جشن خانه موسیقی؛ مراسمی که سیاسی شد

- نویسنده, بردیا افشین
- شغل, روزنامهنگار در حوزه موسیقی
جشن خانه موسیقی امسال سیاسیترین بود و همچنان باید به انتظار عواقب آن نشست و البته تا اینجا بعد از یک هفته اولین پیامد آن استعفای داریوش پیرنیاکان، دبیر و سخنگوی خانه موسیقی بوده است، اتفاقی که کمتر کسی در بزرگی اندازههایش شک دارد.
داریوش پیرنیاکان به اعتراض به موضع هیئت مدیره خانه موسیقی نسبت به سخنرانی اش در جشن خانه موسیقی از سمتهایش کناره گیری کرده است. کمی پیشتر خانه موسیقی رسما اعلام کرده بود گفتههای پیرنیاکان، نظرهای شخصی اش بوده و نظر رسمی خانه موسیقی چیز دیگری است و قبلا در اعلامیهای بیان شده بود.
البته انتظار میرفت آن چه که داریوش پیرنیاکان در آن روز جشن خانه موسیقی (۲۲ مهر ۱۳۹۲) بیان کرده بود واکنشهای بسیاری را بر انگیخته کند، اما کمتر کسی انتظار داشت نهادی که او خود از موسسان آن بوده است، جدیترین عکسالعمل علیهاش نشان دهد، در حالی که مقامهای رسمی حکومتی و چهرههای مذهبی اعتراضی رسمی و علنی به این گفتهها نداشتند.
در جشن خانه موسیقی پیرنیاکان به وقت سخنرانیاش گفت، از ۳۴ سال گذشته " زمستانی است که بر موسیقی میگذرد"، او از مشکلات موسیقی در ایران گفت، از این که این هنر را مسئولان به رسمیت نمیشناسند، از این که تلویزیون دولتی ایران همچنان ساز را نشان نمیدهد و به عقیدهاش موسیقی را حرام میداند، از این که ممکن است وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز کنسرتی را در شهری صادر کند، اما مقامی در سطح استان یا شهرستان از همین وزارتخانه اجازه برگزاری کنسرت را ندهد و او از این گفته بود که چرا زنان، نیمی از جمعیت هنرمندان ایرانی، هنوز اجازه تکخوانی ندارند.

این آخری بود که میتوانست بسیار حساسیت برانگیز باشد، چرا که پیرنیاکان دست بر روی مسئله ای گذاشته بود که تصمیمگیری دربارهاش در ایران کنونی، نیازمند بحثی "فقهی" به نظر میرسد.
پیرنیاکان در سخنرانی اش از فقها خواسته بود توضیح دهند، "کجای دین موسیقی حرام اعلام شده است؟" و به علاوه اینها به شکلی کم سابقه علنی کرد که "از خواستههای مهم خانه موسیقی پخش شدن صدای زنان است." اما در حالی که او فکر میکرد همه اهالی موسیقی در این باره هم صدا هستند، به یکباره خانه موسیقی و هیئت مدیرهاش همه را شگفت زده کرد و این اظهارات را نظر شخصی دبیر و سخنگوی این نهاد دانست.
خانه موسیقی اولین و تنها نهاد صنفی اهالی موسیقی ایران پس از انقلاب ایران است، نهادی برای همه فعالان این صنعت و هنر در کشور که تابستان سال ۱۳۷۹ به ثبت رسیده بود: "به انگيزه حفظ ، گسترش ،اعتلا، اشاعه و معرفی موسيقی و موسيقی دانان ايرانی".
اما این نهاد غیر سیاسی، در جشن چهاردهمین سالگرد تاسیسش سیاسیترین حرکت خودش را انجام داد، در جشنی که هر ساله مهرماه و همزمان با سالروز تولد ابونصر فارابی برگزار می شود.
جشنی که در سالهای پیشین همانطور که انتظار هم میرفت همیشه به مراسمی چون تقدیر و تجلیل از هنرمندان و چند اجرای زنده محدود بود. اما این بار خانه موسیقی جور دیگر خودش را برای برگزاری مراسم آماده کرده بود. سال پیش خانه موسیقی نتوانست سالگرد تاسیسش را جشن بگیرد و مراسم به دلیل صادرنشدن مجوز درست در آستانه برپایی اش و بعد از هفتهها تدارک لغو شده بود.

اما این سرخوردگی تنها عاملی نبود که جامعه صنفی اهالی موسیقی بخواهد تلاش کند مراسم سالگردش را این بار با شکوهتر از همیشه برگزار کند. به وضوح روشن بود که به روی کار آمدن رئیس جمهور جدید، در ایران، این انگیزه را به خانه موسیقی داده بود.
بنا بود در مراسمی که رویکردش "موسیقی و دولت تدبیر و امید" را اعلام کرده بودند، اعضای خانه موسیقی از دغدغهها و خواستههای این جامعه از دولت جدید در این مراسم حرف بزنند.
خانه موسیقی قبل از جشن بیانیه ای صادر کرد، با اشاره به این که در دولت پیشین شاید نیازی هم به قرائت چنین چیزی نبود چرا که به عقیده خانه موسیقی "در عهد مسئولانی که هنر فاخر و تاثیر گذار موسیقی را با پفک مقایسه و به آن تشبیه می کردند خواندن بیانیه کوبیدن آب در هاون بود".
با این حال آخرین مراسم با قرائت بیانیه آغاز شد، بیانیه ای که مطلعش این بود: "قرار است به تدبیر، امید داشته باشیم و مسئولانی با گوش شنوا" و موخره اش این: "اگر تدبیری هست باید نتیجه آن آزاد گذاشتن هنرمندان برای تولید و خلاقیت باشد و ... وعده رئیس جمهور منتخب محقق شود و امور به صنف واگذار گردد."
شاید خیلی دور نباشد که خانه موسیقی در فرصت به دست آماده و روی کار آمدن دولت جدید میخواست تلاش کند از سرخوردگیهای جامعه موسیقی در سالهای گذشته حرف بزند و مسئولانش را به حمایت از اهالی این هنر و صنعت تشویق کند، دولتی که از زمان روی کار آمدن روی خوشی به موسیقی نشان داده است.

اما این که خانه موسیقی اظهار نظر داریوش پیرنیاکان یکی از ارکانش را در همه سالهای موجودیت این نهاد برنتابیده است، می تواند برای اهالی موسیقی نه فقط بهت آور باشد که نگران کننده است.
خصوصا این که کمی بعد از سخنرانی داریوش پیرنیاکان که در این سالها بخشی از زندگی حرفهای هاش را وقف "خانه موسیقی" کرده بود، مجید درخشانی در حضورش در شبکه تلویزیونی بیبیسی فارسی از محدودیت اجرای آواز زنان حرف زد.
به علاوه رویکرد محافظه کارانه خانه موسیقی جای سئوال بیشتر وقتی باقی میگذارد که علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در اظهار نظری جدید، به طرح این موضوع واکنشی مثبت نشان داده است و گفته "طبق نظر مراجع اگر صدای تکخوانهای زن در موسیقی موجب مفسده نباشد، ایرادی ندارد و برخی از مراجع در این باره چنین نظری دارند."
حالا در حالی که این بار دولت و اعضای آن به نظر حامی موسیقی میرسند، این نگرانی به وجود آمده است که آیا ممکن است در آینده تنها تشکیلات صنفی هنر و صنعت موسیقی برابر خواست اهالیاش برای تغییر مقاومت نشان بدهد؟











