اظهارات انتخاباتی امرالله صالح؛ مصلحت‌ها را برهم زد؟

ناظران
    • نویسنده, کامبیز رفیع
    • شغل, تحلیلگر

متنی که امرالله صالح، معاون اول تیم انتخاباتی 'دولت‌ساز ' در فیس‌بوک نشر کرد و در آن مدعی شد که از صحبت‌های نژادپرستانه‌ یکی از اعضای تیم ثبات و همگرایی به رهبری عبدالله عبدالله سندی در دست دارد و واکنش تیم ثبات و همگرایی به آن، هر دو طرف با ادبیاتی سخن گفتند که با مصلحت‌گرایی مرسوم در سیاست افغانستان چندان سازگار نیست. این‌بار، تنش‌های دو تیم پیشتاز به سطحی نزول کرد که نگرانی چالش‌برانگیزی هنجارهای اجتماعی را دامن زده است.

پرداختن به این موضوع از هر دو تیم بارِ دیگر بیان‌گر تبارز ادبیات نژادپرستانه در سیاست و باورهای فراگیر نژادپرستانه در متن جامعه است. چند ماه قبل، تنش‌ها به گفته‌های کمال اصولی، نامزد ریاست مجلس نمایندگان نیز بالا گرفت. او در رسانه‌ها گفته بود که اقوام غیرپشتون باید افغانستان را ترک کنند. آن مورد هم پرده از واقعیت‌هایی برداشت که معمولا مصحلت‌گرایی نمی‌گذارد درباره‌اش بحث شود.

در سخنان آقای صالح و در واکنش تیم مقابل دیده می‌شود که درک ادبیات نژادپرستانه در میان چهره‌های سیاسی هنوز به‌درستی شکل نگرفته است. دلیل آن هم، حوزه‌ ممنوعیت‌ها در جامعه و سیاست افغانستان است که بحث قومی یکی از آن‌ها است. نزدیک شدن به این بحث برای این که به خوبی تحلیل شود و جامعه برای رفع آن راهکار بسنجد و خوب را از بد تفکیک کند، با حاکم بودن مصلحت‌گرایی ممکن نیست.

عبدالله

منبع تصویر، AMRULLAHSALEH

آقای صالح به ویژگی‌های یک گروه قومی طوری اشاره کرد که به نظر نمی‌رسد هدف آن، پاسداری از حق انسانی این قوم باشد و بیش‌تر نشر این متن استفاده‌جویانه به نظر رسید و در یک تنش سیاسی، ابزاری شد در دست او. در واکنش، در متنی که تیم ثبات و هم‌گرایی به نشر رساند، آمده است که "ویژگی‌های فیزیکی" در رویکردِ این تیم نسبت به این قوم مطرح نیست. روی دیگر پیامِ این متن این است که گویا قومی که هدفِ صحبت‌های نژادپرستانه قرار گرفته، از ویژگی‌های فیزیکیِ خاصی برخوردار است و بر رغم این ویژگی‌ها، این تیم حاضر است با اعضای آن کار کند. این ویژگی‌ها، با این تعبیر، نباید در رویکرد این تیم نسبت به این قوم مهم پنداشته شوند.

آیا این ویژگی‌های ظاهری چهره در ذاتِ خود مشکلی دارد؟ بستر بحثِ و جدال آقای صالح و تیم ثبات و هم‌گرایی همین ویژگی‌ها است، که یکی از آن ابزار ساخته و دیگری می‌خواهد آن‌ را کم‌بها دهد. مطرح شدنِ این ویژگی‌ها خود بیان‌گر فراگیر بودنِ علایق نژادپرستانه در خفا است که این‌بار تنش‌های انتخاباتی باعث شده اند به میدان جنجال‌های انتخاباتی راه بیایند.

بیشتر بخوانید:

اما در مورد اخیر تا چه حد نگرانی‌ها پیرامون ادبیات به کار رفته در این جدال، موجه اند؟ گذشته از این، چی دلایل ساختاری پای ادبیاتیِ که گویا به سلامت اجتماعی آسیب می‌زند را به صحنه‌ کشانده؟

جدا از این که ادبیات نژادپرستانه برای جامعه‌ چند قومی افغانستان شدیدا جنجالی است، نگرانی‌ از تشدید این ادبیات بعضی تفکیک‌های مهم را نادیده می‌گیرد. چنین دیدگاهی به ادبیات سیاسی، موانعی جدی پیش پای سیاست‌مداران برای بیان واقعیت‌ها می‌گذارند، و نیاز است تغییر یابند.

از طرفی، ساختار دمکراسی و الزامات فرهنگیِ آن، از جمله بیانِ سیاسی، چارچوبی برای انتخاب موضوع برای چهره‌های سیاسی تعیین نمی‌کند. از این دیدگاه، محتوای حرف‌های آقای صالح در ذات خود عیبی ندارند.

اما از منظرِ دیگر، تفاوت میان انتخاب موضوع و طرز بیان آن، به ویژه با توجه با تنش‌های اخیر، را می‌توان علت موجه نگرانی‌ها دانست. حرف‌های آقای صالح و واکنش تیم مخالف اگر هم سنت‌های بیان سیاسی را تا جایی شکسته اند، جنبه‌ بدخواهانه‌ آن‌ها که شخصیت افراد را هدف می‌گیرند. به ویژه آن که برای این کار پای ویژگی‌های فزیکی یک قوم را هم به میان آوردند، بیش‌تر به چشم می‌خورد.

به نظر می‌رسد که دلیل آقای صالح برای نشر این متن، تاختن به رهبر تیم مقابل عبدالله عبدالله برای کسب امتیاز سیاسی بود. واکنش تیم مقابل، به ویژه حرف‌های معاون دوم آن محمد محقق در باره‌ آقای صالح فحوایش هنوز هم نامتداول‌تر است. از این منظر، نگرانی‌ها از پیامدِ حرف‌های آقای صالح و تیم ثبات و هم‌گرایی متوجه طرز بیان آن‌ها می‌شود که تابع هنجارهای گذشته نیستند، اما به فرهنگ‌سازی برای رقابت سالم انتخاباتی هم کمک ‌نمی‌کنند.

افغانستان

منبع تصویر، IEC

زبان سیاسی در فرهنگ عامه معمولا با ویژگی‌هایِ چون نرم‌گویی و مدارا با رقیب، به جای تُندخویی و رسواسازی، شناخته شده. تاختن به رقبای سیاسی بدون ملاحظه‌کاری شاید پیامدش به خلاف آنچه انتظار می‌رفته تمام شود.

افشاگری اگر موجه است، طرز بیانِ افشاکننده و نحوه‌ی رفتارش را هم در منظر عام به قضاوت می‌گذارد، که چندان هم بی‌زیان نیست. شاید با اذعان از این پیامد، آقای صالح یک روز پس از نشر متن از این که کسی را شاید آزرده باشد "جدا معذرت" خواست.

افشاگری‌های مُستند نقش مهمی در دمکراسی انتخاباتی بازی می‌کند تا مردم آگانه در انتخابات سهم بگیرند. اما هدف‌ گرفتنِ اشخاص و رقبا، به جای کمک به آگاهی جمعی، به پرخاش‌جویی‌های زمان‌گیر دامن می‌زند که اغلب سیاست‌مدارانِ عوام‌پسند برای نفع فردی و به قیمت آشوب‌پراگنی در جامعه، از آن ابزار می‌سازند.

با این حال، بازتعریفِ معیارها برای حفظ مصحلت‌ها برای آزاد گذاشتن چهره‌های سیاسی یک نیاز مبرم برای انتخابات است و باید بیش‌تر جا بیافتد. اما در صورتی که کین‌توزانه و بداندیشانه نباشد و از تفاوت‌های نژادی ابزارسازی نکند.

ضمنا، برای این‌که حرف‌ها و کردارهای چهره‌های سیاسی اندکی قابل پیش‌بینی باشند، در جوامعی که دارای ساختار انتخاباتی هستند، این مسؤلیت احزاب سیاسی است تا هنجارها را هر از گاهی بازتعریف کنند و از اعضاء و هواداران‌شان بخواهند تا از آن تابعیت کند.

اگر آقای صالح جایگاهش را مدیون یک حزب می‌بود، برای حفظ آن در انتخاب واژگان‌شان شاید محتاط‌‌تر می‌بود. از طرفی، حزبش برای او راهبردهای ارتباط عامه را مشخص می‌ساخت. در موجودیت احزاب، تابعیت یک سیاست‌مدار از این نهاد، شکل‌دهنده‌ی تصویر او در جامعه است. اگر چه در این داد و ستد، نقش او هم در نشر و بازنگری مرام‌های حزبی و بازتعریف آن مهم است اما نه در حدی که مرام وجودی آن را بر هم زند.

چنین چیزی در دمکراسی افغانستان ناشناخته است چون عرصه‌ سیاسی شدیدا فردمحور است. روایت‌ این‌ها از وقایع و هنجارهایِ که برای بیان آن انتخاب می‌کنند هم اغلب مصحلت‌جویانه و گاهی، به قیمت به خطر انداختن جایگاه اجتماعی‌شان، آن را نادیده می‌گیرد.

دلیل عمده‌ نبود احزاب، ساختاری است و به نظام ریاستی و سیتم انتخاباتی 'تک‌رای-غیرقابل‌انتقال ' بر می‌گردد که ایجاد گروه‌های سیاسی و احزاب را بر نمی‌انگیزد. در چنین ساختاری، عضویت در یک حزب در رقابت‌های انتخاباتی فایده‌ای در قبال ندارد و شاید انقیاد نیز در پی داشته باشد. با پیشینه‌ "جنگ‌های حزبی" در کابل، روان جمعی هم با برگشت فرهنگ حزبی در سیاست موافق نیست.

با چنین ساختاری، بعید نیست رفتارهای خصومت‌آمیز چهره‌های سیاسی در نبود تضمین‌های که نهاد حزب مجری آن است، به ضد یکدیگر ادامه یابد. ادبیات سیاسی با درگیر شدن در چنین خصومت‌هایی، ممکن است "عفت کلام" را به جای ادبیاتی سازنده در توافق با دمکراسی و رقابت انتخاباتی، با دعواهای مبتذل و ناامیدکننده جاگزین کند.