BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 19:31 گرينويچ - يکشنبه 08 فوريه 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
پاسخ پرسشهای شما درباره سينمای ايران
حميدرضا صدر، منتقد سينما به پرسشهايی که شما درباره سينمای ايران از او کرده ايد پاسخ داد. با سپاس از ايشان، لطفاً در خواندن پاسخها و پرسشها دقت داشته باشيد که متن پرسشها و پاسخها ويرايش شده است. فايل صدای گفت و گوی ما با آقای صدر نيز بزودی در صفحه قرار خواهد گرفت.

ندا هاشمی از قم: چرا با اينکه برنامه اصلی حکومت جمهوری اسلامی، ترويج فرهنگ اسلامی و احکام شرعی بوده، در اغلب فيلمهايی که در سينمای ايران ساخته می شود رنگ و بويی از اسلام مشاهده نمی شود و حتی موارد خلاف شرع هم در آنها فراوان است؟

من فکر می کنم اين پرسش در حقيقت همه فيلمهای ايرانی را در بر نمی گيرد. سالی هفتاد فيلم در ايران با موضوعهای مختلف، زمينه های مختلف و نتيجه گيريهای مختلف ساخته می شود که اغلب آنها در انتها يا در برخورد شخصيتها جنبه اخلاقگرايانه دارد. اما در سالهای اخير فيلمهايی هم ساخته می شود که قبلاً ساخته نمی شود و اين فيلمها به نوعی به اخلاقيات طعنه می زند. من فکر می کنم دليل ساخته شدن اين فيلمها رويکرد سينمای ايران به جوانان و زندگی شهری است که در شخصيتها و رفتار و ظاهر آنها نوعی از هم گسيختگی و "نه گفتن" وجود دارد. فکر می کنم در پرسشی که طرح شده، منظور اين گونه فليمهاست و نمی توانيم آن را به همه فيلمهای سينمای ايران تعميم دهيم. به نظرم اغلب فيلمهای ايرانی که اگر توليدات تلويزيون را هم کنار آنها بگذاريم تعدادشان بسيار زياد می شود تماشاگر را پند و اندرز می دهد و به اخلاق و قانونگرايی دعوت می کند اما طبعاً وقتی به زندگی شهری مثل تهران پرداخته می شود مواردی که مورد اشاره سؤال شما هستند ديده می شود، هر چند اين فيلمها در اقليت قرار دارند.

نور محمد عمان از کابل (افغانستان): چرا در فيلمها رنگ و بوی هويت و فرهنگ اصيل ايرانی کمتر ديده می شود؟

به اعتقاد من علت اينکه در بعضی از فيلمها فضايی به تصوير کشيده می شود که جامعه مرفه و شمال شهرنشين تهرانی را نشان می دهد که وضعيت ظاهری آنها نماينده اکثريت مردم ايران نيست اين است که اين فيلمها برای تماشاگر جذاب است. اين تماشاگران دوست دارند شخصيتهای زيبا ببينند و نوعی رفاه را ببينند و اين موضوع به آنها آرامش می دهد. چنين پديده ای در سينمای همه جای دنيا هست. البته اين گونه فيلمها اکثريت فيلمهای ايرانی را تشکيل نمی دهند و در بيشتر آنها هم با نيش و طنز و کنايه به زندگی اين قشر از جامعه پرداخته می شود و در آخر فيلم، با جمعبنديهای اخلاقی به آنها حمله می شود.

امير از کوالالامپور (مالزی) سؤالی پرسيده که حاکی از اين است که چرا کارگردانان ايرانی به بهای مطرح شدن در جشنواره های جهانی و کسب شهرت و منفعت فيلمهايی از ايران می سازند و در خارج به نمايش می گذارند که تصويری تيره از ايران نشان می دهند که با واقعيت منطبق نيست. آيا اين کار با اخلاق هنری همخوانی دارد؟

من با اين حرف کاملاً مخالفم. موفقترين فيلمساز ايرانی در جشنواره های خارجی عباس کيارستمی بوده که تصويری که از ايران نشان می دهد تصويری زيبا و معصومانه است. فيلمهايی که فيلمسازان ديگر کشورهای جهان درباره جامعه خود می سازند و در ديگر کشورها نشان می دهند بسيار تلختر است. واقعيتهای جامعه ما بسيار تلختر از آن چيزی است که سينمای ما نشان می دهد و سينمای ما اين واقعيتها را بسيار تلطيف می کند.

علی از کلن (آلمان): چرا معمولاً فيلمهای ايرانی که در جشنواره های جهانی با استقبال مواجه می شوند در ايران با استقبال چندانی مواجه نيستند؟ً

نمی توانيم بگوييم همه فيلمهای ايرانی که در جشنواره ها موفقيت کسب کرده اند در ايران موفق نيستند. نمونه هايی از آن فيلمهای باشو غريبه کوچک، زير درخت زيتون و فيلمهای رخشان بنی اعتمادند، اما برخی فيلمها هم هست که برای تماشاگر خاص ساخته شده و به درد تماشاگر عام نمی خورد مثل فيلمهای سميرا مخملباف. بايد توجه کرد که چنين چيزی در مورد فيلمهای متفاوت بسياری از کشورها هم وجود دارد کاملاً طبيعی است.

فرزانه دلاوری از تهران: آيا وقت آن نرسيده که پس از بيست و پنج سال ممنوعيت، نگاهی هم به بازيگران قبل از انقلاب بشود؟ اصولاً به نظر شما اگر برخی بازيگران محبوب پيش از انقلاب به صحنه سينما بازگردند چه تأثيری بر رونق سينمای ايران می گذارند؟

اگر اين پرسش ده پانزده سال پيش مطرح می شد شايد جواب روشنتری به آن می شد داد، يعنی تماشاگرانی که بازيگران نسل پيش را می شناختند با بازگشت آنها به صحنه به پرده سينما جذب می شدند اما حالا بيست و پنج سال، يعنی ربع قرن گذشته و قشری که سينما می رود همچون ديگر نقاط جهان افراد پانزده تا سی ساله است و اين قشر اساساً بازيگران پيش از انقلاب را به ياد نمی آورد و نمی شناسد، ديگر دوران آن بازيگران گذشته، حتی دوره بعضی از بازيگرانی که در همين بيست و پنج سال بعد از انقلاب وارد سينما شده اند هم گذشته است، بازيگرانی مثل اکبر عبدی، عليرضا خمسه، فرامرز قريبيان. بازيگرانی که در سالهای اخير وارد سينما شده و ستاره شده اند در حقيقت نامهای آشنايی ندارند که اين نشان دهنده سليقه متفاوت نسل جديد تماشاگران سينماروی ماست.

وحيد. ه. ن. از کی يف (اوکراين): دلیل موفقیت چشمگیر مکتب سینمای معنوی حال حاضرایران در مورد جلب خیل عظیم دوستداران در جهان سینما و تصاحب جوایز گوناگون چيست و اين موضوع تا چه حد متأثر از انقلاب و روی کار آمدن حکومت اسلامی در ايران است؟ کلاً آيا اعتقاد داريد سينمای ايران پس از انقلاب پيشرفت کرده است؟

جذابيت سينمای ايران بخصوص برای تماشاگر خارجی به دليل نوعی نگاه درونی است که به شخصيتها دارد و دليل اصلی آن محدوديتهای سينمای ايران است. مثل محدوديت در نشان دادن رابطه نزديک زن و مرد و پوشش زن و مرد که سينمای ايران در اين سالها سعی کرده است به اشکال و تمهيدات مختلف همچون استعاره و تمثيل و جايگزين کردن شخصيت بچه به جای بزرگترها به دل شخصيتها رسوخ کند و معنويتی را که شايد نتوان به شکل خيلی ساده تری که فرضاً سينمای غرب نشان می دهد .

نازنين از لس آنجلس: در سالهای پيش موضوع فيلمهای ايرانی بيشتر روی طرح مشکلات اجتماعی متمرکز بود اما در سالهای اخير می بينيم که فيلمها بيشتر سياسی شده اند. دليل اين موضوع را چگونه ارزيابی می کنيد؟

همه آن فيلمهايی هم که ايشان دارای مضمون اجتماعی می دانند، در واقع سياسی اند. هر فيلمی سياسی است ولی شايد بتوان گفت که در سالهای اخير مطرح کردن مضامين سياسی در سينمای ايران کمی روشنتر شده و ايهام و شکل تمثيلی خود را از دست داده است. علت آن هم سياسی بودن جامعه ايران است و اينکه راجع به سياست روشنتر از گذشته صحبت می شود و در مطبوعات و رسانه ها بی پرده تر درباره آن بحث می شود.

علی اطلسی از دوبی: سينمای ايران در طرح مسائل اجتماعی تا چه حد موفق بوده است؟

به اعتقاد من چندان موفق نبوده، سينمای ايران معمولاً از مسائل اجتماعی عقب است. يکی از دلائل عقب بودن سينمای ايران از مسائل اجتماعی اين است که تحولات اجتماعی در ايران آن چنان سريع رخ می دهد که در فاصله ای که فيلمی از مراحل اوليه توليد به مرحله پخش می رسد مسئله ای که فيلم به آن پرداخته کهنه می شود. مردم ايران بسيار جلوتر از سينمای ايرانند.

سام مصدق از سمنان: در روزنامه خواندم كه ايران رتبه چهارم را دنيا از لحاظ طراز توليد دارد. آيا اين موضع درست است؟ جايگاه سينمای ايران در دنيا از لحاظ كمی و كيفی چگونه است؟

ساليانه هفتاد فيلم بلند در ايران ساخته می شود که رقم قابل توجهی در مقايسه با ديگر کشورها و بيشتر از کشورهايی مثل آلمان و بريتانياست. يکی از دلائل اين حجم توليد، تسهيلات و امکاناتی است که دولت در اختيار سينماگران می گذارد اما مطمئن نيستم که ايران از لحاظ تعداد فيلمهايی که ساليانه در آن ساخته می شود رتبه چهارم را داشته باشد.

امين از لندن: دليل رکود و بحران اقتصادی سينمای ايران چيست و چرا هيچکس اصلاً به اين بحران توجه نمی کند؟

دليل اين رکود اقتصادی خيلی روشن است. اين موضوع در رقابت ديگر رسانه ها، همچون تلويزيون، ماهواره، ويدئو، لوحهای فشرده، اينترنت نهفته است و در ديگر کشورها هم وجود دارد. ساختن فيلمی هم که بتواند تماشاگر ايرانی را واقعاً جلب کند هر روز دارد مشکلتر می شود.

وهاب از مشهد: چرا در سينمای ايران فيلمهای تخيلی يا فيلمهای با مضمون متافيزيکی ساخته نمی شود؟ آيا مشكل بر سر فناوری ساخت است يا آيا اينکه جو را مساعد نمی بينند يا مذاق تماشاگران را خوب نمی شناسند؟

فيلمهای علمی تخيلی نياز به تهيه کننده بزرگ و امکانات فنی بالا دارد. عمدتاً غير از آمريکا در جاهای ديگر سينمای علمی تخيلی قوی نداريم. ما امکانات فنی اين سينما را نداريم. البته ما در ايران فيلمهايی مانند ديگه چه خبر تهمينه ميلانی و سفر جادويی ابوالحسن داودی که نشان می دهد تلاشهايی برای ساختن فيلمهای علمی تخيلی شده اما نکته مهمتر اين است که فيلمسازان ما عمدتاً دغدغه شان مسائل اجتماعی است.

فرياد از تهران: هدف از برگزاری جشنواره فيلم فجر چيست؟

جشنواره فجر در وهله اول جمعبندی ای از فيلمهايی می کند که در سال آينده وارد سينمای ايران می شود و در وهله دوم به تماشاگران امکان می دهد فيلمهای خارجی را که امکان ديدن آنها را ندارند روی پرده سينما ببينند. در کنار اين فرصتی است که سينماگران بزرگ خارجی به ايران بيايند و سينما و فرهنگ ايران و تماشاگران ايرانی برخورد کنند.

اصغر از تهران: داوری درجشنواره های فيلم فجر در زمينه جلوه های ويژه و گريم بر چه اساس و اصولی است و چرا جايزه جلوه های ويژه معمولاً به فيلمهای جنگی داده می شود؟

هر سال داورها تغيير می کنند و هر گروه داوری شايد معيار متفاوتی داشته باشد. بنابراين نمی توانيم به اين پاسخ که معيارهای داوری در زمينه جلوه های ويژه و گريم در جشنواره فجر چيست پاسخ درستی بدهم. اما در مورد جلوه های ويژه، سرمايه هنگفتی صرف توليد فيلمهای جنگی می شود، امکانات مالی فراوانی در اختيار آنها گذاشته می شود و صحنه های درگيری و پرحادثه در آنها بيشتر است، در حالی که بيشتر فيلمهای ايرانی خانوادگی اند که اصلاً نيازی به جلوه های ويژه ندارد. به همين دليل جايزه جلوه های ويژه معمولاً به اين فيلمها تعلق می گيرد.

مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران