|
مدينه؛ شهر پيامبر اسلام | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مدينه دومين شهر مذهبی مسلمانان است و در منطقه شمال غرب عربستان سعودی، شمال مکه و شرق دريای احمر واقع شده است. حضرت محمد در سال 622 ميلادی به اين شهر هجرت کرد و پيامش را به نقاط مختلف جهان رساند. به اين ترتيب، مدينه اولين شهر در شبه جزيره عربستان بود که اسلام را پذيرفت. همين هجرت مبدا تاريخ در تقويم های اسلامی، هجری شمسی و هجری قمری شد. اينجا هم مثل مکه، قبل از ورود به شهر تابلوی بزرگ "للمسلمين فقط" چشم را می گيرد. کمی آنطرف تر هم يک مامور بازرسی ماشين را متوقف کرد و از راننده پرسيد چرا به مدينه می رويم و آيا زائر هستيم يا نه. باز هم مثل مسجدالحرام، دور تا دور مسجد النبی را ساختمان های بلند گرفته است. قبلا مناره های پر نور مسجدالنبی از فاصله دور پيدا بود اما حالا زيبايی آن در ارتفاع ساختمان ها و هتل های اطراف گم شده است. درآمد ناشی از اسکان زائران در اين هتل ها و همچنين داد و ستدهايی که در اين مراکز تجاری صورت می گيرد، بيش از آن است که برای حفظ زيبايی محيط، بتوان از آن صرفنظر کرد.
مسجد النبی دومين مسجد بزرگ مسلمانان است با ستون های عظيم مرمرين که در قسمت بالا با کمان هايی از سنگ سياه به هم متصل می شوند و با سقف های گنبدی که قابليت باز شدن دارند و در ساعاتی از روز برای افتادن نور بيشتر به داخل مسجد، باز می شوند و حيران می مانی که گنبد به اين بزرگی کجا رفت؟ در مسجد النبی بر خلاف مسجدالحرام در مکه، محل های نماز برای زنان و مردان جدا است. از آن هم فراتر، در قسمت خانم ها، محل نماز برای خانم های بچه دار از محل خانم های بدون بچه جدا است. برای اهالی، اقامه نماز در مسجد النبی اهميتی فوق العاده دارد به همين دليل مسجد معمولا پر است از زنانی که بچه های قد و نيم قد را همراه آورده اند و نوپاها را که ممکن است راه بيافتند و گم شوند، با شالی يا نواری به پای خود می بندند. در وقت نماز، ارکستری از گريه کودکان، صدای سرفه و زنگ های موبايل يک همنوايی جانانه به راه می اندازند. موبايل ها دارای انواع زنگ ها هستند و در ميانه يک نماز ظهر، آهنگ جينگل بل (از آوازهای کريسمس) رساتر از بقيه بود.
در همين نماز چند سجاده متعلق به خانم های ايرانی را ديدم که در قسمتی که معمولا مهر نماز قرار می گيرد، مربع های کوچکی از حصير دوخته شده بود. برخی از سعودی ها استفاده از مهر در موقع نماز را نادرست می دانند و آن را شرک تلقی می کنند. جدايی زنان از مردان تنها به بخش های عمومی مسجد محدود نمی شود بلکه در روضه، محل آرامگاه و خانه حضرت محمد، که بخشی از مسجد النبی است نيز اجرا می شود. زنان فقط از ساعت 7 تا 10 صبح و از 1 تا 3 بعد از ظهر حق ورود به آن را دارند و حتی آن موقع هم تنها می توانند در بخشی از روضه باشند و بقيه آن متعلق است به مردان. اين فرصت را هم زنان عمدتا مشغول تلاش برای پيدا کردن دری هستند که از آن بتوانند وارد روضه شوند. در داخل، ماموران انتظامی و امر به معروف مدام در گوش زنان می خوانند که حجه برو، برو، برو، و حجه حرام حجه حرام. ازدحام اين بخش از مسجد بی شباهت به ازدحام مسجدالحرام نيست. وقت زنان تمام شده بود و دختری که از آمريکا آمده بود، به يکی از ماموران انتظامی که نقابی مشکی به صورت داشت و فقط چشمان سرمه کشيده اش پيدا بود، التماس می کرد: "خواهر من همين امروز بايد برگردم. اگر اجازه بدهی بروم داخل، هيچوقت اين لطف تو را فراموش نمی کنم." و مامور با يک انگليسی شکسته بسته توضيح می داد که برو فردا صبح بيا. از مسجد که بيرون می آيی، سنگفرش های سرد سفيد جلب توجه می کند که در تابستان بسيار دلپذير است اما نه در اين فصل سال. کمی که از ساختمان عظيم مسجد دور می شوی تهويه های زير سنگ ها تمام می شود و زمين مرمرين به يکباره داغ می شود.
چند حاج خانم ايرانی آنقدر اسباب بازی و پارچه خريده بودند که نتوانسته بودند به داخل مسجد بروند و نماز را همان بيرون خواندند. ايرانی ها به جز لوازم برقی و صوتی و تصويری، بيشتر سوغاتی ها را از مدينه می خرند. اطراف مسجد پر است از بساط دستفروش ها. ساختمان ها و هتل های اطراف حرم نيز پر است از مغازه ها و مراکز خريد. همه هم کمی فارسی می دانند و قيمت ها را به فارسی برايت می گويند. شعبه های فروشگاه های زنجيره ای غربی از "نکست" (Next) گرفته تا "مادر کر" (Mother care) و "کلر" (Clare) و "بی اچ اس" (Bhs) و "استارباکس کافی" (Starbucks Coffee) در اين مراکز خريد چشمگير است. به اين فکر می افتی که مگر اينجا شهری نيست که فقط مسلمانان حق ورود به آن را دارند؟ اطراف مسجد النبی برخلاف اطراف مسجد الحرام بسيار تميز است. حتی بخش های خارج از محوطه حرم. به اين فکر افتادم که شايد آدم هايی که در مکه هر چه را می خوردند، آشغالش را روی زمين می انداختند و می رفتند، يا هنوز به اينجا نرسيده اند و يا قبل از حج به اينجا آمده بودند.
به طور کلی هم نظم و آرامش بيشتری در شهر برقرار است و از صداهای سرسام آور بوق ماشين ها در مکه چندان خبری نيست. در مکه به ويژه قبل از مراسم حج هم در حال دويدن هستند چون در غير اين صورت، از وظايف خود عقب می مانند اما اينجا وظيفه ای در کار نيست و حتی بسياری از حجاج اصلا به مدينه نمی آيند. از مسجد النبی به مسجد قبا رفتيم. در بيرون مسجد قبا، چهار دختربچه افغان با چهره هايی شيرين، از 9 تا 14 سال، رشته های تسبيح و مرواريد در دست داشتند و می فروختند. عبايه های بلند سياه پوشيده بودند و روسری های سياه بر سر داشتند. کوچک ترها که کلاس سوم و پنجم بودند، حاضر شدند اسمشان را بگويند اما دو دختر بزرگتر با اينکه اسمم را پرسيدند و من هم گفتم، حاضر نشدند بگويند اسمشان چيست. گفتم با من عکس می گيريد با خنده گفتند نه، نه. همگی می گفتند در مدينه به دنيا آمده اند و در همين شهر به مدرسه می روند و عربی درس می خوانند اما فارسی را فوق العاده روان صحبت می کردند انگار که هرگز از افغانستان خارج نشده باشند. مدينه را دوست داشتند اما مثل همه دختربچه های ديگر دلشان می خواست به خيلی از جاهای ديگر دنيا بروند. |
مطالب مرتبط عيد قربان در منا: پرتاب سنگ به شيطان و ذبح قربانی11 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر 'دريای سفيد' در عرفات09 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||