'وقت خوب مصائب' در آپارات
این هفته در آپارات فیلم 'وقت خوب مصائب' ساخته ناصر صفاریان به نمایش در میآید.
درباره فیلم

منبع تصویر، aparatvaght
'وقت خوب مصائب' به یکی از تاثیرگذارترین شاعران معاصر ایران میپردازد. فیلم برگی از زندگی احمدرضا احمدی است. شعر احمد رضا احمدی یعنی یک شعر آرام، شعری که انگار از ته دل به زبان میآید و جاری میشود.
'وقت خوب مصائب'نگاهی دارد به شخصیت و روحیات احمدرضا احمدی. شاعری که بیش از ۲۰ مجموعه شعر و همین طور ۲۵ مجموعه شعر و قصه برای کودکان نوشته است. کارگردان در این فیلم پای صحبت نزدیکان و هم نشینان او در سالهای فعالیت او نشسته است.
ویژگی فیلم
'وقت خوب مصائب' فیلمی یک دست و دلنشین است؛ با تصویر برداری خوب و یک تدوین ویژه. در فیلم با استفاده از نماهایی که ممکن بود توسط تدوینگر دیگری به دور انداخته شود به فیلم جان و لایه ای دیگر داده است. مستند 'وقت خوب مصائب' برگرفته از یکی از شعرهای احمدرضا احمدی است. فیلم همچون شعرهای احمدرضا احمدی، به شیوه غیرمتعارف به زندگی و آثار او میپردازد و فیلمساز شیوهای خلاقانه را در ساخت و تدوین این فیلم به کار گرفته است. فیلم به هیچ شکلی به صورت مستقیم به زندگی احمدرضا احمدی وارد نمیشود و تصویر زندگی این شاعر مثل پازل هایی پراکنده، به تدریج در کنارهم جان میگیرد. فیلمساز کوشیده لحن طنازانه احمدرضا احمدی را هم به زبان سینما ترجمه کند و در فیلمی با یک ساختار متفاوت به این شاعر نزدیک شود. فیلم حس سبکی دلنشین و در عین حال عمیق شعرهای احمدرضا احمدی را دارد.
درباره کارگردان

منبع تصویر، aparatsafarian
ناصر صفاریان مستند ساز و منتقد سینمایی متولد تهران و دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی است. او پیش از آنکه به فیلمسازی رو بیاورد روزنامهنگار و منتقد سینمایی بوده و در رسانهها و روزنامهها مشغول به فعالیت بود. در کارنامه فیلمسازی او سه گانهای درباره فروغ وجود دارد که 'جام جان' نخستین اثر او، اختصاص به شعر و داستان فروغ دارد. اثر دیگرش به نام 'سردسبز' به زندگی و مرگ این شاعره میپردازد، و 'اوج موج' سومین قسمت و آخرین بخش زندگی فروغ به کارهای هنری و سینمایی و تئاتری او برمیگردد که در سال ۱۳۸۲در اختیار علاقهمندان به زندگی فروغ فرخزاد قرار گرفته است. 'آواز آفتاب'، 'اتو استاپ' و 'خواب خورشید' از دیگر کارهای فیلمسازی ناصر صفاریان است.
نگاه کارگردان
دوستی و لطف احمدرضا احمدی از پیش وجود داشت و مهربانی خانوادهاش هم بود. کار را شروع کردیم. دو روز که گذشت، دیدم راضی نیستم و چیزی نیست که میخواهم. تصویرهای گرفته شده را کنار گذاشتم، دستمزد دوستان عزیز را دادم، و کار را تعطیل کردم. روحیه احمدی در تصویرها ثبت نشده بود. دوربین کار خودش را کرده بود و خبری از طنز همیشگی نبود. در ترکیب جدید، از بزرگوارانی استفاده کردم که با احمدی و خانوادهاش آشنایی داشته باشند، تا حضور من و آنها و دوربین، مانع راحتی و صمیمیت نشود. گفتوگوها را هم تقسیم کردم میان چند نفر، تا هر کس درباره موضوعی با او صحبت کند. یکی دو جایی جواب نداد و تصور اولیهام رنگ باخت، اما بقیه خوب بودند. با هماهنگی قبلی با تصویربردار و صدابردار، هم قبل از شروع رسمی حرفها مشغول ضبط بودیم و هم بعد از آن. طوری که حتی در برخی لحظهها 'قطع' که میدادم، خودمان از پشت دوربین کنار میآمدیم اما دوربین روشن بود.گاهی خودمان هم میرفتیم کنار آنها مینشستیم. اگر هم تغییری در وضعیت پیش میآمد، محمدرضا سکوت یا من، خودمان را به دوربین میرساندیم و به بهانهای، قاب تصویر را دوباره تنظیم میکردیم. صدابردار هم سختی گرفتن بوم را باید طوری تحمل میکرد که کسی نفهمد داریم ضبط میکنیم. گاهی هم چیزی میگفتیم و فضایی ایجاد میکردیم و خودمان را کنار میکشیدیم. لحظههای تنهایی احمدی در فیلم، بخشی از همین لحظههاست.شانس بزرگ هم اعتماد این بزرگ نازنین بود. اعتماد و جسارت او بود که نتیجه اش شد شکل گرفتن شخصیتی در مقابل دوربین که تا به حال از هیچ روشنفکر ایرانی ندیده بودیم. پس از دیدن فیلم هم در یادداشتی که در نشریات منتشر شد برایم نوشت: 'از ناصر صفاریان تشکر فراوان دارم مرا که عصبانى، غمگین، ناامید و بیمار بودم و هستم تحمل کرد. روزهاى طغیان من - فقط - سکوت کرد، لبخند زد و باز به خانه ما آمد. امیدوارم در شادى من که پس از دیدن فیلم 'وقت خوب مصائب' رخ داد، ناصر صفاریان، محمدرضا سکوت و بهمن کیارستمى شریک شوند.'
همین مرا بس، که خستگی از تن به در میکند.
شناسنامه فیلم
عنوان : وقت خوب مصائب
محقق، طراح، مجری طرح و کارگردان: ناصر صفاریان
تدوین:بهمن کیا رستمی تصویر: محمد رضا سکوت عکس: حسن غفاری و مهرشاد کارخانی صدابردار: مهرداد دادگری گروه گفت و گو: رضا کیانیان، احمد طالبی نژاد، محمد قائد، ماهور احمدی، حمید رضا صدر و ناصر صفاریان موسیقی: انتخابی با حضور: آیدین آغداشلو، ماهور احمدی، فرح اصولی، عزت اله انتظامی، مجید انتظامی، رخشان بنی اعتماد، شهره حیدری، خسرو خورشیدی، داوود رشیدی، عمران صلاحی، ژاله علو، عزت اله فولادوند، هوشنگ کامکار، عباس کیا رستمی، مسعود کیمیایی و مسعود معصومی تهیه کنندگان: ناصر صفاریان ، ۵۷ دقیقه سال ساخت: ۱۳۸۳_۱۳۸۱ موضوع: مستندی درباره زندگی و آثار احمد رضا احمدی، شاعر، نویسنده، کارشناس موسیقی، سینماگر و ... معاصر
خلاصه فیلم سفر قندهار ساخته محسن مخملباف

منبع تصویر، aparatkandahar
نفس دختر روزنامهنگار جوان افغان که مدتی است به کانادا مهاجرت کرده، از خواهر کوچک خود که در افغانستان مانده است نامهای دریافت می کند که به دلیل ناامیدی از زندگی در افغانستان کنونی به هنگام کسوف خورشید قصد خودکشی دارد. نفس تصمیم می گیرد برای نجات خواهر خود تا قبل از کسوف به قندهار برسد.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
یاسر
این فیلم بی نظیر است. این فیلم پر از پیام و درس زندگی است. یکی از زیباترین دیالوگهایش به نظرم لحظهای است که آن مبارزی که خودش را پزشک جا زده دارد روی گاری در حال حرکت با نفس صحبت میکند :
'من پزشک نیستم برای مبارزه اومدم اینجا،اول خدا را در این دیدم که با افغانها علیه روسها بجنگم. بعد که افغانها پیروز شدن سر خدا جنگ شد . پشتونها میگفتن : خدا پیش ماست و تاجیکها میگفتند خدا پیش ماست. من اول با تاجیکها بر علیه پشتونها جنگیدم و . بعد با پشتونها علیه تاجیکها جنگیدم. تا اینکه یک روز دوتا بچه خیلی مریض رو کنار جاده پیدا کردم که در حالت مرگ بودند .یکیشون پشتون بود و یکیشون تاجیک ،یک دفعه احساس کردم خدا را باید در التیام رنج این آدمها جستجو کنم.'
حسین
هرچند اين مستند بخشهایی از واقعيتهای جامعه افغانی را بيان میكند اما دركل پر از تخيل وخيال بافی است. <span >به نظر من بعضی قسمتهای فیلم با واقعیت سازگاری نداشت مثلاً:
در مدارس دینی افغانها به علت اختلافات مذهبی، بچه های اهل تشيع و اهل تسنن در يك مكان درس نمی خوانند و شيوه طبابت طبیب غیر واقعی است، چرا كه در افغانستان مردم در قبال دكترها حساسيت ناموسی ندارند.
شیدا
عالی بود. هر وقت این فیلم را دیدهام خوشم آمده است. شاید از خیلی از کارهای محسن مخملباف خوشم نیاید اما این کارش خیلی خوب است.
رسول
فلم را ديدم، به نظرم جالب نبودT چون زياد از دروغ استفاده شده بود. واقعيت نيست اين فلم ضد اسلام است. نام اسلام و نام افغان را بد می کند. ما مردم افغانستان هيچ وقت زن ها را تنها به دست بيگانه نمیسپاریم به زن كسی هم كار نداريم.
حسن
فلم جالب بود و خاطرات تلخ دوران طالبان را در ذهنم تازه ساخت و يك شبانه روز سر درد شدم.
الهام
فیلم جالبی بود. فیلم پر از صحنههای طنز تلخی بود که شاید اگر در یک فیلم کمدی بود میتوانست خیلی خنده دار شود اما اینجا بیشتر به درد و بدبختی اشاره داشت. صحنه هایی مثل ریختن پاها با چتر از آسمان ویا مثل وسواس مرد برای انتخاب پا برای زنش و امتحانش با برقع و کفش عروسی.
رضا
فیلم شعار زده و جشنوارهای و گل درشتی بود. تمثیل قفل و زنجیری هم که مجری برنامه بکار برد، به فیلم بود الصاق شده بود و از خود فیلم نبود. این فیلم مصداق بارز فیلم جشنوارهای و برای دیگران فیلم ساختن است.
مجتبی
فیلم خیلی خوب اوضاع مملکت افغانستان را در زمان طالبان نشان داد. به نظر من بهترین سکانس این فیلم آنجا بود که بیمار گرسنه بود و وقتی پزشک آمریکایی از او سوال می کرد چه خورده میگفت: دلم درد می کرد و چیزی نخوردم و در پایان پزشک یک قرص نان به او داد و گفت روزی سه مرتبه بخور.
بیات
فلم بسیار زیباست. البته موسیقی متن فلم را نپسندیدم که آهنگ راک بود. خیلی موسیقی های بهتر میتوانست باشد و اینکه چند بار این فیلم را دیده ام ولی نفهمیدم بالاخره خواهرش را یافت یا نه و اینکه منظورش از زندانهای بسیار، برقع و مشکلات زنان بود یا منظورش چیز دیگری هم بود؟
معین
خیلی قشنگ بود. فقط سرعت فیلم یک کم کند بود. آدم دلش میخواست هلش بده بره جلو، ولی با اینکه تو بیابون بود و چشم نواز نبود، مخاطب رو جذب داستان میکرد.
محمد
در اينجا انسانی را ميبينيم كه از زادگاه خودش براي شناخت حقيقت و خدا به افغانستان مهاجرت ميكند و با شباهتي تقريبی اين جريان را در فيلم فرياد مورچه ها ميبينيم . اين جريان فكری در فاصله زمانی دو فيلم همراه آقای مخملباف بوده و چقدر كاملتر شد كه جای تحسين دارد.
مولانا
این دکتر جزو تروریستهای مسلمان آمریکایی بود که بعد از 11 سپتامبر به افغانستان فرار می کند و در این فیلم شناسایی می شود.
مونا
واقعا از ظلمی که در حق جنس مونث یعنی زنان و دختران در افغانستان میشود،غصه میخورم. آنها هم آدمند و حق حیات دارند. چرا باید اینطور خودشان را بپوشانند. چرا باید در سن کم تن به ازدواج بدهند و هزاران چرای دیگر. امیدوارم افغانستان آزاد شود، و از این قوانین سخت و زن ستیز و مرد سالار رها شود. شاید خیلی طول بکشد ولی امیدوارم آن روز برسد.
قاسم
جمله زیبای فیلم که همیشه در ذهن من باقی مانده این است:
'افغانستان کشوری است که تنها چیز مدرن که درش یافت می شه سلاح است.’
راحله
و جمله آخر فيلم زیبا بود:
‘و حالا در همه زندانها اسیرم.’
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











