست نیست.
نویسنده این روزنامه اصلاح طلب با جمع کردن ارقامی که توسط بازیگران سینما و ورزشکاران و انجمن های مردمی و کسانی مانند صادق زیباکلام جمع آوری شده نتیجه گرفته که ۱۷ میلیارد تومان کمکهای نقدی مردم به حساب چهرههای اجتماعی، ورزشی و فعالان غیردولتی بوده. اما چرا سازمانها مسئول موفق به کسب همه هدایای نقدی مردم نشدند؟ چرا مردمترجیح میدهند به جای انتخاب حسابهای دولتی و یا واریز پول به حساب کمیته امداد امام، به شخصیتها و چهرههای اجتماعی اعتماد کنند؟
مقاله بهار احتمال داده: با توجه به حرف و حدیثهایی که پس از کمکهای نقدی مردم در زلزله بم دهان به دهان چرخید، ترجیح آنان پرداخت پول به حسابهای شخصی است؟ از نگاه شهروندانی که ساختار سازمانهای دولتی و غیردولتی را هزینهساز و هزینهسوز میدانند، بسیار دشوار مینماید بتوان اعتماد کمرنگ شده آنان به نهادهای وابسته به دولت را در بزنگاه مهم و با اتکا به تبلیغات رسانهایی و پخش نماهنگ همچون کمک به مردم زلزلهزده توجیه و کمکهای نقدی و غیرنقدی شهروندان را به سمت سازمانهای مسئول چنین اموری هدایت کرد.
مرهمی برای هر درد
پویا جبل عاملی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته: دولت بنا بر وظیفه ذاتی خود باید بودجهای برای بلایای طبیعی داشته باشد، باید استراتژی مشخصی برای استفاده از صنعت بیمه و برای استفاده از بازار سرمایه به منظور پوشش ریسک این بلایا داشته باشد. مشکل این است که همه تقصیرها، کمکاریها، مشکلات ساختاری، ریسکها و بلایای طبیعی باید از طریق دارایی نداشته بانکها حل و فصل شود.
نویسنده اقتصاددان تاکید کرده: جالب آنجاست که حتی مقامات بانکی هم لب به گلایه نمیگشایند و اینجاست که عیار استقلال مشخص میشود. چرا هیچ کسی در شهر نیست تا جلوی رویههای غلط را بگیرد یا حداقل گوشزدی کند؟ در کجای دنیا، بانکها نقش بیمه را، نقش موسسات عامالمنفعه را، نقش خیریه را در بلایای طبیعی ایفا میکند؟ وقتی دولت قادر نیست بدهی خود را به سیستم بانکی بپردازد، آیا غیر از این است که مابهالتفاوت نرخ سود تعیین شده برای زلزله تنها انباشتی بر بدهیهای گذشته دولت است؟
دنیای اقتصاد در نهایت پرسیده: چرا هنوز دولتمردان ما با وجود مشکلات عدیده بانکها هنوز به بانک چون صندوق جادویی مینگرند که پولهایش را انتهایی نیست و مرهمی است که بر هر دردی میتوان زد؟ آیا با چنین برداشتی میتوان انتظار داشت که دولت اصلاحات واقعی را در بخشهای مختلف اقتصادی به پیش برد؟ وقتی فرض است که منابع بانکی میتواند برای هر مشکلی از زلزله گرفته تا فقدان سرمایه در گردش و تا تضمین تولید کالاهای اساسی و... بهکار گرفته شود، دیگر چه نیاز که اوراقی برای پوشش ریسک بلایای طبیعی منتشر شود؟ چه نیاز که روندهای تولید اصلاح شود؟
علیه شادی
محمدرضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت نوشته: دو کشور ایران و کرهشمالی با وجود رفاقتهایی که در عرصههای سیاسی و اقتصادی دارند اما در حوزه کاهش آزادیهای اجتماعی مخصوصا شادی مردم در رقابت شدیدی با هم هستند. در سالهای اخیر مسوولان ایران با جلوگیری از شادی مردم هنگام پیروزی تیمهای ملی فوتبال و والیبال و همچنین ممانعت از آبپاشی جوانان با تفنگ آبپاش در مردادماه چند سال پیش و متهم کردن آنها به براندازی خیس، گامهای بلند و مهمی را در این عرصه برداشتند.
به نوشته این طنزنویس: آنها همچنین در شب پیروزی حسن روحانی در انتخابات، ساعت ۱۲ شب به زور مردم را به خانههایشان دعوت کردند به طوری که اگر کسی این دعوت را نمیپذیرفت، کمی دردش میگرفت! پراکنده کردن مردم در خیابان اندرزگو، برخورد با صدای موسیقی زیاد، ورود به پارتیها و مهمانیهای خصوصی مردم بدون دعوت و به صورت سرزده بخش دیگری از این اقدامات مسوولان ایرانی در رقابت با اقدامات کیم جونگ اون بوده است.آنها نهتنها بدون دعوت و گفتن «یاالله» وارد مهمانیها میشوند بلکه با صلاحدید خودشان مهمانی را به بازداشتگاه منتقل میکنند و از مهمانان در آنجا پذیرایی میکنند.
ستون طنز جهان صنعت به این جا رسیده که: اما رهبر کرهشمالی بعد از یک دوره سکوت طولانی و بیپاسخ گذاشتن اقدامات مسوولان ایرانی در این رقابت تنگاتنگ، از آخرین حربه خود پرده برداشت به طوری که مسوولان ایران بعد از آن نتوانند کاری انجام دهند و در واقع بعد از آن چیزی نباشد که آنها بخواهند ممنوع کنند. کیم جونگ اون «شادی» را در کرهشمالی ممنوع کرد. باقی میماند اینکه دوستان کلا «مردم» را ممنوع کنند!

منبع تصویر، Shargh











