مرد امید؛ هدیه سینمایی وایدا به لخ والسا

- نویسنده, علی امینی نجفی
- شغل, پژوهشگر مسائل فرهنگی
لخ والسا، کنشگر سندیکایی و رئیس جمهور پیشین لهستان، یکشنبه (۲۹ سپتامبر) هفتاد ساله میشود. به این مناسبت آندری وایدا، از مهمترین کارگردانان لهستان، به او یک "هدیه سینمایی" تقدیم کرده و آن فیلمی است به نام "والسا، مرد امید".
فیلم در لهستان با موفقیت فراوان به روی پرده سینما رفته و به عنوان نماینده سینمای این کشور برای شرکت در اسکار ۲۰۱۴ معرفی شده است.
سیر پرفراز و نشیب جنبش کارگری لهستان، همواره به اشکال گوناگون در سینمای وایدا بازتاب داشته است. فیلم "مرد مرمرین" (ساخته ۱۹۷۶) برخوردی انتقادی با "آرمانگرایی پرولتری" محسوب میشود. فیلم "مرد آهنین" (محصول ۱۹۸۱) در بزرگداشت جنبش مستقل سندیکایی ساخته شده است. در آخرین صحنههای این فیلم لخ والسا در میان کارگران مبارز "مجتمع کشتیسازی لنین" در گدانسک (دانسیگ) دیده میشود.
وایدا تائید میکند که آخرین فیلم او را میتوان آخرین بخش یک سهگانه (تریلوژی) سیاسی درباره جنبش کارگری لهستان دانست، که اینک رهبر جنبش در مرکز آن قرار گرفته است.
امید به آینده

آندری وایدا از اوایل دهه ۱۹۸۰ به پیکار کارگران لهستان برای برپایی تشکلات مستقل جذب شد و با لخ والسا رهبر برجسته این جنبش، دوستی برقرار کرد.
به مناسبت هفتاد سالگی لخ والسا و نمایش فیلم آخر وایدا، روزنامه آلمانی "دی ولت"، کارگردان سینما و رهبر کارگری را روبروی هم نشانده و بخشی از گفتوگوی آنها را منتشر کرده است.
وایدا درباره نحوه پیدایش فیلم توضیح میدهد: "برای ساختن مرد مرمرین ناچار شدم دوازده سال صبر کنم تا توانستم مجوز ساخت آن را بگیرم. هدف فیلم تصویر مردمی بود که دیگر حاضر نبودند یوغ یک نظام خودکامه را تحمل کنند. مرد آهنین به خواهش لخ والسا تولید شد که از من خواسته بود فیلمی درباره قیام کارگران صنایع کشتیسازی تولید کنم. اخیرا وقتی به او گفتم که قصد دارم زندگی او را به فیلم برگردانم، گفت که مرد آهنین را ادامه بده و من همین کار را کردم."
لخ والسا درباره فیلم میگوید: "این فیلم تنها درباره من نیست، بلکه با بیانی مؤثر و زیبا نشان میدهد که نسل ما چگونه توانست به کمونیسم پایان دهد و جامعه را به سوی آیندهای بهتر رهنمون شود. آندری وایدا مهمترین سینماگر لهستان و دوست من است. او همیشه آیندهبینی عمیقی داشت و در فیلم آخرش نسل ما را به دقت تصویر میکند، و این را البته از دیدگاه خودش انجام میدهد."
وایدا کوشیده است تصویری واقعبینانه از لخ والسا ارائه دهد. او جا به جای فیلم "ضعفهای انسانی یک قهرمان" را نیز نشان میدهد.
والسا میگوید که در زندگی هرگز خود را "قهرمان" ندانسته است، اما اعتراف میکند که هر وقت در لهستان از محبوبیت او کاسته میشود، به اندوه فرو میرود و تصمیم میگیرد کاری انجام دهد تا باز هم نزد مردم محبوب باشد.
والسا نقش فیلمهای وایدا را در بیداری مردم لهستان و مبارزه آنها با دیکتاتوری کمونیستی بسیار مهم میداند. او تأکید میکند: "بدون فیلمهای وایدا هرگز نمیتوانستم کارهایی را انجام دهم که انجام دادم."
سایه روشنهای زندگی 'مرد امید'

لخ والسا، متولد ۲۹ سپتامبر ۱۹۴۳، اسطورهای زنده است: کارگری ساده که با تکیه بر عزم و ارادهای پیکارجویانه قهرمان ملی شد، به ریاست جمهوری کشورش رسید، جایزه نوبل دریافت کرد.
درباره زندگی و سرگذشت افسانهای او میتوان اختلاف نظر داشت، اما نقش برجسته او در فروپاشی کمونیسم قابل بحث نیست.
او در نیمه دهه ۱۹۷۰ با شرکت در سازماندهی اعتراضات کارگری در "جمهوری خلق لهستان" به شهرت رسید و به عنوان یکی از رهبران اصلی سندیکای مستقل اما غیرقانونی "همبستگی" (سولیدارنوش) شناخته شد.
لخ والسا که پس از گذراندن زندانی یک ساله، از کار اخراج شده بود، زندگی خود را وقف سازماندهی مبارزه کرد. شیوه اصلی این مبارزه "مقاومت مدنی" و اعتراضات مسالمتآمیز بود.
والسا در سال ۱۹۸۳ جایزه صلح نوبل را دریافت کرد ولی در مراسم دریافت جایزه در اسلو شرکت نکرد، زیرا بیم داشت که رژیم از بازگشت او به لهستان جلوگیری کند.
اعتصابات کارگری لهستان اولین ضربه بزرگی بود که در دهه ۱۹۷۰ بر "اردوگاه سوسیالیستی" وارد آمد و سقوط نهایی آن را در پایان دهه ۱۹۸۰ رقم زد.
والسا پس از فروپاشی نظام وابسته به "اتحاد شوروی" در لهستان، در سال ۱۹۹۰ به عنوان نخستین رئیس جمهور دوران "پسا کمونیستی" انتخاب شد.
برخی از تاریخنگاران و پژوهشگران عقیده دارند شواهدی وجود دارد که سازشگری یا حتی همکاری لخ والسا را با سندیکاهای وابسته به دولت کمونیستی و حتی پلیس امنیتی آن، ثابت میکند. والسا این ادعاها را "تهمت دشمنان" خود دانسته است.
'فرصتطلبی' در پیشرفت سیاسی

برخی از منتقدان لخ والسا عقیده دارند که او در مبارزات "همبستگی" هرگز آن نقشی را نداشته که همواره مدعی آن است. گفته میشود که او با زیرکی بسیاری از افتخارات و پیروزیهای "همبستگی" را به نام خود "غصب" کرده است.
به ویژه او تلاش کرده نقش آنا والنتینوویچ را کم اهمیت جلوه دهد و به این زن فداکار به سان رقیب بنگرد. او زن مبارزی بود که در دهم آوریل ۲۰۱۰ در ماجرای سقوط هواپیمای لخ کاژینسکی، رئیس جمهور لهستان، به همراه سایر سرنشینان هواپیما درگذشت.
بسیاری از مردم لهستان این زن را نماد واقعی جنبش دموکراسی میدانند.
او بود که با نیروی معنوی و شهامتی بینظیر مردم و به ویژه زحمتکشان جامعه را به پیکار با نظام استالینی فرا خواند. فولکر شلوندورف، فیلمساز آلمانی، در فیلم سینمایی اعتصاب (۲۰۰۶) نقش برجسته آنا والنتینوویچ را در مبارزات سندیکایی کارگران لهستان نشان داده است.
پیر سینمای لهستان

وایدا (زاده ۱۹۲۶) اکنون بیش از پنج دهه است که در سینمای لهستان حضور فعال دارد. او از اواخر دهه ۱۹۵۰ با فیلمهایی مانند "کانال" و "خاکستر و الماس" از پیشگامان نوگرایی در سینمای "رئالیسم سوسیالیستی" بود.
در فیلمهای او معرفی شخصیتها و ترسیم مناسبات انسانی با رنگآمیز تند عاطفی همراه است. روابط اجتماعی همیشه در بستر شرایط تاریخی بررسی میشود. نوگرایی او آگاهانه از فرمالیسم فاصله میگیرد و چه بسا دیدگاه و سبک "رسمی" را بازتاب میدهد.
وایدا با آثاری مانند "عروسی" و فیلم بلند "سرزمین موعود" (محصول ۱۹۷۴) تصویری حماسی از جنبش سوسیالیستی در لهستان ارائه میدهد.
با اوجگیری اعتراضات ضددولتی در لهستان، آندره وایدا از اوایل دهه ۱۹۸۰ به اردوی منتقدان پیوست و در چندین فیلم همبستگی خود را با جنبش مردم نشان داد.
وایدا در سال ۲۰۰۰ به خاطر "پنج دهه کار خلاقه در سینما" اسکار افتخاری دریافت کرد.











