انتخابات افغانستان؛ چه روزی بود، این روز؟

- نویسنده, ملک ستیز
- شغل, پژوهشگر امور بینالملل
ملک ستیز، پژوهشگر امور بینالملل و کارشناس مسایل افغانستان در این یادداشت برای صفحه ناظران نگاهی کرده به برگزاری انتخابات ریاستجمهوری افغانستان ۱۳۹۸.

منبع تصویر، EPA
انتخابات ریاستجمهوری افغانستان بالاخره به راه افتاد. من این روز تاریخی را از شهر لندن نظاره کردم؛ جایی که برای تحلیل از وضعیت کنونی افغانستان به بیبیسی دعوت شده بودم.
من در حالیکه از طریق بیبیسی با شهرهای گوناگون افغانستان وصل شده بودم وضعیت را تحلیل میکردم. این روز برای من تجربهی جالبی بود. انتخاباتی که سرنوشت جمهوریت، مردمسالاری ودولتسازی را رقم میزد. انتخاباتی که فقط همین سه هفته پیش از اهمیت افتاده بود و زیر شعاع مذاکرات صلح سوخته بود. انتخاباتی که امریکا به آن دلبستگی خاصی نداشت و توجه زیاد اتحادیهی اروپا باخود داشت. انتخاباتی که اجماع منطقهای را با خود نداشت. انتخاباتی که روسیه و ایران را امیدوار به نزدیکی به طالبان، هند، چین و آسیای میانه را مشوش و اسلامآباد را حیران ساخت.
باوجود این همه تهدیدهای کلان انتخابات با تلفات کم راهاندازی شد. این خبر برای همه باورنکردنی بود. شهروندان فعال این روز را دستاورد، دولت آنرا پیروزی، نیروهای امنیتی آنرا سرفرازی خود میدانند. اما واقعیت این است که این روز متعلق به همه بوده و در تاریخ معاصر افغانستان ماندگار شد.
این روز برای طالبان دو پیام به بار آورد. نخست اینکه مردم به طالبانیزم «نه» گفتن را به قیمت جان خود دریغ نکردند. مردم به جمهوریت شهروندی رای دادند و به امارت طالبانی پشت کردند. این پیام واضح ایدئولوژی طالبانیسم را در ذهن مردم مردود ساخت. پیام دوم این روز به طالبان «گپزدن» بود. بیایید با هم گپ بزنیم. شما حالا با دولتی مواجه هستید که مشروعیتش را از انتخابات بدست آورده است. حالا شما با اینکار بر مشروعیت خود نیز بیافزایید و مذاکره کنید و از اینراه استعداد حضور در این نظام را به نمایش گذارید. شما میتوانید با امریکا، روسیه، چین و ایران صحبت کنید اما فراموش نکنید که بازیگر اصلی که شما باید همرایش مذاکره کنید دولت افغانستان است که در نتیجهی انتخابات حق نمایندگی مذاکره با شما را دارد.

منبع تصویر، Getty Images
این روز پر دستاوردی برای ارتش، پلیس و امنیت ملی افغانستان بود. طالبان نتوانستند این حادثهی ملی را به چالش بکشند. این بزرگترین نمایشی از خودکفایی نظامی بازیگران امنیتی افغانستان به حساب میآید. از اینرو مردم به نهادهای نظامی و امنیتی اعتماد بیشتری خواهد کرد. روزی که مورد هدف و هجوم فعالترین و خطرناکترین گروههای تروریستی قرار داشت، مهار شد. این دستاورد را میتوان یک «عملیات سترگ» نامید و به بازیگرانش افتخار کرد.
این روز برای کشورهای عضو اتحادیهی اروپا روز مهمی در همکاری راهبردی با افغانستان بود. اروپاییها برخلاف امریکاییها از آغاز برای حمایت از انتخابات موضع روشن شانرا بیان کردند. حتا خلیلزاد تلاش کرد تا اروپاییها را در افغانستان متیقن سازد تا به روند صلح و مذاکره با طالبان ارجحیت دهند. اما بروکسل از انتخابات و مردمسالاری حمایت کرد و سنگ محکمی به میخ ارزشهای حقوق شهروندی کوبید.
این روز پر مباهاتی برای اشرف غنی رئیس جمهور بود. زیرا او از جمع کاندیداهای ریاست جمهوری با صدای بلند «انتخابات و جمهوریت» را آنقدر جیغ میکشید که گوشهای بیننده و شنوندههای خود را میآزارد. اما پس از توییت سرنوشتساز دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر قطع مذاکره با طالبان؛ عبدالله، نبیل، حکمتیار و دیگر کاندیداها به میدان پیکارها برآمدند و شور و شعار برپا کردند.
این روز، روزِ نمایشِ بیبرنامگی کاندیداهای ریاستجمهوری بود که «همه» یک چیز را میفهمیدند و آن اینکه صلح میآورند، ثبات و امنیت فراهم میکنند و توسعه و رفاه اجتماعی و اقتصادی فراهم میکنند. این روزی بود که کاندیداها نمیدانستند چگونه به این اهداف برسند. این روزی بود که کاندیداهای ریاست جمهوری افغانستان «چیستیشناس» شده بودند و «چگونهشناس» نبودند. از اینرو کسانیکه به خاطر جمهوریت و نه بخاطر کاندیداها به صندوقهای رای رفتند، کم نبود.

منبع تصویر، Getty Images
این روز قهرمان دیگری نیز داشت؛ رسانهها، پس از نظامیان قهرمانان دومی این روز بودند. اگر نظامیان از امنیت شهروندان پاسداری کردند، رسانهها از حقوق اساسی و شهروندی شهروندان حراست کردند. من در این روز دیدم که گروهی از بهترین خبرنگاران چگونه از ولایات افغانستان خبر تهیه میکردند و چهسان صدا، نقش و نیات شهروندان را همگانی میکردند.
اما آیا میشود دستاورد این روز را حفظ کرد؟ این مهمترین پرسش برای هر شهروند افغانستان و دولتهای حامی آن است. تجارب انتخابات افغانستان نشان دادهاست که دشواریهای اصلی پس از شمارش آرا شکل میگیرند. دزدانِ آرای مردم در کمین نشستهاند تا صندوقها را بربایند و برآنها حاکمیت و ارادهی تقلب را جاری سازند. دلم برای زنانیکه در این روز دشوار پنجههای ظریف خود را با عالمی از طعنه، تحقیر و دشنام رنگین کردند تا رای خود را به این صندوقها بریزند، میسوزد. به آن سربازی میاندیشم که با قیمت خون خود دراین روز دشوار در برابر دشمنان انتخابات، دموکراسی و جمهوریت سینهی خود را سپر کرد. دلم به جوانی میسوزد که اراده و آیندهی خود را با این روز گره زدهاست و برای خود هدف کلانی را برگزیده است. و اما اگر بگذارند تا انتخابات بدون تقلب راه بیافتد، دلیلی برای بدبینی باقی نمیماند. دلم برای یک آینده بهتر آرزوهای بزرگی را ارمغان میدهد. آنگاه دلم میشود این روز در آیندهها تکرار شود.











