ایران و کانادا و نقش مهاجران ایرانی

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, علیرضا احمدیان
- شغل, تحلیلگر سیاسی
انتخابات کانادا به ۹ سال حاکمیت حزب محافظهکار به رهبری استیون هارپر پایان داد. حزب لیبرال، به رهبری جاستین ترودو، در این انتخابات، توانست ۱۸۴ کرسی از مجموعه ۳۳۸ کرسی پارلمان را به دست آورده و پیروز این انتخابات شود. بنابر این آقای ترودو نخست وزیر جدید کانادا خواهد بود.
این مطلب به بررسی اجمالی پاره ای از مسایل جامعه مهاجران ایرانی کانادا در انتخابات و نوع عملکرد دو حزب لیبرال و محافظه کار در پاسخگویی به این موضوعات می پردازد.
در سپتامبر ۲۰۱۲، دولت محافظه کار کانادا "ایران و سوریه" را در لیست "کشورهای حامی تروریسم" قرارداد، سفارت خود در ایران را بست و دیپلماتهای ایرانی را از کانادا اخراج کرد. اگر چه بخشی از مهاجران ایرانی که عمدتا سالهاست به ایران سفر نمی کنند به حمایت از عملکرد دولت آقای هارپر پرداختند، اما بسیاری از مهاجران جدید ایرانی در کانادا دچار مشکلات فراوانی شدند. بسیاری از این افراد دوست دارند که میزبان والدین خود در کانادا باشند. به دلیل تعطیلی سفارت کانادا در ایران، اقوام مهاجران ایرانی برای دریافت ویزا و حتی شهروندان ایرانی کانادا برای دریافت خدمات کنسولی باید به خارج از مرزهای ایران سفر کنند.
تعطیلی سفارت جمهوری اسلامی در کانادا مردم را با مشکلات بسیار زیادی مواجه کرد. آنان باید برای خدمات کنسولی مورد نیاز خود با دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا که در سفارت پاکستان در آمریکا مستقر هست مکاتبه کنند و این دفتر که برای پاسخگویی به امور مهاجران ایرانی در آمریکا ایجاد شده بود، با فعالیت دو چندان باید پاسخگوی مهاجرین ایرانی کانادا نیز باشد.
سفارت کانادا در ایران:
از زمانی که آقای ترودو مسند رهبری حزب لیبرال را در سال ۲۰۱۳ بر عهده گرفت، شروع به برقراری مجدد رابطه با جوامع مختلف مهاجر کرد. جامعه ایرانی نیز همیشه ارتباطی نزدیک با حزب لیبرال داشته است.
آقای ترودو در اواخر ماه وئن امسال اعلام کرد که امیدوار به بازگشایی سفارت کانادا در ایران و برقراری رابطه با ایران است. جان کرتین، نخست وزیر لیبرال کانادا از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۳ نیز آقای ترودو را به باز کردن سفارت کانادا در ایران ترغیب کرد.
تحریمها:
دولت آقای هارپر مجموعه ای از تحریمهای یکجانبه را علیه ایران تصویب و به اجرا گذاشت. در ماه می۲۰۱۲ بانک تی دی، به بعضی از مشتریان ایرانی خود اطلاع داد که به دلیل مصوبات جدید پارلمان کانادا تحت عنوان "اقدامات ویژه اقتصادی (ایران)" دیگر قادر به سرویس دهی به آنها نیست. شهروندان ایرانی می توانستند از وزارت امور خارجه کانادا درخواستی برای دریافت "اجازه مخصوص برای مراوده با ایران" کنند.

منبع تصویر، kamangir.net
عدم امکان مراوده با ایران زندگی کسانی را که در کانادا امید به دریافت کمک مالی از خانواده خود در ایران، و خانوادههایی را که چشم انتظار کمک مالی اقوام خود از کانادا برای زندگی در ایران بودند تحت تاثیر قرار داد.
مجموعه این قوانین و نحوه اجرای آنها، که منجر به اختلال در مسائل روزمره مالی شهروندان ایرانی کانادا میشد، بار سنگینی بر دوش این جامعه گذاشت.
در این میان باید گفت که تحریمهای دولت کانادا هم راستا با تحریمهای جهانی علیه ایران نیست. برای مثال اگر چه اتحادیه اروپا یا آمریکا، تحریمهای مشخصی در مورد نقض حقوق بشر در ایران به اجرا گذارده اند، دولت محافظه کار کانادا هیچ گونه تحریمی در دوران حکومت خود در زمینه مسائل حقوق بشر در ایران به تصویب نرساند.
همچنین بعد از قرارداد برجام بین ایران و گروه ۵+۱ و حرکت جامعه جهانی به سمت لغو تحریمها علیه ایران، محافظه کاران کانادایی هیچ برنامه ای برای لغو یا تعلیق تحریمهای یکجانبه خود علیه ایران نداشتند.
حزب لیبرال کانادا موضع خود را در قبال تحریمهای یکجانبه کانادا علیه ایران اعلام کرد. آقای مارک گارنو، کاندیدای انتخاب شده حزب لیبرال در مونترال، گفته است که "در صورت پایبندی ایران به توافق هسته ای و تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر عمل کردن دولت ایران به تعهداتش، دولت لیبرال تحریمها را ملغی خواهد کرد."
نقاب و سابقه تاریخی مهاجران ایرانی:
یکی از بزرگترین انتقادات به شیوه کشور داری دولت مستقر که در کمپین انتخاباتی حزب محافظه کار به اوج رسید، استفاده از موضوعات تفرقه برانگیز و ایجاد شکاف در جامعه برای کسب رأی و پیروزی در انتخابات بود. نقاب، یا پوشش صورت، که بخش بسیار کوچکی از زنان مسلمان کانادا بر چهره میگذارند تبدیل به یکی از داغترین موضوعات انتخابات اخیر شد. دولت آقای هارپر در سال ۲۰۱۱، پوشاندن صورت در مراسم سوگند شهروندی را منع کرد.
دادگاه فدرال کانادا با تکیه بر آزادی مذهبی افراد در انتخاب نوع پوشش خود در مراسم انجام سوگند شهروندی رأی به لغو منع ورود زنان با نقاب در مراسم اهدا حق شهروندی داد. دولت آقای هارپر با بیان این که اکثریت مردم کانادا از منع ورود زنان با نقاب در مراسم اهدا شهروندی حمایت میکنند، حکم دادگاه فدرال را برای تجدید نظر به دیوان عالی کانادا فرستاد.

منبع تصویر، AP
ولی آقای ترودو دولت محافظه کار را به سؤ استفاده از قدرت برای جلوگیری کردن از آزادی افراد در انتخاب نوع پوشش شخصی متهم کرد. این عمل کرد آقای هارپر، برای جامعه مهاجر ایرانی که تجربه های تاریخی "کشف حجاب اجباری" و "حجاب اجباری" بدون در نظر گرفتن حق یک زن در نوع پوشش خود را داشت معضلی آشنا بود.
به علاوه، در یک کشور دموکراتیک همچون کانادا، نظر اکثریت مردم از طریق مصوبات پارلمان بیان می شود. ولی ارزشها و دموکراسی کانادا بالاتر از حکومت به روش اکثریت گرایی(Majoritarianism) است. در دموکراسی این اکثریت جامعه است که مسیر حرکت را مشخص میکند. اما احترام و پاسداشت از حقوق اقلیت هم از اجزای لاینفک یک حکومت دموکراتیک است.
و اما آینده:
کانادا یک کشور دموکراتیک است و احزاب سیاسی معمولا برای پیروزی در انتخابات به صحبتهای شهروندان گوش می دهند. اگر نمایندگان احساس کنند که یک موضوع برای بخش عظیمی از ساکنین حوزه ی انتخابی آنها حیاتی است و در رای دادن آنها تاثیر گزار خواهد بود، برای حفظ کرسی خود به پیگیری جدی آن موضوع می پردازند.
به نظر میرسد که جامعه مهاجران ایرانی که سابقا کمتر در انتخابات کانادا شرکت می کرد، این بار به صورت جدی پا به عرصه سیاسی گذاشته است. این جامعه هیچ گاه یک صدا نبوده است. امواج مختلف مهاجرت که از قبل انقلاب اسلامی ایران آغاز شده بود، به واسطه انقلاب، گسترش چشمگیری یافت و بار دیگر از اوایل سال ۲۰۰۰ شدت گرفت. این مهاجران خواستههای مختلفی از دولت کانادا در قبال ایران و دریافت های متفاوتی نسبت به جمهوری اسلامی و گروههای سیاسی موجود در ایران دارند.
گروهی از مهاجران ایرانی کانادا قربانیان نقض حقوق بشر در ایران هستند. شکنجهها، اعدامها، دستگیریها، و مصادرهها تجربه این افراد با جمهوری اسلامی ایران بوده است. برخی از این افراد جمهوری اسلامی را کلیتی واحد میدانند و انزوای جهانی و سرنگونی حاکمیت را "راه نجات" ارزیابی می کنند.
بخشی دیگری از مهاجران ایرانی، تجربههای دیگری از زندگی در ایران دارند. آنها بعد از انقلاب سالها در ایران زندگی کرده، و معمولاً برای ایجاد فرصتهای بهتر برای فرزندانشان و پرورش آنها در محیطی آزاد به کانادا مهاجرت کرده اند. بخش عظیمی از این خانواده ها، جمهوری اسلامی را متشکل از گروههای سیاسی متفاوتی میدانند که اگر چه همگی به اصول انقلاب اسلامی پایبند هستند، ولی تفاوتهای اساسی در قبال مسائل مختلف دارند.
تقابل آرا این گروهها که برخلاف تجربه تاریخی در ایران قادر به حذف کردن فیزیکی یکدیگر نیستند نقش بسیار مهمی در تبیین نوع رابطه ایران و کانادا خواهد داشت. با سیاسی شدن هر چه بهتر جامعه مهاجران ایرانی و شرکت آنها در تعیین سرنوشت خود بدون شک سیاستهای کانادا در مقابل ایران تغییر خواهد کرد.











