'رسانه عشق'در آپارات
این هفته در آپارات فیلم 'رسانه عشق' ساخته الی صفری به نمایش در میآید.
درباره فیلم

منبع تصویر، aparatmediumoflove
ایران کشوری است که در زمان وقوع انقلاب و بعد از آن حدود ۱۸۰ سالن سینما یعنی نزدیک بیش از نیمی از سالن های سینمایش به آتش کشیده شده یا تخریب شده و یا بسته شده است و اصولا از ابتدا رابطه درخشانی بین نهاد روحانیت و سینما وجود نداشته و به نظر می آید که هنوز هم ندارد. حالا دراین بین ، ناگهان در طول این سال ها یک روحانی پیدا می شود که با عبا و عمامه ، عاشق سینما شده است. فیلم 'رسانه عشق' حکایت علی فصیحی است که سالها قبل در ایران در لباس روحانیت به فعالیتهای مربوط به سینما و سینماگران مرتبط بوده و از طرفی به روحانیون فیلم نمایش می داده است و در آخر به زندان می افتد و خلع لباس می شود.
ویژگی فیلم
'رسانه عشق' علی رغم پرداخت تصویری متوسط اش، از موضوع خوبی برخوردار است و شخصیت جذابی را محور کار قرار داده است. فیلمساز با دستمایه قرار دادن یک روحانی 'عشق فیلم'، سعی دارد تناقضات موجود بین سینما و نهاد روحانیت را در ایران به نمایش بگذارد.
درباره کارگردان

منبع تصویر، aparatelisafari
الی صفری متولد تهران و ساکن آمستردام هلند است. وی حرفه فیلم را از نوجوانی با ساختن فیلمهای سوپر هشت شروع کرده و از سال ۱۳۵۱ بصورت حرفه ای وارد کار سینما و تلویزیون شد. وی تا سال ۱۳۶۹ که به هلند مهاجرت کرد، بمدت ۱۸ سال بعنوان دستیار و برنامه ریز کارگردان، طراح ومسول لباس و محقق و فیلمنامه نویس در حرفه فیلم و سریال کار کرده است. خانم صفری از سال ۱۳۷۸ برای تلویزیون هلند فیلم های مستند و برنامه های خبری می سازد. 'رسانه عشق' اولین فیلم بلند وی برای تلویزیون شبکه ۱ هلند است.
نگاه کارگردان
در سال ۱۳۷۷ مشغول تحقیق برای یک پروژه مستند سینمایی در باره سینمای ایران بودم که به مصاحبه ای از یک شخص معمم در مجله فیلم برخوردم. ترکیب حرفهای او و ظاهرش آن قدر برایم عجیب بود که تصمیم گرفتم هر طور شده یک فیلم در باره اش بسازم. به نظر من علی افصحی یک پدیده بعد از انقلاب است و من خوشحالم که این را ثبت کردم. هرچند که بدلیل محدودیت های فیلمبرداری در ایران این فیلم از لحاظ تصویری فیلم راضی کننده ای نیست اما از لحاظ محتوایی هنوز هم برایم بسیار جذاب است. این فیلم به قول 'رز عیسی' به اصطلاح تاریخ مصرف ندارد و به عنوان سندی از یک دوره تاریخی - فرهنگی ایران به جا خواهد ماند.
درباره فیلم هفته گذشته 'زنان افغان پشت فرمان اتومبیل' ساخته صحرا کریمی

منبع تصویر، aparatafghanwomen
این فیلم حکایت چند زن افغان در کابل را بیان میکند که به دنبال رانندگی در این شهر هستند. زنان افغان جلوی دوربین فیلمساز ظاهر میشوند و درباره گذشتههایشان، زندگی کنونی و آرزوهایشان صحبت میکنند. فیلم با تمرکز بر زندگی این زنان و خانوادههایشان سعی دارد تفسیری از زن ، گذشته ، حال و آیندهاش در جامعه سنتی و مرد سالار افغانستان ارائه دهد. فیلم شخصیت محوری قوی هم دارد که بر خلاف دیگر زنان سعی داشته استقلال خود را حفظ کند ولی در آخر او نیز تسلیم و طعمه یک رسم مرد سالارانه میشود.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
فیلم خوبی بود. پا به پای حس آن خانم راننده گریه کردم و در حیرت بودم که خدا چطور این همه ظلم را در حق مخلوقش، طاقت میآورد.
من فلم رادیدم، جالب بود. این واقعیت زندگی افغانستان است. این هنوز هم خوبش است. دربعضی مناطق زندگی برای زنان جهنم است و زندان.
از دیروز تا حالا تغییر کلانی در دیدگاه مردم و جامعه افغانستان نمی بینم.
خنده دار است که افغانستان این همه مشکل دارد و حالا در این فیلم ماشین و رانندگی زنان شده جزئی ازمشکلات افغانستان.
فیلم خوبی بود . فیلمساز روی موضوع خوبی تمرکز کرده بود. رانندگی زنان نماد خوبی از سایر حقوق زنان در افغانستان است که روزانه زیر ئا گذاشته می شود.
حتی در پایان فیلم فیلم ساز به خوبی نشان می دهد که چگونه قهرمان داستانش که بر علیه این مرد سالاری شورش می کند باز به دام آن گرفتار می شود.
زنان افغان پشت فرمان واقعا يك مستند دلچسپ بود، اما به نظر من فلم بايد پيامدى میداشت كه زنان و فاميل ها را تشويق به ازادى زنان كند. فلم ساز محترم در حصه اخر فلم تصويرى از مردى را به نشر گذاشته بود كه اين خانم او را دوست دارد و مرد دو زن ديگر هم دارد. حتا تصوير خانم را كه آب به روى ان مرد میپاشد و میخندد و از مرد پرسيده میشود كه تو هم اين خانم را دوست دارى؟ او جواب نميدهد را در فیلم میگذارد. در افغانستان زنى كه در بازار كار میكند يعنى درايور است روزانه شايد به دهها مرد به طرف او به نظر بد ببينند و با كوشش اين كه از او استفاده كنند او را اذيت و آزار میدهند. فكر كنيد وقتى آن جامعه بداند كه اين زن با يك مرد بيگانه چنين آزادانه وقت میگذراند پس مشكل اش را زيادتر میسازند و تا حدى كه شايد نشر اين فلم باعث شود او از كار دست بكشد.
این فلم را تا اخیر تماشا کردم. چیزی که مرا خون جگر ساخت آن بانوی که دو طفل داشت بود. واقعاً دردمند و دردیده بود. چرا ما افغانستانی ها متمدن و شهر نشین نمی شویم و چرا کسانی که متمدن و شهر نشین هستند را خوب نمی بینیم؟ چون نادیده هستیم. هیچ وقت آزادی را درست درک نکردیم. چرا دریوری یک بانو را خوب نمی بینیم. شاید مشکل داشته باشد که دریوری می کند. شاید مجبور است. به همین لحاظ زن را خداوند انسان و آدم همانند مرد ها چشم ، دست، پا ، گوش همه چیز داده، عقل داده و شعور داده، پس کاری را که اگر بخواهد می تواند که انجام دهد.
در كشور ما هـمه چيز و هـمه كار بد است و گناه دارد.
خدا کند روزی بیاید که زنان افغانستان آرام و سرزنده و سربلند باشند. اندکی صبر صبح نزدیک است.
مردم افغانستان تا الان فکر شان به آن مرحله نرسیده که زنان هم میتوانند درایوی کنند. خودم یک بچه افغانم اما از نادانی مردم خود رنج میبرم. خدا شاهد است.
الہی بدترین دشمن یعنی جہل را نابود کن تا انسانیت در این سرزمین رشد بکند.
خدا رضا خان را بیامرزد که به زنها عزت داد و بزرگی. اگر نه که الان خانم دکترهای ایران هم حتی با وجود دکتر بودن رویای درایوری داشتند.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:<documentLink href="" document-type=""> aparat@bbc.co.uk</documentLink>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











