ناظران میگویند؛ ماه عسل طالبان کی تمام خواهد شد؟

- نویسنده, ولی آریا
- شغل, تحلیلگر سیاسی و امنیتی
مجموعه "ناظران میگویند"، بیانگر نظر نویسندگان آن است. بیبیسی میکوشد تا با انتشار مطالبی از طیفهای گوناگون، چشمانداز متنوع و متوازنی از دیدگاهها ارائه دهد.

منبع تصویر، Getty Images
روسیه، ایران و چین در سالهای اخیر برای حمایت از طالبان به پاکستان پیوسته بودند، ولی طبیعتا در جهت منافع خود شان. واقعیت این بود که این کشورها بر اساس مقوله دشمن دشمن من دوست من است، این تغییر موضع را اتخاذ کرده بودند. ولی در سیاست دوست و دشمن دایمی وجود ندارد. این منافع ملی کشورهاست که تعیین کننده اهداف سیاست خارجی آنهاست.
منافع ملی عبارت است از امنیت ملی، رفاه ملی، و حیثیت ملی. اگر طالبان با این کشورها نتوانند تعامل لازم را داشته باشند، این کشورها هم براساس منافع ملی شان بهراحتی تغییر موضع خواهند داد.
روسیه اعلام کرده است که اگر طالبان نتوانند حکومتی فراگیر تشکیل دهند، به مراسم تحلیف شرکت نخواهد کرد. فراموش نکنیم که مشارکت گروههای قومی غیرپشتون در حکومت جدید طالبان برای کشورهای آسیای میانه که حیات خلوت روسیه محسوب میشوند، از اهمیت زیادی برخوردار است.
علاوه برآن، توانایی طالبان برای کنترل گروههای افراطی خشونتطلب آسیای میانه که در گذشته با استفاده از خاک افغانستان در این کشورها ناامنی ایجاد میکردند، عامل تعیین کننده دیگریست. به عین شکل جلوگیری از کشت و قاچاق مواد مخدر که بطور سنتی آسیای میانه یکی از راههای ترانزیت آن بوده است، نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابر این، طالبان اگر نتوانند در این سه مورد از خود موفقیت نشان دهند، روابط روسیه و طالبان به تیرگی خواهد انجامید.

منبع تصویر، Getty Images
در مورد ایران هم دلایل مشابهی وجود دارد. جمهوری اسلامی با یک نظام مذهبی ولایت فقیه شیعی با طالبانی که در گذشته برای اقلیت شیعه افغانستان جایگاه مطلوبی قایل نبودند و برداشت افراطی از شریعت تسنن محور دارند، نمی تواند روابط درازمدت و استراتژیکی داشته باشد، بهخصوص با توجه به اینکه برقراری مجدد روابط گرم و نزدیک بین عربستان و طالبان، بویژه شاخه حقانی، امری محتمل بهنظر میرسد.
وجه مشترک ایران و طالبان، وجود دو دشمن مشترک یعنی ایالات متحده و داعش بود. آمریکا حد اقل برای فعلا بساطاش را از افغانستان جمع کرد. در مورد داعش هم اگر طالبان موفق شوند آن را تحت کنترل در بیاورند، چیز عمده دیگری بعنوان وجه مشترک میان ایران و طالبان باقی نخواهد ماند.
اینکه پاکستان از طالبان بعنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کرده است شکی نیست، ولی این برداشت هم اشتباه خواهد بود که این گروه را غلام حلقه بهگوش و دستنشانده بیچون و چرای پاکستان بدانیم. همانگونه که پاکستان از طالبان بعنوان ابزار استفاده کرده است، طالبان هم به زعم خود شان از پاکستان بعنوان یک پشت جبهه موثر استفاده کرده اند. این نکته در مورد احزاب جهادی سابق هم صدق میکند. همانگونه که روابط خیلی از آنها با پاکستان پس از روی کارآمدن حکومت مجاهدین به خرابی گرایید، در مورد طالبان هم میتوانیم توقع چنین وضعیتی را داشته باشیم.

منبع تصویر، Reuters
چین به منابع طبیعی افغانستان چشم دوخته است. برعلاوه، توقع چین این است که مانند دهه نود شاهد نفوذ جداییخواهان مسلمان اویغور از داخل خاک افغانستان به داخل سینکیانگ نباشد. آیا طالبان خواهند توانست این توقع چین را برآورده کنند؟ آیا طالبان خواهند توانست امنیت پروژههای آینده چین برای استخراج معادن افغانستان را تامین کنند؟ پاسخ به این سوالها و نوع روابط چین و افغانستان را گذر زمان تعیین خواهد کرد.
تاجاییکه مربوط به جهان غرب میشود، این کشورها اهرمهای زیادی برای فشار روی حکومت طالبان خواهند داشت، از میلیاردها دلار ذخایر ارزی افغانستان که فعلا به حالت تعلیق درآمده گرفته تا توانایی این کشورها برای میلیاردها دالر کمکهای بشردوستانه. در بعد سیاسی و دیپلوماتیک هم کارت برنده این کشورها بهرسمیت نشناختن حکومت طالبان است، هر چند که تعامل با طالبان به شکلی از اشکال را ادامه خواهند داد.
در بعد داخلی هم فعلا توپ در زمین طالبان است. در واقع عملکرد طالبان در داخل افغانستان است که چهره بیرونی شان و نوع تعامل جهان با آنها را تعیین خواهد کرد. آیا طالبان واقعا از گذشته آموختهاند؟ آیا خواهند توانست امنیت و عدالت را تامین کنند و خدمات اساسی را برای مردم عرضه کنند. آیا خواهند توانست حقوق گروههای قومی مختلف و زنان را تامین کنند؟ اگر پاسخ به این پرسشها منفی باشد، ماه عسل طالبان زیاد دوام نخواهد کرد، طالبان در انزوای بینالمللی قرار خواهند گرفت و شاهد نارضایتیهای شدید مردم وافزایش احتمال مقاومتهای مدنی و نظامی در گوشه و کنار کشور خواهیم بود.







