فراز و فرود مانکنهایی که شبیه زنان واقعیاند

منبع تصویر، x
- نویسنده, لوسی والیس
- شغل, بخش خبری بیبیسی
مردمی که این روزها برای خرید لباس مد بهاری به مغازههای بریتانیا می روند خواهند دید که تعدادی مانکن درشت اندام با سایز زنانه ۴۴ نیز به مانکن های قلمی و لاغر اندام همیشگی افزوده شده اند.
در دنیای مد و پوشاک که چند دهه اخیر فقط اندامهای کشیده و لاغر را تبلیغ کرده این یک تغییر محسوس و شاید غیرعادی است. اما حقیقت این است که از زمان ساخت و نمایش اولین مانکنهای لباس تا امروز شکل و اندام آنها به تناسب مد و سلیقه رایج تغییرات زیادی را پشت سرگذاشته است.
این پیکرههای پلاستیکی، گچی، چوبی و یا فلزی از دهه ها پیش لباسهای رایج در هر دوره را بر بدن بی جان خود در ویترین مغازهها به نمایش میگذارند و با چشمانی بی روح به عابران و بازدید کنندگان خیره می شوند. و به این ترتیب در سراسر دنیا به بخش نازدودنی، هر چند گاه بحث برانگیز، عرضه و فروش لباس زنانه بدل شده اند.
ولی این مجسمه ها فقط وسیله عرضه و نمایش لباس نیستند. مانکن ها خیلی بیشتر از آنچه که معمولا تصور می کنیم بیانگر نگاه جامعه و صنعت پوشاک و مد به ظاهر و پیکر زنان هستنند.
آمارها نشان می دهد که سایز متوسط لباس زنان در بریتانیا ۴۲ تا ۴۴ است. به همین دلیل یکی از فروشگاههای قدیمی و بزرگ پوشاک به نام " دبنهام " تصمیم گرفته که از این پس مانکن هایی با اندام درشت تر به نمایش بگذارد که با سایز اکثر مشتریان این فروشگاه انطباق دارد.
این یک گام مهمی تلقی می شود چون صنعت پوشاک و مد همیشه سعی کرده مشتریان را براساس اینکه آرزو دارند چگونه جلوه کنند جذب کند نه اینکه در عالم واقعیت ظاهر آنها چگونه است. به همین خاطر در پیامهای تبلیغاتی همیشه لباسها بر تن مدلها و یا مانکن هایی با اندام " بی عیب و نقص" عرضه می شوند.

منبع تصویر، x
به گفته اوریول کولن متصدی ارشد بخش مد و لباس در موزه ویکتوریا و آلبرت شهر لندن، نگاه دقیق به اندازه و پیکر مانکن ها می تواند شکل اندامهایی را که در هر دوره محبوبیت یا جاذبه بیشتری داشته اند به ما بشناساند.
اکثر مانکنهایی که ما امروزه در مغازههای بریتانیا و اکثر کشورهای غربی میبینیم معمولا سایز ۳۴ و یا ۳۶ هستند. قد آنها معمولا حدود یک متر و هشتاد سانتیمتر و اندازه سینه ، کمر و باسن آنها متناسب با الگویی که امروزه " اندام بی نقص" تلقی می شود ، ساخته شده است.
تانیا رینولد مسئول طراحی یک کارخانه مانکن سازی میگوید: "در سالهای اخیر پیکر مانکن های مردانه کمی لاغرتر از قبل طراحی میشوند. در صورتیکه در مورد مانکنهای زن گرایش در سالهای اخیر این بوده که اندام آنها کمی طبیعی تر، به عنوان مثال با باسنهای بزرگتری به نسبت قبل طراحی و ساخته شود."
این اولین بار نیست که مانکنهایی با اندامهای درشت تر وارد ویترین مغازهها می شوند.
النور تامسون پژوهشگر تاریخ مد می گوید که در قرن هجدهم میلادی طراحان و دوزندگان لباسهای تجملی برای نشان دادن محصولات و طراحیهای جدید خود از عروسک استفاده میکردند. در قرن نوزدهم با توسعه صنعت تولید پوشاک و افزایش تعداد مغازه در سطح شهرها استفاده از مانکن به عنوان بخش ثابتی از عرضه پوشاک زنانه شروع شد.
النور تامسون میگوید:" به مرور فروشگاههای بزرگ ساخته شدند که ویترینهای بزرگ آنها را می شد به خوبی از خیابان دید. در حقیقت فلسفه بنیادی این نوع مغازهها این بود که عابران با دیدن محصولاتی که در ویترین مغازهها چیده می شوند می توانند در تصورات خود با محصولات نوعی ارتباط برقرار کرده، تحت تاثیر قرار گرفته و در گام بعدی آن را بخرند."

منبع تصویر، X
در این مغازهها معمولا مانکنها را در محیطی لوکس و جذاب قرار می دادند، به عنوان مثال در اطراف آنها محیطی مثل سفرهای تفریحی و یا دریانوردی و هوانوردی را خلق می کردند تا علاوه بر جذابیت لباس، محیطی تخیلی نیز برای تاثیر بیشتر بر عابران به وجود آورند.
اوریل کولن معتقد است که در این دوره مانکنها با دقت و درست شبیه زنان ساخته میشدند. وی میافزاید:" مانکنهای اولیه معمولا چشمهای شیشه ای داشتند، صورت و سر آنها را از موم می ساختند و برای مو هم از کلاه گیسهای خوبی استفاده می کردند."
النور تامسون می گوید که در اوایل قرن بیستم این واقع گرایی را می شد در اندام مانکن ها نیز دید. در این دوره از مانکن هایی با اندازه و سایزهای مختلف استفاده می شد و نه فقط سایز و اندام هایی که مد روز بودند.
تانیا رینولد از مسئولان طراحی یک کارخانه مانکن سازی می گوید ساخت و استفاده از مانکن های درشت اندام در اوایل قرن بیستم در حقیقت بازمانده ای از دوران احاطه فرهنگ ویکتورین (متعلق به عهد ملکه ویکتوریا) بود. در فرهنگ ویکتورین، نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در بریتانیا، معمولا هیکل چاق نشانگر آن بود که فرد بنیه مالی لازم برای خوردن غذای زیاد را دارد.
پیره ایمانس یک کارخانه فرانسوی تولید مانکن که در آن دوره برای فروشگاههای بزرگ در سراسر دنیا مانکن های مومی می ساخت، سعی می کرد که هر یک از مانکن هایش " شخصیت" ویژه خود را داشته باشند و حتی برای هر یک از آنها اسم انتخاب می کرد.
النور تامسون میگوید که مانکنهای ساخت پیره ایمانس سینههای بسیار کوچک و تختی داشتند و از ناحیه کمر، باسن و ران بسیار فربه بودند. شکل اندام آنها شبیه یک گلابی بود. وی میافزاید:" اندام این مانکن ها واقع گرایانه تر ساخته شده بود و انعکاسی بود از هیکل بسیاری از زنان در همان سالهای اول قرن بیستم. به همین خاطر از روی مانکنها به خوبی میتوان تصور کرد که لباسهای مد دهه ۱۹۲۰ چطور روی بدن زنان آن دوره دیده می شد."

منبع تصویر، D
مانکنهای مردانه ساخت کارخانه پیره ایمانس هم از نظر اندام و حالت چهره تنوع زیادی داشتند. در عین حال حداقل سه مورد مانکن زن نیز ساخته بود که سایز آنها ۴۴ یا ۴۶ بود و چهره آنها نیز شبیه زنان میانسال بود.
از اوایل قرن بیستم مانکنهای زن اندام و ظاهر یکپارچه تری پیدا کردند و به مرور تبدیل شدند به نماد اندام به اصطلاح "مورد پسند" در هر دهه و یا هر دوره از تغییرات مد لباس.
اوریول کولن میگوید:" به عنوان مثال مانکنهای دهه ۱۹۵۰ کمرهای خیلی باریکی دارند ، باسن آنها بسیار برجسته و فربه ، سینههای آنها بزرگ و برجسته و شانه های آویزانی دارند. اما در دهه های بعدی، مثلا از سالهای ۱۹۹۰ به این سو، اندامهای متناسب تر با خط شانه ای مستقیم مد شد."
به گفته تانیا رینولد از اواسط دهه ۱۹۹۰ تعداد مانکنهای لاغر اندام با سینههای بزرگ بیشتر شد که خود انعکاسی است از عمومیت پیدا کردن جراحی پلاستیک و روی آوردن زنان به بزرگ کردن سینه های خود.
وی اضافه می کند که به هنگام طراحی مانکنهای جدید تقاضا و سلیقه مشتری، مخاطبان آن تولیدی، مشتریان هر مغازه و اندازههای مبدا در نظر گرفته میشوند. در گام بعدی یک مدل زن که با این معیارها انطباق داشته باشد انتخاب میشود و مجسمه سازی که قرار است قالب اولیه مانکنها را بسازد از بدن یک زن واقعی الهام میگیرد. به گفته وی مانکنی که اندام بسیار مصنوعی و به اصطلاح بی جانی دارد حتما در قالبگیری آن از یک مدل واقعی استفاده نشده است.
هر چند ماده اولیه ای که برای ساخت مانکن ها از آن استفاده می شود تغییر زیادی کرده ، به عنوان نمونه در آغاز از موم و گچ استفاده می شد ولی بعدها پلاستیک و مواد مستحکمتری به کار گرفته می شود، ولی چهارچوب و اسکلت آنها در طول بیش از یک قرن تغییر چندانی نداشته است.
اوریول کولن خاطر نشان می کند:" معمولا مانکنهایی که تولید میشوند به خاطر صرفهجویی در هزینه تولید و یکسان نگاه داشتن اندازهها همه یکسان هستند. نکته جالب این است که از یک طرف صنعت پوشاک و مد رشد و رونق فراوانی داشته ولی هیچگاه سعی نکرده از مانکن هایی در اشکال و اندازه های متنوع استفاده کند."

منبع تصویر، Z
در سالهای اخیر کارزارهای گوناگونی در مورد ایجاد تنوع بیشتر در صنعت پوشاک و مد به راه افتاده است. دکتر سارا ریلی استاد روانشناسی معتقد است که مانکنها باید انواع و اقسام اندامها و تنوع گسترده پیکر زنان در قرن بیست و یکم را به خوبی منعکس کنند. وی در مورد نگاه و احساس افراد نسبت به بدن و اندام خود ، تاثیر ظاهر در رفتار افراد تحقیقات گسترده ای انجام داده و از مشاوران اداره ترویج برابری در دولت بریتانیا است که یکی از موضوعات مورد بررسی آن در حال حاضر رابطه بدن و ظاهر افراد با مسئله اعتماد به نفس است.
دکتر سارا ریلی می گوید:" به نظر من بین آنچه که صنعت تبلیغات میخواهد به مردم نشان دهد و آنچه که واقعا خود مردم میخواهند ببینند یک ناسازگاری بزرگی وجود داشته. تغییرات اخیر در نگاه جامعه به شکل و اندام مانکن ها هم بخشی از همین موضوع است."
به گفته وی پژوهش های جدید نشان می دهند که اکثر مردم دوست دارند ببینند که مدلهای سرشناس و یا افرادی که به عنوان نماد مد روز در تبلیغات به کار گرفته می شوند شبیه مردم عادی هستند. اکثر مردم دوست دارند به جای اینکه صرفا به زیبایی دیگران نگاه کنند احساس کنند که خود آنها هم زیبا هستند و به آنها یادآوری شود که زیبا هستند.
تمایل به سمت منعکس کردن تنوع واقعا موجود در جامعه در شکل و ظاهر مانکن ها نه فقط اندام بلکه مسئله اقلیت های نژادی گوناگون را نیز شامل می شود. به گفته دکتر سارا ریلی در فرهنگی که به شدت و گاه با بی رحمی در مورد افراد قضاوت می شود، هر چیزی که به افراد کمک کند تا خود را با هر ظاهر و هر اندام و از هر نژادی که هستند زیبا و سالم ببینند ، یک عامل مثبت است.
برخی فکر میکنند که ورود مانکنهای با سایز درشت به بازار لباس ممکن است چاقی مفرط را تشویق کند. ولی به اعتقاد دکتر ریلی آوردن مانکن هایی با سایز ۴۴ به فروشگاهها به معنای تشویق زنان به شیوه زندگی و تغذیه ناسالم نیست.
وی میافزاید:" به نظر من جامعه ما باید این همه حساسیت در مورد وزن افراد را کنار بگذارد چون تنها نتیجه آن ایجاد فرهنگ تمسخر و تحقیر افراد بوده است. به جای آن به نظرم باید به سلامت، احساس رضایت و سلامتی افراد و انجام کارهایی که به شادی مردم می افزاید توجه کنیم."
وی معتقد است که در طول تاریخ و به خصوص در دهههای اخیر تحت تاثیر صنعت تبلیغات " اندام ایده آل و یا بی نقص" مرتب در حال تغییر بوده و به همن خاطر زنان و حتی مردان همواره به طور ناخودآگاه به شکلی از سوی جامعه تحت فشار بوده اند.
تغییر در ذائقه عمومی و تاثیر تبلیغات و فرهنگ تجاری روی آن را حتی در شخصیتهایی که برای فیلمهای سینمایی خلق می شوند میتوان دید. کافی است به عنوان مثال به شخصیتهای مجموعه سینمایی جنگ ستارگان دقت کنیم. در اولین فیلم که در دهه ۱۹۷۰ تولید شد اندام شخصیت ها بسیار عادی است ولی به مرور می بینیم که اندام آنها نیرومندتر، ماهیچهای تر و در نتیجه از واقعیت دورتر می شود.
با توجه به اینکه اندام اکثر مردم بریتانیا با آنچه که در تبلیغات و یا ظاهر ابرقهرمانها می بینیم تفاوت فراوانی دارد باید دید که فروشگاهها و صنعت پوشاک و مد تا چه حدی برای منعکس کردن این واقعیت متنوع گام خواهند برداشت.











