برنامه آموزشی در افغانستان چگونه باید اصلاح شود؟

- نویسنده, دکتر یحیی بیضا
- شغل, کارشناس آموزش و پرورش در افغانستان
افغانستان در طول ۱۵ سال گذشته شاهد رشد نه چندان چشمگیر در نظام آموزشی بوده است. در طول این سالها، دولت و همکاران بینالمللی آن بیشترین توجه را به دسترسی زودهنگام به امکانات آموزشی اولیه معطوف داشتند. از این رو، وزارتهای معارف/آموزش و تحصیلات/آموزش عالی نیز دسترسی به خدمات ابتدایی را بر ارایه خدمات با کیفیت اولویت دادند.
با در نظرداشت چالشهای موجود و افزایش در شمار دانشآموزان، معلمان، مکاتب و مدارس دینی، اصلاح نصاب آموزشی و کتابهای درسی یک امر اجتناب ناپذیر است. کار روی اصلاح نصاب و کتابهای درسی در حالی صورت میگیرد که حکومت در کل روش علمی و دید وسیع برای نظام آموزشی با کیفیت ندارد.
بهطور نمونه، وزراتهای مختلف، خدمات آموزشی را بدون هماهنگی لازم با یکدیگر ارایه میکنند. مثال مشخص آن برنامههای "تربیت معلم" پیش از خدمت وزارت تحصیلات عالی و برنامههای تعلیمات دینی وزارت ارشاد، حج و اوقاف، بدون هماهنگی لازم با وزارت معارف است.
افزون بر آن، با وجود افزایش هزینههای رسمی در بخش آموزش، حکومت هیچ مبلغی را برای اصلاح و چاپ کتابهای درسی اختصاص نداده است. هزینه اصلاح و چاپ کتابهای درسی عمدتا توسط نهادهای تمویل کننده تامین میشود. این بیتوجهی تکاندهنده نمایانگر نبود روش علمی و ساختاری به آموزش و پرورش بود، که بدون شک اثر منفی بر رشد کیفی تعلیم و تربیه دارد.

اصلاحات کنونی نظام آموزشی فرصت خوبی را برای پایه گذاری تعلیم و تربیت با کیفیت و عبور از مرحله ۱۵ ساله اضطراری و درماندگی بسوی رسیدن به معیارهای بینالمللی در اختیار حکومت و مردم افغانستان قرار میدهد.
اما ارایه دلایل مقامات رهبری وزرات معارف برای اصلاح کتابهای درسی نشان میدهد که اصلاحات پیشنهادشده بیشتر به بُعد ظاهری، مانند کم کردن تعداد و حجم کتابهای درسی، با دید تنک و کوتاه مدت توجه دارد. از این جهت، این رویکرد نمیتواند واقعیتها و نیازهای عینی جامعه و نظام آموزشی را انعکاس بدهد و یا هم تاثیر چشمگیر در کیفیت معارف داشته باشد.
این پیشنهادها را برای اصلاح کیفی نظام آموزشی افغانستان میتوان ارایه کرد:
پیشنهاد اصلاحی اول و دوم تاکید بر محور جهانشمولی و همدیگرپذیری ویا پلورالیزم دارد. از سیستمهای آموزشی انتظار میرود که واقعیتهای اجتماعی را انعکاس بدهند، زیرا از دیدگاه جامعه شناسی مکتب تصویر کوچک از جامعه است.
افزایش مهاجرت، توسعه فناوری ارتباطات، اینترنت و سهولت سفر به طور قابل توجهی طبیعت همه جوامع را تغییر دادهاند. جوامع کنونی بیش از هر وقت دیگر بطور فزاینده بسوی کثرتگرایی در حرکت است. این کثرت گرایی یکی از ویژگیهای خاص جهانشمولی است. بنابراین، انتظار میرود که سیستمهای آموزش و پرورش، مفهوم پلورالیسم را در نصاب تعلیمی، کتابهای درسی، و برنامههای تربیت معلم خود بهعنوان یک اصل و واقعیت اجتماعی بگنجانند.

منبع تصویر، Getty Images
افغانستان دارای تنوع و زیبایی دینی، مذهبی، قومی و زبانی میباشد. اما، این یک واقعیت مسلم است که یکدیگرپذیری و احترام دینی، قومی و زبانی در افغانستان به سطح بسیار پایین قرار دارد. بیشتر خشونتها در کشور ناشی از عدم درک و شناخت اصل تعدد و گوناگونی میباشد. از این جهت لازم است که در اصلاح نصاب و کتابهای درسی کنونی، مضمون زیر عنوان جهانشمولی و پلورالیزم جایگزین مضمونی مانند "حب الوطن" گردد.
در ضمن، مضامین دینی مانند "دینیات" و قرآن کریم نیز میتوانند درسهای پلورالیزم دینی را جسورانه به شاگردان درس بدهند. در دنیای کنونی انتظار میرود که دانشجویان نظام آموزشی افغانستان باید مجهز با ابزار علمی، عقلانی و اخلاقی احترام به همه ادیان و نژادهای بشری بوده و با محیط و اطرافیان خود با دید و هویت فراقومی و فرامذهبی برخورد نمایند.
پیشنهاد اصلاحی سوم مدیریت دانش است. نظام آموزشی، مکاتب و نهادهای آموزشی بایست بیشتر نقش مدیریت دانش را بعهده بگیرند. در حال حاضر بیشترین توجه روی حفظ معلومات صورت میگیرد. سنت حفظ معلومات تاریخ طولانی در افغانستان دارد. کم کردن حجم کتابهای درسی و ادغام مضامین مرتبط به هم نیز تکیه بر اصل حفظ معلومات دارد.
اما، روش مدرن آموزش تاکید بر تدریس تفکر انتقادی و تحلیلی، و مدیریت دانش میکند. این نوع دید به تعلیم و تربیت به یک اصل جهانشمول مبدل شده است. پس لازم است که دانشآموزان و دانشجویان در افغانستان نباید از این روش محروم و یا عقب باشند.
پیشنهاد چهارم هدفمند ساختن نظام آموزشی است. برای رسیدن به این هدف نظام آموزشی میتواند دوگانه گردد، به گونه که یک شاخه آن تاکید بر تعلیمات تخنیکی و مسلکی و شاخه دیگر آن تمرکز به سیستم تحقیقی کند. با این روش دوگانه میتوان کیفیت تعلیمات تخنیکی و مسلکی و تعلیمات عمومی را همزمان بلند برد. یکی از نمونه های موثر این نظام در کشور آلمان است.
در بخش مسلکی این نظام، مضامین بهگونه نظری و عملی درس داده میشوند. بخش نظری مضامین در مکاتب/مدارس تکنیکی و مسلکی، و بخش عملی آن در کارگاههای صنعتی و نهادهای مرتبط به مضمون ویا هم در خود مکاتب تکنیکی و مسلکی تدریس میشوند. بیشترین تاکید این روش در تدریس عملی مضمون در کارگاهای صنعتی ویا نهادهای مرتبط هستند.
دانش آموزان حد اقل سه روز در هفته را مصروف کار عملی، و حد اکثر دو روز در هفته به درسهای نظری مشغول هستند. بطور نمونه، دانش آموز بانکداری سه روز در بانک آموزش عملی بانکداری میبیند و دو روز در هفته درسهای نظری بانکداری را فرامیگیرد. این روش میتواند وزارت معارف را برای رسیدن به اهداف پلان راهبردی پنج ساله ٢٠۱٧ - ٢٠۲۱، از جمله بلند بردن کیفیت، کاریابی، مهارت، و دانش کمک نماید.
در بخش تحقیقی، دانش آموزان در صنف/کلاسهای ۱۱ و ۱٢ برای مضامین مورد علاقه خود، از علوم طبیعی و علوم اجتماعی تا علوم بشری و هنرها، آمادگی میگیرند.
این روش در بیشتر کشورهای پیشرفته معمول است، و برای نظام آموزش و پرورش افغانستان کارایی فوق العاده بلند دارد. با این روش، دانشجویان عملا در صنفهای ۱۱ و ۱٢ آماده دوره دانشگاهی برای رشته های خاص میشوند.
زمانیکه دانشجویان وارد دانشگاه میشوند، آنها احساس بیگانگی با مضمون مورد علاقه خود ندارند. برای هموار کردن زمینه و بلند بردن تاثیر این روش لازم است که وزارت تحصیلات عالی سیستم ورودی کنکور را بر مبنای روشهای مدرن اصلاح کند.
امید میرود که حکومت و وزارتهای مرتبط به آموزش و پرورش اصلاحات و پیشنهادهای بحث شده را با هدف رشد نظام آموزش و پرورش باکیفیت و رسیدن به معیارهای بین المللی بر مبنای اصل شایسته گرایی، لیاقت گرایی و تخصص گرایی در همه سطوح طرح و پایه گذاری کنند.











